.

.
نمونه هایی از مبارزات تاریخی جنبش دانشجویی علیه استکبار
نوشته شده توسط در ساعت 11:44 ق.ظ
در کشور ما[جنبش دانشجویی] تاریخ بسیار جالبی دارد. این را از این جهت می‌گویم و رویش تکیه میکنم که این حرکت باید ادامه پیدا کند و این چیزی نیست که بتواند متوقف بشود؛ چون کشور در شرائطی است و نظام جمهوری اسلامی، ساخت و ویژگی‌ها و مختصاتی دارد که حتماً جنبش دانشجوئی در کنارش بایستی حضور داشته باشد. این جنبش دانشجوئی در کشور ما در تاریخِ ثبت شده و شناخته شده‌ی خود، همیشه ضد استکبار، ضد سلطه، ضد استبداد، ضد اختناق و بشدت عدالتخواه بوده است. این ممیزات جنبش دانشجوئی ما از روز اول است تا امروز. اگر کسی مدعی جنبش دانشجوئی باشد، اما این ممیزات را نداشته باشد، صادق نیست. دست جنبش دانشجوئی نمیتواند در دست کسانی باشد که در فلسطین قتل عام میکنند، در عراق جنایت میکنند، در افغانستان مردم را از دم تیغ میگذرانند؛ این جنبش دانشجوئی نیست. جنبش دانشجوئی خصلت و خاصیتش در کشور ما لااقل اینجور است - شاید در خیلی از کشورهای دیگر هم باشد - که ضد استکباری، ضد سلطه، ضد دیکتاتوری و طرفدار عدالت است. شروع این حرکت یا مقطع شناخته شده‌ی این حرکت، همین ۱۶ آذر است.
جالب است توجه کنید که ۱۶ آذر در سال ۳۲ که در آن سه نفر دانشجو به خاک و خون غلتیدند، تقریباً چهار ماه بعد از ۲۸ مرداد اتفاق افتاده؛ یعنی بعد از کودتای ۲۸ مرداد و آن اختناق عجیب - سرکوب عجیب همه‌ی نیروها و سکوت همه - ناگهان به وسیله‌ی دانشجویان در دانشگاه تهران یک انفجار در فضا و در محیط به وجود می‌آید. چرا؟ چون نیکسون که آن وقت معاون رئیس جمهور آمریکا بود، آمد ایران. به عنوان اعتراض به آمریکا، به عنوان اعتراض به نیکسون که عامل کودتای ۲۸ مرداد بودند، این دانشجوها در محیط دانشگاه اعتصاب و تظاهرات میکنند، که البته با سرکوب مواجه میشوند و سه نفرشان هم کشته میشوند. حالا ۱۶ آذر در همه‌ی سالها، با این مختصات باید شناخته شود. ۱۶ آذر مال دانشجوی ضد نیکسون است، دانشجوی ضد آمریکاست، دانشجوی ضد سلطه است.
بعد، از آن سال تا سال ۴۲ - که شروع نهضت روحانیت و نهضت دینی و اسلامی در کشور ماست - جنبش دانشجوئی کم و بیش تحرکاتی دارد. من یادم است سالهای ۳۸ و ۳۹ و ۴۰ و ...، دانشجوها تحرکاتی داشتند، منتها بشدت سرکوب میشد و اجازه نمیدادند بروز پیدا کند؛ تا نهضت روحانیت در سال ۱۳۴۱ و اوجش در سال ۴۲ شروع شد، که اینجا باز شما نشانه‌ی جنبش دانشجوئی را مشاهده میکنید؛ یعنی در تمام پانزده سالی که بین ۱۳۴۲ است که شروع نهضت روحانیت باشد، تا ۱۳۵۷ که پیروزی انقلاب اتفاق افتاد، شما در همه جا و دوشادوش روحانیت و در کنار او، جنبش دانشجوئی را مشاهده میکنید. دانشگاه‌های کشور، محیطهای دانشجوئی کشور، مرکز تحرک و فعالیت است و یکی از بازوهای اساسی نهضت در تمام طول این مدت - که این را ما از نزدیک هم خودمان شاهد بودیم؛ هم دوستانی که در کار نهضت و مبارزات بودند و هم همه این را تجربه کرده‌اند و آزموده‌اند - دانشجویانند. بنابراین، دانشگاه‌ها یک بخش لاینفک از نهضت روحانیت بودند. البته در دانشگاه‌ها جریانهای الحادی و ضد دینی و مارکسیست و غیره هم بودند، لکن آن حرکت غالب، مربوط بود به دانشجوهای مسلمان. لذا گروه‌هائی که تشکیل میشد - گروه‌های مبارز - و کارهائی که انجام میگرفت مثلاً در زندانها - این زندانهای گوناگون در سالهای مختلف که ما خودمان تجربه کردیم - در همه جا، دانشجوها هم حضور داشتند؛ یعنی روحانیون و دانشجویان عمده‌ی زندانی‌ها را تشکیل میدادند. همین موجب شد که ما روحانیون مشهد، علمای مشهد و جمع کثیری از مردم مشهد در سال ۵۷، قبل از پیروزی انقلاب، وقتی میخواستیم تحصن انجام بدهیم، این تحصن در مرکز دانشگاهی پزشکی امام رضا انجام گرفت؛ یعنی مرکزیت دانشگاه. در تهران هم تحصنِ علما و روحانیون و انقلابیون و مبارزین برای ورود امام - که در ورود ایشان تأخیر شده بود - در دانشگاه تهران انجام گرفت. اینها نشان‌دهنده‌ی نقش دانشگاه و نقش دانشجوست، تا انقلاب پیروز شد.
بعد از پیروزی انقلاب این حرکت دانشجوئی - جنبش دانشجوئی، حضور دانشجوئی - صحنه‌ی عجیبی است. در همان ماه‌های اول، مسئله‌ی تشکیل سپاه پاسداران و حضور فعال دانشجویان در سپاه است و به فاصله‌ی چند ماه، تشکیل جهاد سازندگی به وسیله‌ی خود دانشجوهاست، که خود دانشجوها جهاد سازندگی را تشکیل دادند و خودشان آن را توسعه دادند؛ خودشان آن را پیش بردند، که یکی از برکات و افتخارات نظام اسلامی، جهاد سازندگی بود. چند ماه بعد از این، موج دوم حضور دانشجویان در مواجهه و مقابله‌ی با عناصر مسلحی بود که دانشگاه را لانه‌ی خودشان کرده بودند، که اتفاقاً خیلی از آنها غیر دانشجو بودند و همین دانشگاه تهران تبدیل شده بود به مرکز تسلیحات و تفنگ و مهمات و نارنجک! آنها این وسائل را جمع کرده بودند برای اینکه با انقلاب مبارزه کنند. کسی که توانست اینها را از دانشگاه تهران ازاله کند، خود دانشجوها بودند؛ حرکت عظیم دانشجوها که اینجا هم خودش را نشان داد.
سال ۵۹ با شروع دفاع مقدس، حضور دانشجوها در جبهه است که نمونه‌های مختلفی از آن وجود دارد که یکی از آنها همین حاج احمد متوسلیان و امثال اینها بودند که بلند شدند رفتند منطقه‌ی غرب در کردستان، در عین غربت - بنده در همان ماه‌های اول جنگ، پنج شش ماه بعد از اول جنگ، منطقه‌ی کردستان را از نزدیک دیدم؛ گرد غربت آنجا بر سر همه کأنه پاشیده شده بود - و در تنهائی، بی‌سلاحی و با حضور فعال دشمن و بمباران دائمی دشمن، این مخلص‌ترین نیروها در آنجا کارهای بزرگی را انجام دادند که قبل از عملیات فتح‌المبین - عملیاتی که این سردار بزرگوار و دوستانش انجام دادند - عملیات محمد رسول‌اللَّه (صلّی اللَّه علیه و اله و سلّم) را انجام دادند که آن، یک نمونه از حضور دانشجویان است. یک نمونه‌ی دیگر دانشجوهائی هستند که در ماجرای هویزه حضور پیدا کردند که آن دانشجوها را هم بنده، تصادفاً در همان روزی که اینها داشتند میرفتند - روز ۱۴ دی - به طرف منطقه‌ی نبرد و درگیری، دیدم؛ شهید علم‌الهدی و شهید قدوسی و دیگران. این مربوط به سالهای ۶۰ و ۶۱ است که البته ادامه پیدا کرد تا آخر جنگ. یعنی واقعاً یکی از بخشهای تأمین کننده‌ی نیروهای فعال ما در طول دوران هشت سال دفاع مقدس، دانشگاه‌ها بودند. بعد هم که در همان اوائل دهه‌ی ۶۰، وقتی بازگشائی دانشگاه‌ها انجام شد، جهاد دانشگاهی تشکیل شد که یکی از نقاط حساس و یکی از مراکز مایه‌ی افتخار، جهاد دانشگاهی است. قبل از اینها هم در سال ۵۸، تسخیر لانه‌ی جاسوسی به دست جنبش دانشجوئی است.
حالا دانشجو به حیث دانشجو، عضو جنبش دانشجوئی است. ممکن است آن کسی که خودش در تسخیر لانه‌ی جاسوسی فعال بوده، بعد از مدتی از کار خودش پشیمان شود - کمااینکه ما پشیمان‌شده‌هائی هم داریم! خیلی از کسانی که در جنبش دانشجوئی حضور داشتند، در برهه‌ی دیگری، گرفتاری‌های زندگی و انگیزه‌های مختلف، ثبات قدم را از اینها گرفت - لکن حرکت بزرگ مربوط به دانشجوست، که این حرکتِ تسخیر لانه‌ی جاسوسی یکی از مهمترینِ این حرکات است.
حالا این یک تاریخچه است، تا امروز هم ادامه دارد. در تمام دورانهای مختلف، در طول انقلاب، حوادث گوناگون، لحظه‌های حساس و خطیر، حضور دانشجویان مؤمن، متعهد، عدالتخواه، باگذشت، توانسته فضا را در جهت صحیح هدایت کند. این برداشت من از جنبش دانشجوئی و نگاه من به جنبش دانشجوئی است: ضد استکباری، ضد فساد، ضد اشرافیگری، ضد حاکمیت تجمل‌گرایانه و زورگویانه، ضد گرایشهای انحرافی؛ اینها خصوصیات جنبش دانشجوئی است.۱۳۸۷/۰۹/۲۴

بیانات مقام معظم رهبری (مدظله العالی) در دیدار اساتید و دانشجویان در دانشگاه علم و صنعت‌
مرتبط با : جنبش دانشجویی
جنبش دانشجویی دهه 70
نوشته شده توسط در ساعت 07:38 ب.ظ

1. فضای دانشجویی دهه 80 فضای پیوسته ای است. کم تر اتفاق منحصر به فردی، این نوار آرام ولایت را قطع کرده است. اگر از پشت دیوارهای دانشگاه صدایی هم برخاسته، درصداهای بلندتر خیابان های بیرون دانشگاه گم شده است. دهه 70، این دانشجویان بودند که گاهی بحث ها و تنش های سیاسی (و چه بسا امنیتی) عمده را رقم می زدند. دهه 80 ولی، چه دانشجویان افراطی و چه دانشجویان اصول گرا، به بیرون چشم دوختند. به تحولات در نیروها و دولت های اصول گرا، به بیرون چشم دوختند. به تحولات در نیروها و دولت های اصول گرا؛ به اتفاقات پس از انتخابات و ... . در دهه 70، چه بسا نیروهای سیاسی عمده کشور، خود را در نسبت با سوگیری های جنبش دانشجویی تعریف می کردند. در دهه 80ولی، این دانشجویان بودند که در سایه آمدو شدها و درگیری های سیاسی و حتی خیابانی جامعه، هویت خویش را از نو تعریف کردند.
2. طوفان های پیاپی که در دهه 70 از دانشگاه برخاست، زود برنشست ولی برای گروهی سرمایه زندگی شان شد.
همان گروهی که این روزها ریش پروفسوری، کت و شلوارهای مد روز و لفظ روشنفکرانه، دارد در اواخر دهه 80 ازنردبان تشکل های دانشجویی پایین آمد و از پله های هواپیما بالا رفت تا ساعاتی دیگر در واشنگتن، لندن، رم، یا پاریس به زمین بنشیند و از سرمایه ای که در تهران انباشته بود خرج کند.
3. تاریخ دانشجویی دهه 70، به این اعتبار، قطعه قطعه است؛ تیر 78، خرداد 82و... . تاریخی که قطعه قطعه است، خاطره انگیز است. در ذهن همه دانشجویان و جوانان دهه 70، از اتفاقات، اماکن با چهره های دانشجویی خاطراتی مانده است. ذکر خاطرات و نقل داستان های دهه 70 می تواند غش کنندگان راسیه روی کند. با همین خرده خاطرات است که می توان چهره واقعی مدعیان کنونی آزادی بیان، حقوق بشر با نضارب آرا را شناخت. همه از این دهه خاطره دارند، گروهی اسیر اساطیر این خاطرات اند، گروهی از آن نماها و تصاویر دست شسته اند و درس گرفته اند. گروهی اما معتقدند هنوز زمان آن فرانرسیده که بنشینیم و خاطرات را شفاف تعریف کنیم.

وبلاگ دانشگاه برتر و آینده ایران - Www.Higher-Uni.MihanBlog.Com

اتفاقا امروزه روز، زمان باز گفتن ناگفته هاست در هفته هایی که غرب برای انقلاب ملت ایران، عربده می کشد؛ همان گماش دانشجویان آزاد و آزاده دیروز و ینگه نشینان امروز، ذوق زده شده اند. بیانیه هایی صادر می کنند و افاضات می فرمایند که «اگر جننگ هم بشود به ایران حمله کنند، چه باک. » دست در چنین روزهایی است که باید نشان داد، این چهرها ، از آغاز هم برهمین سیاق روزگار سر می کردند تاریخ دانشجویی دهه 70 را می توان از منظر خاطرات بازگفت.
4. علی افشاری، دبیر سیاسی دفتر تحکیم وحدت در دهه 70 بود. اینک ولی در دم و دستگاه های به اصطلاح پژوهشی دولت آمریکا، مزدبگیر دولت آمریکاست. او از جمله فعالان فراری است که از جمله غرب به ایران استقبال کرده است. علی افشاری پس از حوادث سال 78 و غائله کنفرانس برلین، به زندان افتاد. همان زندان پردردسر، و برخی ژست ها و مواضع او، سبب شد گروهی باور کنند ه او، اگر که عقلانیت و اعتدالی ندارد، اما شجاعت و خلوص دارد. تو گویی او از بابت حرف های تند و تیزش است که به حبس و حصار دچار می شده است. علی افشاری از همان خاطراتی است که ذکرش واجب است. قطعه ای از جنبش دانشجویی دهه 70 که باید از نووارسی اش کرد. اگر چه بیرون رفتن او و دوستان اش از مسیر اعتدال، زیر پا گذاردن خطوط قرمز و هواهای باطل بلندش گذارش را به دادگاه؛ بازداشت و مجازات انداخت.

خاطره اول

انتخاب مهدی کروبی به ریاست مجلس ششم، آب سردی بود که روی قصورات و آمال جوانان رادیکال و نیروهای حاشیه ای اصلاح طلبان ریخته شد. تندروهای تحکیم وحدت در سطح مجمع عمومی اتحاد، از این که تلاش شان برای فرستادن مشارکتی ها و رادیکال های اصلاحات به مجلس، به ریاست چهره ای سنتی ختم شده بود، ناامید و سرخورده شدند سوال این بود مگر قرار نبود در قالب استراتژی «فتح سنگر به سنگر»، چهره های جوان و پرشور بر ریاست مجلس تکیه بزنند و مگر قرار نبود چهره هایی رادیکال، در راس مجلس به تعارضات و بحران ها دامن بزنند؟

ماجرا از چه قرار بود که فیل مور زاییده بود؟ آن همه هیاهو برای هیچ بود؟

تنها دوستان علی افشاری در شورای مرکزی دفتر تحکیم بودند که از واقعیت ماجرا خبر داشتند. علی افشاری، همواره به آزادگی و خیره سری شهرت داشت، در دعوای اصلاح طلبان تندرو (مشارکتی، سازمان مجاهدینی ها....) و اصلاح طلبان محافظه کار (مجمع روحانیون مبارز، مجمع نیروهای خط امام و ...) برسر هدایت مجلس وارد شده بود و نرخ تعیین می کرد. او، به عنوان چهره ای منتقد در میان دانشجویان سیاسی و بدنه رادیکال جنبشی که مدعی بود نمایندگی اش می کند، مشارکتی ها و دوستان را به میز مذاکره فرا خواند تا آن ها رابه ریاست شیخ کروبی راضی کند. بخش وسیع مشارکتی ها و بسیاری از اصلاح طلبان از جمله با پادرمیانی افشاری و تحکیم وحدت بود که به ریاست کروبی، رضایت دادند اما این وسط، نکته مهم تر چه بود؟ عایدی افشاری از این داد و ستدهای کلان بود. علی افشاری دانشجوی ساده شهرستانی، ناگهان صاحب خانه ای سه طبقه در شمال ترین نقطه پایتخت شد، شیک پوش شد، ریش توپی را با مدل پروفسوری تعویض کرد و ادکلن های گران قیمت مصرف می کرد. این شاید کمترین پیش کشی کروبی و کروبی چی ها در ازای خدمت به یاد ماندنی بود که به علی افشاری تقدیم کردند.
 

خاطره دوم

بر سر شرکت در انتخابات ریاست جمهوری نهم با تحریم آن دعوا بالا گرفته است: افراطیون مشارکتی، سازمان دانش آموختگان (به لیدری موسوی خوئینی)، بخشی از اپوزیسیون ملی گرای غیرقانونی والبته در کنار آن ها، نیروهای دفتر تحکیم وحدت، معتقد بودند، «راه تحول خواهی» از انتخابات نمی گذرد؛ باید از خاتمی بازی ورای دادن عبور کرد و اعتراض های مدنی (بخوانید مخملی) را پیشه کرد.
مشارکتی های میانه رو؛ اطرافیان شیخ کروبی و نیروهای خط امام از شرکت در انتخابات دفاع می کردند و هنوز امید داشتند که بتوانند به خیابان پاستور راه یابند. این دعوا، یک طرف؛ دعوای اصلی میان هواداران شرکت بود؛ دعوا میان دفاع از نامزدی کروبی یا نامزدی مصطفی معین (کانیدای مشارکت و مجاهدین انقلاب). همه می دانستند که بدنه دانشجویان رادیکال و اصلاح طلب از کارنامه اصلاح طلبان پرمدعا اصلا رضایت ندارند؛ بی شک گزینه اول شان، عدم شرکت در انتخابات است. جو دانشگاه و ذهنیت دانشجویی؛ به اقتضای تحلیل های خام و پرهیجان، همواره بیش از آن که از اعتدالیون و عقلا تأثیر بپذیرد، اسیر نفوذ افکار تند و رادیکال است. از این رو، علی افشار ودوستانی چون اکبر عطری، روزبه ریاضی، مهدی حبیبی و... تندروهایی از این دست که بارها سابقه رویارویی با دادگاه و بازداشت را داشتند، وزنه قابل ملاحظه ای بودند برای تغییر دادن حال و هوای سیاسی دانشگاه یا به رکود و سکون کشاندن آن، اتفاقا این دارو دسته، از چنان استبداد رایی برخوردار بودند که به نمایندگی از یک تشکل و اتحادیه فراگیر دانشجویی، هر کار خواستند بکنند (نمونه اش : طرح مبتذل 60 میلیون دات کام؛ یا همان رفراندوم اینترنتی).
دانشجویان به هر روی به کروبی رای نمی دادند، چون او را نیروی سنتی می دانستند که با وجهه دانشگاهی قرابتی نداشت و به محافظه کاری شهره بود: اما علی افشاری نیروی وفادار کمپین و اردگاه کروبی بوده و هست. حال این وسط چه می توانست بکند؟ جز این که کاری کند اتحادیه اش از کاندیدای اصلاح طلبان جوان، معین، حمایت نکند، مثلا و خصوصا با حفظ پرستیژی رادیکال، مدعی شود که تحکیم وحدت (ینعی مجموعه ای بیش از 30 انجمن اسلامی در سراسر کشور) معتقدا است به تحریر انتخابات، جلسه تصمیم گیری برای اتخاذ مواضع تحکیم در انتخابات ریاست جمهوری، دفتر سازمان ادوار تحکیم وحدت در میدان سپاه تهران یک روز جمعه در اختیار اعضای مجمع عمومی تحکیم وحدت قرار گرفت. 12 تا 14 انجمن اسلامی که برخی حق دو و حتی سه رای در تحکیم دارند، معتقدند به شرکت در انتخابات، اما جو سنگین و خفقان آوری بر جلسه حاکم است.
تشنج بالا می گیرد و پس از سخنرانی مششع موسوی خوئینی - نماینده افراطی تهران در مجلس ششم و دبیر کل ادوار تحکیم و مهم تر از همه پدرخوانده طیف رادیکال تحکیم وحدت - اعتراض حاضرانی را که هوادار شرکت اند، بر می انگیزد درگیری بدان جا منتهی می شود که اقلیت هوادار شرکت در پی آبستراکسیون برمی آید. علی افشاری به ضرب و زور فیزیکی، درخروجی را قفل می کند و اجازه نمی دهد اقلیت از حق قانونی اش استفاده کند. ایشان البته همواره مدعی روندهای دموکراتیک بوده اند. بیانیه ای که اکثریت نسبی راداشت. صادرشد و نشان می داد که تحکم وحدت در انتخابات نهم شرکت نمی کند. حال آن که برای چنین بیانیه ای، به تاییدیه دو سوم آرا نیاز بود. این چهره ای که چنین برای تحریم و رادیکالیسم، در آن روز یقه می دراند وکتک می زد، تز می داد که برای رسیدن به مقصود دموکراتیک باید هزینه اعتراض مدنی را داد، چند روز پس صدور این بیانیه پرمدعا و پس از برگزاری دور دوم انتخابات (رقابت میان هاشمی و احمدی نژاد) از ایران به اروپا و از آن جا به آمریکا پرواز کرد. حالا او می کوشد با اتکا به آن سرمایه گذاری رادیکال و منفی درداخل کشور، از جیب دولت آمریکا خصه لازم را داشته باشد. حالا او به جای پرداخت هزینه های دموکراسی، آن ها را برداشت می کند، جنبش دانشجویی خاطره های عجیب تر همچون احمد باطنی؛ یا خنده دار تر همچون اکبر عطری کم ندارد - اما همین تکه پاره ها هستند که روایت اصلی را بر می سازند.
نویسنده: رضا آهنگرزاده

منبع: ماهنامه همشهری شماره 88، برگرفته شده از سایت راسخون


مرتبط با : جنبش دانشجویی
سرآغاز جنبش دانشجویی در ایران
نوشته شده توسط در ساعت 05:36 ب.ظ

در این یادداشت در صددیم تا به اختصار، دریابیم که بستر سیاسی و اجتماعی ایران در دهه 30 تحت تاثیر چه شرایطی بوده که پیامد آن، شکل‌گیری جنبش‌های اجتماعی و ضد استعماری نظیر جنبش دانشجویی در ایران است.

اگرچه تا پیش از دهه 30 شاهد برخی جنبش‌ها و حرکت‌های جمعی نظیر جنبش تنباکو و یا نهضت مشروطه‌خواهی بودیم، اما آنچه مراد ما از جنبش اجتماعی است، متفاوت است از آنچه قبلا در ایران رخ داده است. شاید بتوان گفت عمل جمعی و جنبش اجتماعی ضد استعماری در معنای جامعه شناختی آن برای اولین بار پس از کودتای 28 مرداد در ایران شکل گرفت که نقطه اوج و انسجام یافته آن، شکل‌گیری و آغاز نهضت انقلاب در سال 1342 به رهبری امام خمینی بود که با سازماندهی و راه‌اندازی یک جنبش فراگیر ضد شاه، چه در داخل ایران و چه در دوران تبعید توانستند در یک پروسه نسبتا طولانی، زمینه وقوع انقلاب اسلامی را پس از قرن‌ها استبداد و دیکتاتوری رژیم‌های فاسد سیاسی به پیروزی برسانند.

پس از کودتای آمریكایی 28 مرداد، شاه به کمک اربابان خود به صحنه سیاسی ایران بازگشت. پیدایش این شرایط صرفا یک حرکت سیاسی در جهت کسب مجدد قدرت رژیم کودتا نبود، بلکه بسیاری از سیاست‌ها و کنش‌های شاه در حوزه مسائل داخلی، تغییر اساسی کرد و به تعبیری با خصومت دو چندان نسبت به مردم،برنامه‌ریزی برای حاکمیت تازه به قدرت رسیده را آغاز نمود. تشکیلات رژیم اقتدارگرا با حمایت رهبران فئودال و همینطور دستگاه‌های نظامی، تداوم یافت و وابستگی سیاسی به دولت آمریكا تشدید شد.

سال‌های پس از کودتا نشان می‌دهد که نارضایتی‌های سیاسی و تنگ‌تر شدن فضای عمل سیاسی برای بسیاری از کنشگران فعال در عرصه سیاست غیرقابل‌تحمل بوده و به همین منظور محدودیت‌های اجتماعی و سیاسی به شدت ملموس گشت. تأسیس سازمان امنیت و اطلاعات کشور (ساواک) به منظور تقویت کنترل سیاسی از اتفاقات برجسته و همینطور حوادث دیگر نظیر سرکوب فداییان اسلام نشان از محدودسازی حوزه سیاست در طول دهه 30 بود تا جایی که در اواخر سال 1339، مقامات سیاسی آمریكا وضع ایران را نگران‌کننده توصیف می‌کنند و یکی از مسئولان وزارت خارجه این کشور در گزارش مفصلی، پس از بررسی دقیق نیروهای اپوزیسیون و تاکید بر بی اعتباری روز افزون شاه، دستورالعملی 14 ماده‌ای را ارائه می‌کند تا شاه را از خطر سقوط مجدد رهایی بخشد.

موضوعات مطرح شده به شیوه‌ای روشن بیان می‌کند که زمینه‌های سیاسی پس از کودتا به شدت نامساعد بوده است. نیکسون چند ماه پس از کودتا و برای بازدید از پروژه سیاسی ــ نظامی ایالات متحده در ایران به تهران آمد تا نتایج سیاسی کودتا را از نزدیک مشاهده کند و ضمنا از همان دانشگاهی که اولین حرکت‌های جنبش دانشجویی در آن اتفاق افتاد،دکترای افتخاری کسب کند. اعتراض به حضور این مقام آمریكایی از روزهای قبل از شانزدهم آذر ماه آغاز شد و در این روز به اوج خود رسید که شاه با حمایت ارتش نظامی خود جنایت خونین بی‌سابقه‌ای را در دانشگاه تهران کارگردانی کرد و خوش‌رقصی خود را برای ایالات متحده بیشتر از قبل به نمایش گذاشت.این جنایت اگرچه توانست سفر آرامی را برای نیکسون فراهم سازد اما بعد‌ها سبب ساز یک حرکت گسترده جمعی علیه رژیم بود.تقابل رسمی شاه با مردم و آشکار شدن چهره حقیقی و خود فروخته شاه در این روز تاریخی نمایان گشت.

وبلاگ دانشگاه برتر و آینده ایران - Www.Higher-Uni.MihanBlog.Com

در شانزدهم آذر ماه بود که جنبش دانشجویی ایران با یک هویت ضد آمریكایی و ضد استعماری در صحنه سیاسی ایران شناخته شد.اگر کمی به مفهوم جنبش اجتماعی بازگردیم متوجه می‌شویم که اساسا جنبش‌ها متمرکز بر کنش‌هایی هستند که خارج از محدوده نهادهای رسمی شکل می‌گیرند و از همین طریق می‌توان با برخی مفاهیم نظری به بررسی جنبش دانشجویی پرداخت.اگرچه این جنبش نوپا در سال‌های آغازین دهه 30 به شکل یک سازمان رسمی در نیامده بود و اینکه دستورالعمل سیاسی و راهبردی مشخصی نداشت اما بی گمان ماهیت دگرگون ساز و استعمار ستیز دانشجویان ایرانی قابل انکار نیست و همین مسئله موجب شکل گیری سازمان دانشجویی منسجمی در سال‌های بعد شد.

«اسملسر» به عنوان یکی از نظریه پردازان جنبش اجتماعی شروطی را در مورد منشا عمل جمعی به طور عام و جنبش اجتماعی به شکل خاص مطرح می‌کند.این نظریه به شکل نسبی قابلیت تبیین حرکت دانشجویان در شانزدهم آذر را در قالبی جامعه شناختی دارد که اجمالا به شروط اساسی این نظریه اشاره ای داریم.

ـ زمینه‌های ساختاری (شکل گیری کودتا و آشکار شدن نفوذ ایالات متحده به عنوان نمادی از امپریالیسم برای نفوذ درشالوده ساختار سیاسی ایران(

ـ فشارهای ساختاری (تغییر سیاست‌های داخلی شاه و فشار بر نیروها و گروههای سیاسی جهت محدود سازی فعالیت‌ها)

ـ گسترش باورهای تعمیم یافته (اثبات خیانت شاه و بی کفایتی سیاسی وی به مردم و شکاف بیش از اندازه حاکمیت با مردم(

ـ عوامل شتاب دهنده (سیاست‌ها و اقدامات ضد مردمی شاه که مصادیق آن در تاریخ معاصر به وفور یافت می‌شود)

با شروط ذکر شده برای شکل‌گیری جنبش دانشجویان در دهه 30 به درک صحیحی از اهداف این جنبش می‌رسیم. جنبشی که سرآغاز یک حرکت تاریخی،ضد رژیم در بعد داخلی و ضد آمریكایی در بعد بین‌المللی‌ بود. این باورهای اجتماعی و زمینه‌های مبارزاتی دانشجویان در چارچوب مفاهیم جامعه شناسی سیاسی، زمینه‌ساز شکل‌گیری جنبش دانشجویی ایران به شمار می‌آید. شانزدهم آذر در واقع شروع یک عمل سیاسی در راستای مبارزه با امپریالیسم بود و به نوعی اولین نشانه‌های ظهور و واکنش جنبش دانشجویی در چالش با مسائل سیاسی کشور در اعتراض به سیاست‌های رژیم تلقی می‌شد. بی‌شک بسیاری از تحولات سیاسی و بحران‌های داخلی و احساس خطر کردن‌های رژیم در طول دهه 30 تحت تاثیر این حرکت دانشجویان بود.

نکته‌ای که در انتها باید به آن توجه داشت، حراست از اصالت جنبش دانشجویی در تاریخ معاصر ایران است. پوشیده نیست که جنبش دانشجویی در سال‌های نهضت انقلابی امام در داخل و خارج از کشور سرمنشأ برکات عظیم برای ملت ایران بوده است. در سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی دانشجویان همواره پشتیبان ارزش‌های انقلابی و کرامات انسانی بوده‌اند. آنچه امروز پس از گذشت چندین دهه از حادثه خون بار شانزدهم آذر بر ما ضرورت می‌یابد، حفظ آرمان‌خواهی‌های جنبش دانشجویی است که سر لوحه آن مبارزه با دشمنان ایران و تلاش برای حفظ استقلال و آزادی ایران عزیز است.

منبع: تابناك


مرتبط با : جنبش دانشجویی
جنبش دانشجویی
نوشته شده توسط در ساعت 01:25 ب.ظ

جنبش دانشجویی، عمل جمعی دانشجویان که زیرمجموعه جنبش‌های اجتماعی محسوب می‌گردد. این نوع حرکت، با ویژگی‌های خاص خودش به عنوان موثرترین فعالیت‌ها جهت اعتراضات و ایجاد تحولات در زمینه‌های گوناگون در تاریخچه نه چندان بلند مدت خود ایفای نقش کرده است.

جنبش به حرکتی جمعی گویند که داوطلبانه و یا بصورت برنامه ریزی شده روی می‌دهد و در آن قصد ایجاد تغییر و تحول وجود دارد، تحولی که می‌تواند در سطح فکر و اندیشه باشد تا دگرگونی نظام اجتماعی، سیاسی، اقتصادی.

این حرکت پس از مدتی حالت سازمان یافته به خود گرفته، باعث ایجاد تشکیلاتی خواغهد گردید که دارای رهبری نه لزوماً منحصر باشد.

افراد شرکت کننده در جنبش دارای جهت گیری مشخص و اهداف معینی می‌باشند که بطور آهسته به یک حرکت منظم و منسجم تبدیل شده، تحت گفتمانی غالب بسوی اهداف و آرمانها حر کت می‌کند.

بنابراین پیداست که هر عمل جمعی افراد لزوماً جنبش نیست. و هر عمل جمعی دانشجویان را هم نمی‌توان جنبش دانشجویی نامید. ممکن است فعالیت جمعی دانشجویان در مقطعی جنبش محسوب نگردد و یا در مقاطع مکرر کوتاه مدت با فواصل زمانی زیاد شاهد جنبش دانشجویی باشیم. شکل متکامل آن حرکتی پیوشته است که در مفهوم جنبش بگنجد.

عمل جمعی دانشجویان می‌تواند شامل فعالیت‌های دانشجویی، تحرکات دانشجویی و مبارزاتدانشجویی باشد که می‌توانند جنبش نباشند. البته هر کدام از اینها می‌توانند قابلیت تبدیل به جنبش دانشجویی داشته باشند و زمینه ساز آن گردند. وجود سازمانهای دانشجویی و اتحادیه‌های دانشجویی نیز به هیچ وجه بیانگر وجود جنبش دانشجویی نیستند.

از جمله خصوصیات جنبش‌های اجتماعی که شامل جنبش دانشجویی می‌شود عبارتند از:

شبکه‌های تعامل غیر رسمی افراد و گروهها جهت ایجاد شرایط بسیج عمومی

ابتنا بر مجموعه‌ای مشترک از اعتقادات و تعلقات که موجب شکل گیری هویتی جمعی برای کل جنبش می‌شود

متمرکز بودن بر منازعات سیاسی و یا فرهنگی

استفاده در اعتراض عمومی در جریان حرکت

وبلاگ دانشگاه برتر و آینده ایران - Www.Higher-Uni.MihanBlog.Com

برای بررسی تاریخچه جنبش دانشجویی، اجباراً جریان پیوسته‌ای از حرکات و فعالیت‌های دانشجویی بایستی بررسی شود که شامل نشان دادن فراز و فرودهاست و تنها در مقاطعی عنوان جنبش را یدک می‌کشد

در جنبش دانشجویی هم مجموعه‌ای از دانشجویان بصورت داوطلبانه حرکتی جمعی را برای ایجاد تغییر و تحولات در دانشگاه و جامعه صورت می‌دهند. تغییراتموردنظر ممکن است در حیطه‌های مختلف فرهنگی، ارزشی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی باشد.

جنبش دانشجویی، کوششی است در راستای رسیدن به هداف و آرمانهای مشترک، که با شبکه‌های تعامل غیررسمی انجام می‌شود. این حرکت، رهبری مشخصی ندارد و معمولاً دارای رهبری چندسر از سلولهای مختلف است.

باورها و تعلقات خاص مشترک جنبش دانشجویی است که سبب شکل گیری هویت جمعی دانشجویی گردیده، سبب انسجام و همبستگی موثر و کارامد در جهت فعالیت‌های سیاسی می‌شود.

جنبش دانشجویی با ورود در منازعات سیاسی، فرهنگی واجتماعی جامعه تغیییرات تند در این زمینه‌ها را طلب می‌کند و همین باعث ایجاد منازعات و اختلافات بین آنها و حکومت و حتی برخی گروههای خارج حکومت می‌گردد.

از تفاوت‌های جنبش دانشجویی با سایر گروهها این است که درصدد ایجاد تحولات و یا اعمال فشار جهت کسب منافع خاص گروهی نیست و قدرت را نمی طلبد، بلکه در پی فضاسازی و فشار برای پیدایش تغییرات جهت حرکت بسوی منافع عمومی جامعه است.

با توجه به خصوصیات جنبش دانشجویی می‌توان گفت که این جنبش ها، میان دوره‌های بلند مدت نهفتگی و کوتاه مدت کنش شدید در نوسان هستند.

جنبش دانشجویی بر اساس شرایط حاکم بر جامعه و دانشگاه، ایدءولوژیخاصی را دنبال می‌کند که این ایدئولوژی اهداف و آرمانها را معین می‌کند. جهت گیری جنبش دانشجویی و آهنگ حرکتش توسط ایدئولوؤی آن تعیین می‌شود. و همین ایدئولوژی است که وفاداران و مخالفان را خودبخود از هم جدا می‌کند.

فعالان جنبش دانشجویی از جمله روشنفکران جامعه محسوب می‌گردند و بالتبع قبض و بسط تابع جریان روشنفکری هستند. آنها به تناسب این نقش خود دارای دغدغه‌های انسانی، فرهنگی، اجتماعیو سیاسی هستند که با توجه به آن به موضع گیری در رابطه با مسائل حساس جامعه خود و جامعه جهانی اقدام می‌کنند. دانشجویان جنبش دانشجویی هرگز حاضر به ورود در قدرت نیستند و به اصطلاح سیاسی بیرون از سیاست هستند. یعنی در عین حال که خود را موظف به موضعگیری می‌دانند، ولی از هیچ گروه خاصی جانبداری نمی‌کنند و حتی به گروههایی که در راستای آرمان آنها عمل می‌کنند، وابستگس ندارند. این به جهت آن است که گروهها، شیر کنترل آرمانها و اهدافشان نشوند.

فعالان دانشجویی همواره نیرویی بالقوه و انقلابی اصیل محسوب می‌گردند. آنها نه تنها تحول خواه و تغییرساز هستند، بلکه در هر جریان اصلاح گری، قلب حرکت را تشکیل می‌دهند.

منابع استفاده شده:

محمد حسین ادیبی، طبقه متوسط جدید در ایران، نشر جامعه، تهران، ۱۳۵۸

استفان واگو، درآمدی بر تئوریها و مدلهای تغییرات اجتماعی، احمدرضا غروی زاد، نشر ساجد، تهران، ۱۳۷۳

دوناتلا دلاپورتا و ماریو دیانی، مقدمه‌ای بر جنبش‌های اجتماعی، محمدتقی دلفروز، انتشارات کویر، تهران، ۱۳۸۳

تاریخ جنبش دانشجویی ایران، دکتر محمد باقر خرمشاد (مقدمه)، تهیه و تنظیم حسین قویدل معروفی، انتشارات نجم الهدی، ۱۳۸۵.

منبع: ویكی پدیا


مرتبط با : جنبش دانشجویی
جنبش دانشجویی دهه 70
نوشته شده توسط در ساعت 08:02 ب.ظ

1. فضای دانشجویی دهه 80 فضای پیوسته ای است. کم تر اتفاق منحصر به فردی، این نوار آرام ولایت را قطع کرده است. اگر از پشت دیوارهای دانشگاه صدایی هم برخاسته، درصداهای بلندتر خیابان های بیرون دانشگاه گم شده است. دهه 70، این دانشجویان بودند که گاهی بحث ها و تنش های سیاسی (و چه بسا امنیتی) عمده را رقم می زدند. دهه 80 ولی، چه دانشجویان افراطی و چه دانشجویان اصول گرا، به بیرون چشم دوختند. به تحولات در نیروها و دولت های اصول گرا، به بیرون چشم دوختند. به تحولات در نیروها و دولت های اصول گرا؛ به اتفاقات پس از انتخابات و ... . در دهه 70، چه بسا نیروهای سیاسی عمده کشور، خود را در نسبت با سوگیری های جنبش دانشجویی تعریف می کردند. در دهه 80ولی، این دانشجویان بودند که در سایه آمدو شدها و درگیری های سیاسی و حتی خیابانی جامعه، هویت خویش را از نو تعریف کردند.
2. طوفان های پیاپی که در دهه 70 از دانشگاه برخاست، زود برنشست ولی برای گروهی سرمایه زندگی شان شد.
همان گروهی که این روزها ریش پروفسوری، کت و شلوارهای مد روز و لفظ روشنفکرانه، دارد در اواخر دهه 80 ازنردبان تشکل های دانشجویی پایین آمد و از پله های هواپیما بالا رفت تا ساعاتی دیگر در واشنگتن، لندن، رم، یا پاریس به زمین بنشیند و از سرمایه ای که در تهران انباشته بود خرج کند.
3. تاریخ دانشجویی دهه 70، به این اعتبار، قطعه قطعه است؛ تیر 78، خرداد 82و... . تاریخی که قطعه قطعه است، خاطره انگیز است. در ذهن همه دانشجویان و جوانان دهه 70، از اتفاقات، اماکن با چهره های دانشجویی خاطراتی مانده است. ذکر خاطرات و نقل داستان های دهه 70 می تواند غش کنندگان راسیه روی کند. با همین خرده خاطرات است که می توان چهره واقعی مدعیان کنونی آزادی بیان، حقوق بشر با نضارب آرا را شناخت. همه از این دهه خاطره دارند، گروهی اسیر اساطیر این خاطرات اند، گروهی از آن نماها و تصاویر دست شسته اند و درس گرفته اند. گروهی اما معتقدند هنوز زمان آن فرانرسیده که بنشینیم و خاطرات را شفاف تعریف کنیم.

وبلاگ دانشگاه برتر و آینده ایران - Www.Higher-Uni.MihanBlog.Com

اتفاقا امروزه روز، زمان باز گفتن ناگفته هاست در هفته هایی که غرب برای انقلاب ملت ایران، عربده می کشد؛ همان گماش دانشجویان آزاد و آزاده دیروز و ینگه نشینان امروز، ذوق زده شده اند. بیانیه هایی صادر می کنند و افاضات می فرمایند که «اگر جننگ هم بشود به ایران حمله کنند، چه باک. » دست در چنین روزهایی است که باید نشان داد، این چهرها ، از آغاز هم برهمین سیاق روزگار سر می کردند تاریخ دانشجویی دهه 70 را می توان از منظر خاطرات بازگفت.
4. علی افشاری، دبیر سیاسی دفتر تحکیم وحدت در دهه 70 بود. اینک ولی در دم و دستگاه های به اصطلاح پژوهشی دولت آمریکا، مزدبگیر دولت آمریکاست. او از جمله فعالان فراری است که از جمله غرب به ایران استقبال کرده است. علی افشاری پس از حوادث سال 78 و غائله کنفرانس برلین، به زندان افتاد. همان زندان پردردسر، و برخی ژست ها و مواضع او، سبب شد گروهی باور کنند ه او، اگر که عقلانیت و اعتدالی ندارد، اما شجاعت و خلوص دارد. تو گویی او از بابت حرف های تند و تیزش است که به حبس و حصار دچار می شده است. علی افشاری از همان خاطراتی است که ذکرش واجب است. قطعه ای از جنبش دانشجویی دهه 70 که باید از نووارسی اش کرد. اگر چه بیرون رفتن او و دوستان اش از مسیر اعتدال، زیر پا گذاردن خطوط قرمز و هواهای باطل بلندش گذارش را به دادگاه؛ بازداشت و مجازات انداخت.


ادامه مطلب
مرتبط با : جنبش دانشجویی


( تعداد کل صفحات: 2 )

[ 1 ] [ 2 ]




 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic