.

.
دانشجو و دانشگاه اسلامی در كلام امام خمینی(رض) ( قسمت اول )
نوشته شده توسط در ساعت 04:21 ب.ظ

همه می‏دانیم كه سرنوشت یك كشور و یك ملت و یك نظام، بعد از توده‏های مردم در دست طبقه تحصیلكرده است و هدف بزرگ‏استعمار نو به دست گرفتن مراكز این قشر است.كشور ما در دهه‏های اخیر هر چه صدمه دیده و رنج كشیده است از دست خائنین این قشر بوده است.وابستگی به شرق و غرب توسط غربزدگان و شرقزدگان و به اصطلاح روشنفكران كه از دانشگاه‏ها برخاسته‏اند ولی چهارچوب فكریشان در مدارس ابتدائی و متوسطه درست شده است.به فرهنگ، دین و كشورمان صدمه‏های بیشمار زده‏اند، چرا كه این افراد برای تكمیل وابستگی به شرق و غرب و اخیرا امریكا هر كاری كه توانسته‏اند به نفع آنان انجام دهند دادند.چون درس خوانده بودند با كوله بار غربزدگی و شرق زدگی چون دزدانی كه با چراغ آیند، برای اربابان و كعبه‏های آمال شان گزیده‏تر كالاها را انتخاب كردند. (1)

باید گفت كه دانشگاه‏های ما به دست یك مشت غربزده خود باخته، یا مزدور اداره می‏شد و دانشمندان متعهد در اقلیت بودند و قدرت را از آنان سلب كرده بودند و آن دسته اكثریت غربزده جوانان را عاشق غرب می‏كردند و فوج فوج به خارج می‏فرستادند و در خارج دست استعمار كار خود را می‏كرد و جوانان را در حدی كه مطلوب استعمارگران بود نگه می‏داشتند و با افكار غربی و غیر اسلامی و غیر ملی به كشور باز می‏گرداندند و این فاجعه قرن اخیر برای ممالك اسلامی و اشباه آنها بود و حدیث مفصل را از این مجمل باید خواند. (2)

چه غم‏انگیز و اسفبار است كه دانشگاه‏ها و دبیرستان‏ها به دست كسانی داده می‏شد و عزیزان ما به دست كسانی تعلیم و تربیت می‏دیدند كه جز اقلیت مظلوم محرومی همه از غرب زدگان و شرق زدگان با برنامه و نقشه دیكته شده در دانشگاه‏ها كرسی داشتند و ناچار جوانان عزیز و مظلوم ما در دامن این گرگان وابسته به ابر قدرت‏ها بزرگ شده و به كرسی‏های قانون‏گذاری و حكومت و قضاوت تكیه می‏كردند و بر وفق دستور آنان یعنی رژیم ستمگر پهلوی‏عمل می‏كردند . (3)

شما دانشجویان عزیز خودتان در صدد باشید كه از غربزدگی بیرون بیائید و گمشده خود را پیدا كنید.شرق، فرهنگ اصیل خود را گم كرده است و شما كه می‏خواهید مستقل و آزاد باشید باید مقاومت كنید و باید همه قشرها بنای این را بگذارند كه خودشان باشند.باید كشاورزان در صدد باشند كه روزی خودشان را از زیر زمین بیرون بیاورند و كارخانه‏ها خودكفا باشند تا صنایع كشورمان رشد پیدا كند.همچنین دانشگاه‏ها خودكفا و مستقل باشند تا نیاز به غرب نداشته باشیم.جوانان ما، دانشمندان ما، اساتید دانشگاه‏های ما از غرب نترسند، اراده كنند در مقابل غرب قیام كنند و نترسند. (4)

احتیاج ما پس از این همه عقب ماندگی مصنوعی به صنعت‏های بزرگ كشورهای خارجی حقیقتی است انكار ناپذیر، و این به آن معنی نیست كه ما باید در علوم پیشرفته به یكی از دو قطب‏وابسته شویم.دولت و ارتش باید كوشش كنند كه دانشجویان متعهد را در كشورهایی كه صنایع بزرگ پیشرفته را دارند و استعمار و استثمارگر نیستند، بفرستند و از فرستادن به امریكا و شوروی و كشورهای دیگر كه در مسیر این دو قطب هستند، احتراز كنند، مگر انشاء الله روزی برسد كه این دو قدرت به اشتباه خود پی‏برند و در مسیر انسانیت و انسان دوستی و احترام به حقوق دیگران واقع شوند، یا انشاء الله مستضعفان جهان و ملت‏های بیدار و مسلمانان متعهد آنان را به جای خود نشانند، به امید چنین روزی. (5)

 وبلاگ دانشگاه برتر و آینده ایران - Www.Higher-Uni.MihanBlog.Com

سلام بر شما ملت بزرگ ایران، سلام بر ملت مسلمان جهان، سلام بر دانشگاهیان و دانشجویان معظم كه سربازانی برای اسلامند.و من لازم است كه یك تذكر به شما بدهم كه بدانید مقصود ما از اصلاح دانشگاه‏ها چیست.بعضی گمان كردند كه كسانی كه اصلاح دانشگاه‏ها را می‏خواهد و می‏خواهند دانشگاه‏ها اسلامی باشد این است كه گمان كردند كه ـ این اشخاص توهم كردند كه ـ علوم دو قسم است، هر علمی دو قسم است، علم هندسه یكی اسلامی است، یكی غیر اسلامی، علم فیزیك یكی اسلامی است یكی غیر اسلامی، از این جهت اعتراض كردند به اینكه علم، اسلامی و غیر اسلامی ندارد و بعضی توهم كردند كه اینها كه قائلند به اینكه باید دانشگاه‏ها اسلامی بشود یعنی فقط علم فقه و تفسیر و اصول در آنجا باشد یعنی همان شأنی را كه مدارس قدیمه دارند باید در دانشگاه‏ها هم همان تدریس بشود.اینها اشتباهاتی است كه بعضی می‏كنند یا خودشان را به اشتباه می‏اندازند آنچه كه ما می‏خواهیم بگوئیم این است كه دانشگاه‏های ما، دانشگاه‏های وابسته است، دانشگاه‏های ما دانشگاه‏های استعماری است، دانشگاه‏های ما اشخاصی را كه تربیت می‏كنند تعلیم می‏كنند، اشخاصی هستند كه غربزده هستند، معلمین بسیاریشان غربزده هستند و جوان‏های ما را غربزده بار می‏آورند ما می‏گوئیم كه دانشگاه‏های ما یك دانشگاه‏هائی كه برای ملت ما مفید باشد نیست.ما بیشتر از پنجاه سال است كه دانشگاه‏داریم با بودجه‏های هنگفت كمرشكن كه از دسترنج همین ملت حاصل می‏شود و در این پنجاه سال نتوانستیم در علومی كه در دانشگاه‏ها كسب می‏شود خود كفا باشیم.ما بعد از پنجاه سال اگر بخواهیم یك مریضی را معالجه كنیم، اطباء ما بعضی‏هایشان یا بسیاریشان می‏گویند این باید برود به انگلستان.پنجاه سال دانشگاه داشتیم و طبیبی كه بتواند كفایت از ملت بكند، از احتیاج ملت بكند به حسب اقرار خودشان نداریم.ما دانشگاه داشتیم و داریم و برای تمام شؤونی كه یك ملت زنده لازم دارد احتیاج به غرب داریم.ما كه می‏گوئیم دانشگاه باید از بنیان تغییر بكند و تغییرات بنیادی داشته باشد و اسلامی باشد نه این است كه فقط علوم اسلامی را در آنجا تدریس كنند، نه اینكه علوم دو قسمند هر علمی دو قسم است یكی اسلامی و یكی غیر اسلامی .ما می‏گوئیم كه در این پنجاه سال یا بیشتر كه ما دانشگاه داریم، فراوردهای دانشگاه را برای ما عرضه دارید.ما می‏گوئیم كه دانشگاه‏های ما مانع از ترقی فرزندان این آب و خاك است.ما می‏گوئیم كه دانشگاه ما مبدل شده است به یك میدان جنگ تبلیغاتی.

پی نوشتها:

1 ـ پیام امام خمینی به مناسبت آغاز سال تحصیلی 62 ـ 61 صحیفه نور جلد 17 ص 36 تاریخ : 1/7/ 61

2 ـ پیام امام خمینی به زائران بیت الله الحرام به مناسبت عید سعید قربان صحیفه نور جلد 18 ص 89 تاریخ: 12/6/ 62

3 ـ اساسا دانشگاه دوره پهلوی بر اساس تكنولوژی وابسته و تبعیت از فرهنگ غرب پایه ریزی شده بود دانشگاه محفلی بود برای جولان و نمایش ایدئولوژیهای وارداتی و شستشوی اذهان و مغزهای جوانان در جهت وابستگی بیشتر به غرب ابتكار و نوآوری در دانشگاههای دوره پهلوی كمتر دیده می‏شد و حتی ترغیب و تشویقی هم صورت نمی‏گرفت.به همین جهت در طول سالیان متمادی از عمر دانشگاه در ایران، محصول قابل اعتنا و برجسته در زمینه‏های علمی و تكنولوژی دانشگاه مشاهده نگردید.در دهه آخر عمر رژیم پهلوی، دانشگاهها عملا به سالنهای مد و دوری جستن از فرهنگ و سنن ملی و مذهبی مبدل گشته بودند بطوریكه گروه اقلیتی از دانشجویان و دانشگاهیان متعهد و دلسوز كشور همچون شمع می‏سوختند و گاه در مبارزه با فرهنگ منحط و فاسد حاكم بر كشور و از جمله دانشگاهها تا پای جان ایستادند.در كنار این روند انحرافی، جنبش قدرتمند دانشجویی با مایه‏های ملی ـ مذهبی با مظاهر فرهنگ منحط در ستیز و مبارزه بود.و رشد تفكر دینی در دانشگاه بوسیله روشنفكران متعهد و خصوصا بعد از قیام پانزده خرداد برهبری امام خمینی، تحولات چشمگیر در روند مبارزات ملت ایران پدید آورده بود.در دهه پنجاه، با نزدیك شدن دو قشر روحانیت و دانشگاهی به یكدیگر كه از آرزوها و اصول دیدگاههای حضرت امام بود، سرانجام رژیم پهلوی بزانو در آمد و پس از آن دانشگاههای ما با حفظ استقلال در مسیر نوسازی و تحولات كشور گام های مؤثر و سازنده‏ای برداشته و نقش اصلی و تاریخی خود را باز یافتند .

4 ـ وصیت نامه سیاسی ـ الهی حضرت امام (س) صحیفه نور جلد 21 ص 192 تاریخ تحریر: 26/11/61 تاریخ قرائت: 15/3/ 68

5 ـ بیانات امام خمینی در جمع گروه های مختلف مردم صحیفه نور جلد 11 ص 186 تاریخ: 13/10/ 58

منبع: كتاب آیین انقلاب اسلامی برگرفته شده از وبلاگ اندیشه های امام خمینی (ره)


مرتبط با : دانشگاه اسلامی
نخستین جشنواره وبلاگ نویسی افق آینده
نوشته شده توسط در ساعت 11:54 ب.ظ

نخستین جشنواره بزرگ وبلاگ نویسی "افق آینده" با مشارکت اداره کل اوقاف وامورخیریه استان تهران با هدف شناسایی و معرفی وبلاگ نویسان‌برتر و حمایت از ایده‌ها و استعداد‌های خلّاق و تأثیرگذار در فضای مجازی پیرامون وقف برگزار می‌شود.

به گزارش روابط عمومی و امور بین‌الملل سازمان اوقاف، به نقل از اوقاف استان تهران این جشنواره در سه محور اصلی وقف وآینده ایران، جوان وآینده ایران و دانشگاه و آینده ایران برگزار می‌شود که هر محور اصلی دارای موضوعات متعددی همچون زیارت ونیایش در جوار اماکن متبرکه، وقف و حمایت از تولید ملی، وقف و تبلیغات مدرن دین، وقف و محیط زیست، وقف و تهاجم فرهنگی وقف و جهاد علمی، وقف و علوم جدید، وقف و اقتصاد اسلامی، رسالت جوانان ایرانی در عصر حاضر، نقش جوانان در فردای ظهور، جوانان ایرانی و افق علمی آینده، تهاجم فرهنگی و جوان ایرانی، رمضان و بیداری دل‌ها کارآفرینی و اشتغال جوانان، مهاجرت جوانان، امر به معروف و نهی از منکراست.
این گزارش می‌افزاید: قالب موضوعی جهت شرکت در این جشنواره شامل عکس، داستان، مصاحبه، شعر، مقاله، خاطره وکلیپ می‌باشد که شرکت کنندگان در این رشته‌ها می‌توانند آثار خود را ارسال نمایند.
گفتنی است علاقمندان می‌توانند جهت ثبت نام وشرکت در اولین جشنواره وبلاگ‌نویسی به پایگاهwww.ifblog.Ir مراجعه نمایند.

لازم بذکر است جوایز نخستین جشنواره بزرگ وبلاگ نویسی "افق آینده" شامل لپ تاپ، تبلت، کمک هزینه سفرهای زیارتی، سکه بهار آزادی، دوربین دیجیتالی و ده‌ها جایزه نقدی و اقلام فرهنگی می‌باشد.
علاوه بر هدایای فوق، به نفرات اول تا پنجم جشنواره، تندیس "افق آینده" و به تمامی وبلاگ‌های برگزیده داوری، لوح سپاس تقدیم خواهد شد.


الگوی پیشرفت در عصر مدیریت علوی
نوشته شده توسط در ساعت 11:09 ب.ظ

مدیریت علوى، از ریشه و بنیان براى ایجاد اصلاحات و پیشرفت در جامعۀ اسلامى پدید آمد و از این رو، به پیشرفت و اصلاحات همه جانبه، به ویژه در بُعد اقتصادى، مى اندیشید و آن را سرلوحۀ اهداف و برنامه هاى تنظیمى خود قرار داد. اهمّ برنامه هاى اصلاحى مدیریت علوى را که می توان الگوی مناسبی برای پیشرفت جامعۀ اسلامی در نظر گرفت، مى توان در هفت اقدام اصلى و بنیادین، به عنوان سرفصل کلى برنامه ها، ارائه نمود. برنامه هاى مورد نظر عبارت بودند از:

۱ـ رفع تبعیض در تقسیم بیت المال؛

۲ـ برگرداندن دارایى هاى عمومى تاراج رفته؛

۳ـ جلوگیرى از پیدایش ثروت هاى انبوه نامشروع در دولت جدید؛

۴ـ تأمین حقوق شهروندان و در امان بودن غیر مؤمنان و تأمین حیات مادى ایشان؛

۵ـ تأمین امنیت و استیفاى حقوق مردم به ویژه مظلومان؛

۶ـ تأمین اجتماعى محرومان و از کار افتادگان؛

۷ـ تلاش در راه عمران و آبادانى زمین.

از این هفت برنامه، بخشی، جنبۀ سلبى داشت که موانع راه را براى فقرزدایى و توسعۀ رفاه عمومى هموار می کرد و بخشی دیگر داراى جنبۀ اثباتى بود که براى رفع محرومیت و از میان برداشتن شکاف عمیق طبقاتى به اجرا گذاشته شد.

امام على(ع) در خطبۀ چهلم که بعد از جنگ صفین و خطاب به خوارج ایراد شده، به مباحث مهمى دربارۀ حکومت و ضرورت آن و از جمله هفت وظیفۀ حاکم عادل الهى اشاره مى کند، که به سهولت مى توان پیشرفت اسلامی را در این هفت تکلیف ملاحظه کرد. ایشان نخست از مغالطۀ خوارج، با شعار «لا حکم الا لله» پرده بر مى دارد و مى فرماید: «سخن حقى که معنى باطلى از آن اراده شده  است».

وبلاگ دانشگاه برتر و آینده ایران - Www.Higher-Uni.MihanBlog.Com

سپس به ضرورت تشکیل حکومت می پردازد و براى اثبات این مدعا چند دلیل روشن را در عباراتى کوتاه و پرمعنا بیان مى فرماید. به بیان امام(ع)، مردم نیازمند امیرى هستند؛ نیکوکار یا بدکار، و اگر توفیق پیروى از حاکم نیکوکارى نصیب شان نشود، وجود امیر فاجر از نبود حکومت بهتر است. سپس به فواید و برکات حکومت اشاره مى کند، که بعضى جنبۀ معنوى دارد و بعضى جنبۀ مادى.

نخست: در سایۀ حکومت او، مؤمن به کار خویش ادامه مى دهد؛ یعنى راه خود را به سوى «قرب الى الله» مى پیماید. (یَعملُ فى إِمَرتِهِ المؤمن)

دوم: کافر نیز در حکومت او از مواهب مادى بهره مند مى شود و به زندگى دنیوى خود ادامه مى دهد. (و یستمتع فیها الکافر)

سوم: خداوند به مردم فرصت مى دهد در دوران حکومت او زندگى طبیعى خود را تا پایان ـ در سلامت نسبى ـ طى کنند. (و یُبَلِّغُ اللهُ فیها الاجَلَ)

چهارم: به وسیلۀ او اموال بیت المال جمع آورى مى گردد، تا هزینه هاى دفاعى و عمرانى و انتظامى فراهم شود. (و یُجْمَعُ به الفیءُ)

پنجم: به کمک او با دشمنان مبارزه مى شود. (و یقاتلُ به العدوُّ)

ششم: به وسیلۀ او جاده ها امن مى گردد. (و تأمَنُ بِهُ السُّبُلُ)

هفتم: حق ضعیفان به کمک او از زورمندان گرفته مى شود. (و یُؤْخَذُ به للضعیف من القوىِّ)

در سایۀ انجام این وظایف هفت گانه توسط حکومت، نیکوکاران در رفاه و از دست بدکاران در امان مى باشند. (حتى یستریحَ بَرٌّ و یُسْتراحَ من فاجِرٍ) (نهج البلاغه، نامۀ ۵۳، بند ۱، ۹۹۱)

امام در جای دیگر در عهدنامۀ مالک، تأکید بسیارى بر اهتمام حکومت به پیشرفت در عرصۀ تولید و عمران کرده و مى فرماید:

«اى مالک! به عمران زمین بیشتر بیندیش تا به خراج. باید بدانى خراج جز به عمران حاصل  نمى شود و هر که بى عمران، به خراج کمر بندد، بلاد را ویران مى کند و مردم را به نابودى مى کشاند و خود دیرى نمى پاید که از پاى در مى آید». (همان، نامۀ ۵۳، بند ۴۷، ۱۰۱۳)

با بیانات بالا مشخص می شود که پیشرفت در مدیریت علوی هدف نبود، بلکه وسیله اى براى رسیدن به آرمان هاى معنوى بود. امام براى حکومت شأن واقعى قائل نبود، اما بنا به حق شرعى خویش و اشتیاق و نیاز فوق العادۀ مردم به حکومت ایشان، این امر را به عنوان وظیفۀ الهى پذیرفت و با پایدارى از آن دفاع مى کند: «…لو لا حضور الحاضر و قیام الحُجّة بوجود الناصر … لاَلقیتُ حَبْلها على غاربها و لَسقیتُ آخرها بکاس اَوّله؛ اگر وضع موجود و حجت اینکه یارانى هستند، وجود نداشت… مهار خلافت را بر پشت آن افکنده و رهایش مى ساختم، و پایانش را چون آغازش مى انگاشتم». (همان، خطبۀ ۳، ۵۰)

منبع: سایت بنیاد پژوهش های الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت


تحول علوم انسانی پیشنیاز مهندسی تمدن اسلامی
نوشته شده توسط در ساعت 10:54 ب.ظ

علوم انسانی متداول در دانشگاه ها فاقد مبانی الهی و نگاه معنوی به انسان و جهان است و آنچه که به عنوان علوم انسانی در حوزه های علمیه شکل گرفته مجموعه توصیفات کلی و فردی با گرایش اسلامی است. اما نیاز امروز ما به علوم انسانی نیاز به مفاهیم اجتماعی اسلام از انسان در حوزه تنظیم روابط و نظامات سیاسی، فرهنگی و اقتصادی می باشد. بنابراین در حوزه مفاهیم علوم انسانی در سه بخش مفاهیم ارزشی، فلسفی و کاربردی نیازمند تحول و تعریف صحیح از انسان شناسی، جامعه شناسی، روانشناسی، مدیریت، سیاست، فرهنگ، اقتصاد، هنر و ... مبتنی بر آموزه های ناب دینی هستیم.

علوم انسانی نقش اساسی و ویژه­ای را در مهندسی و مدیریت تمدن اسلامی دارد، زیرا انسان به عنوان كانون آفرینش و به عنوان موجودی خلاق، دارای اختیار ومتصرف در كائنات نقش غیر قابل انكار و تعیین كننده ای را در معارف دینی به خود اختصاص داده است. پرداختن به جایگاه علوم انسانی از این منظر می تواند گره­گشای مسائل پیش رو در تمدن سازی دینی باشد.

از طرفی توجه به پیامد ها و مخاطرات استفاده از علوم انسانی غربی در نظام سازی و حکومت دینی ما را بر آن میدارد که در فرآیند طراحی و مهندسی فرهنگی و تهیه نقشه جامع علمی کشور به این مسئله با حساسیت ویژه ای برخوردار نمائیم.

مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای در بیانات متعددی نیاز جامعه اسلامی به علوم انسانی مبتنی بر دین و پرهیز از استفاده از علوم انسانی غربی در مهندسی و مدیریت نظام اسلامی را متذکر شده اند:

وبلاگ دانشگاه برتر و آینده ایران - Www.Higher-Uni.MihanBlog.Com



"ما علوم انسانى‌مان بر مبادى و مبانى متعارض با مبانى قرآنى و اسلامى بنا شده است. علوم انسانى غرب مبتنى بر جهان‌بینى دیگرى است؛ مبتنى بر فهم دیگرى از عالم آفرینش است و غالباً مبتنى بر نگاه مادى است. خوب، این نگاه، نگاه غلطى است؛ این مبنا، مبناى غلطى است. این علوم انسانى را ما به صورت ترجمه‌اى، بدون اینكه هیچگونه فكر تحقیقىِ اسلامى را اجازه بدهیم در آن راه پیدا كند، میاوریم تو دانشگاه‌هاى خودمان و در بخشهاى مختلف اینها را تعلیم میدهیم؛ در حالى كه ریشه و پایه و اساس علوم انسانى را در قرآن باید پیدا كرد.[1]

"بسیارى از مباحث علوم انسانى، مبتنى بر فلسفه‌‌‌‌‌‌‌‌‌هائى هستند كه مبنایش مادیگرى است، مبنایش حیوان انگاشتن انسان است، عدم مسئولیت انسان در قبال خداوند متعال است، نداشتن نگاه معنوى به انسان و جهان است. خوب، این علوم انسانى را ترجمه كنیم، آنچه را كه غربى‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها گفتند و نوشتند، عیناً ما همان را بیاوریم به جوان خودمان تعلیم بدهیم، در واقع شكاكیت و تردید و بى‌‌‌‌‌‌‌‌‌اعتقادى به مبانى الهى و اسلامى و ارزشهاى خودمان را در قالبهاى درسى به جوانها منتقل كنیم؛ این چیز خیلى مطلوبى نیست. این از جمله‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى چیزهائى است كه بایستى مورد توجه قرار بگیرد.[2]

مشکل علوم انسانی از دو منظر قابل بررسی است. علوم انسانی رسمیت یافته در دانشگاهها فاقد مبانی الهی است و علوم انسانی تولد یافته در حوزه های علمیه مجموعه توصیفات کلی، فردی با گرایش اسلامی است.

اما نیاز امروز ما به علوم انسانی اسلامی نیاز به مفاهیم اجتماعی اسلام از انسان در حوزه تنظیم روابط و نظامات سیاسی، فرهنگی و اقتصادی است. این نیاز جدید جامعه اسلامی در علوم انسانی برخواسته از تفكر سكولار غرب قابل تامین نیست و هرآنچه كه به عنوان میراث گذشته در اختیار داریم یکسری مفاهیم کلی فردی و غیر کاربردی است که كفایت لازم برای مهندسی تمدن اسلامی را ندارد. لذا محتاج یك نهضت علمی و نرم افزاری برای دستیابی به افق های جدید علم و تولید علوم از جمله علوم انسانی اسلامی می­باشیم.


ادامه مطلب
تحول در علوم انسانی از نگاه استاد سید منیرالدین حسینی شیرازی (ره) ( قسمت دوم )
نوشته شده توسط در ساعت 12:46 ب.ظ

2ـ اصول کلی علوم انسانی اسلامی

1/2ـ نقش علوم انسانی در تحولات علوم کاربردی

«كارآمدی الهی دین در جامعه بدون در دست داشتن روش تحقیقی كه بتواند مشروط شدن حركت و تغییر را در ماده به اعتقادات الهی و تبدیل شدن و چگونگی را در تكامل بر این بنیان بیان نماید، آن دستگاه ضروری می‌باشد. برای كارآمدی دین در عینیت، روش علوم این شرط را بایستی در بطن خود بپذیرد و نه در بهره وری از علوم. زیرا شاخصه های توسعه، شاخصه های ارزشهای مادی است و اگر از علوم پایه، تجربی و انسانی یك نظام را ملاحظه نماییم هر چند نه با ارتباط ترسیم شدة بر مبنای منطق تعیّن و تطابق بلكه یك هماهنگی گرایشی در مبنای منطقِ اصل عدم تعین، هماهنگی تابع و متغیری را ملاحظه می‌كنیم كه علوم پایه، نقش متغیر اصلی و علوم تجربی متغیر فرعی و علوم انسانی متغیر تبعی را در تحولات علوم كاربردی نشان می-دهد. این وابستگی غیر تطابقی كه هماهنگی كارآمدی را در عینیت تضمین می‌كند یعنی فرایندهای فیزیك علیه پزشكی نیست و فرآیندهای پزشكی علیه بهداشت اجتماعی و درمان جامعه نیست. این نظام فكری برخاسته از زادگاه منطق حسی كه مطلق گرایی حسی بر آن حكمفرماست نمی‌تواند ابزاری برای گرایش مذهبی قرار گیرد مگر در میدانی بسیار كوتاه. در جریان تكامل اجتماعی و توسعة اجتماعی تدریجاً اخلاق، تابع فرهنگ كارآمدی یعنی تابعی از نظام پرورشی آن كه نظام اطلاعات و نظام ارتباطات و نظام محصولات می‌باشد قرار دارد. بدین گونه است كه ضرورت تغییر اساسی در متدلوژی علوم واضح می‌گردد كه این بخش نیز مانند بخشِ حجیت یعنی متدولوژی حجیت در ارتباط با دین، متد علوم در ارتباط با كارآمدی عینی است و بایستی دینی گردد».[9]

2/2ـ جایگاه علوم انسانی در طبقه بندی علوم

«علوم پزشکی خاصیتش این است که حلقه واسطه ای بین علوم تجربی و علوم انسانی است و آن در جای خودش محترم است. ولی الان به عنوان یک نیاز اجتماعی، جامعه شناسی اسلامی و علوم سیاسی اسلامی و مدیریت اسلامی [مطرح است[».[10]

3/2ـ علوم انسانی دارای توصیف، ارزش و دستور

«بخشی از علوم انسانی، توصیفی می‏باشد، توصیف از انسان جامعه و مبانی مدیریت؛ اینها جزو كلام می‏باشد؛ البته نه این كلام موجود؛ یعنی اصول آن را حتما باید علم كلام به نحو توصیفی تحویل بدهد. ارزشی را اخلاق و عرفان تحویل بدهد، باز نه اخلاق و عرفان موجود، اخلاق و عرفان موجود، اصلا كاری ندارد كه اشیاء چگونه باشند! مثلا این نحوه فرم درست كردن این تلفن چگونه باشد مثلا چهار گوشی باشد بهتر است یا مدور یا گوشی تك؟! بگویند از چه جهت بهتر است؟ اصلا موضوع بحث اخلاق نیست. آیا فقط ساختمان شكل این تلفن، موضوع اخلاق نمی‏باشد؟ یا اینكه ساختمان اتاقی هم كه در آن نشسته‏اید، موضوع بحث آنها نمی‏باشد؟ و هكذا ساختمان قهری هم كه شما در آن می‏باشید و اینكه ساختار شهر و تقسیمات كشوری چگونه باشد هیچكدام از اینها موضوع بحث آنها نمی‏باشد! می‏گویند اینها چه ربطی به اخلاق دارد؟! ولی اگر سؤال شود كه از نظر هنری تأثیر تصویرها در پرورش چگونه می‏باشد؟ محال است كه تأثیر نداشته باشد! رنگها، ترسیم‏ها گرفته تا لباس و اتاق و كلا تحریكهایی كه برای تمتعات حواس انسان می‏شود، اینكه اگر ما تركیبهای مختلف را بوجود آوریم چه اثری برای پرورش دارد، اخلاق نسبت به آن ساكت می‏باشد. ملاحظه كردن زهد، به صورت فردی و جزئی تا اینكه زهد را در الگوی شهرسازی و ساختمان‏سازی بیاوریم. با آمدن زهد، آیا كارآمدی حذف می‏شود یا اضافه می‏گردد؟ تحریك به اینكه آدم كار زیاد انجام بدهد چگونه انجام می‏شود؟ چگونه انگیزش الهی و آخرتی را در جامعه فعال می‏كنید؟ اخلاق كه متكفل این امر نمی‏باشد! یعنی كلا «حوزه» عهده‏دار نیازمندیهای دورانی كه كلیه ابزارها، وسیله تكامل شناخته شده و تعریف شوند، نیست.

وبلاگ دانشگاه برتر و آینده ایران - Www.Higher-Uni.MihanBlog.Com



بلكه مربوط به دورانی است كه نقاش جداگانه و مستقل به صورت فردی برای خودش كار می‏كرد، فوقش استادی نقاشی را به شاگردانی كه به نزد او می‏رفتند و كار می‏كردند، آموزش می‏داده است، ولی اینكه كنار دست نقاش، جامعه‏شناس و روانشناس باشد و سفارشات طرح نقاشی‏اش را هم مثلا یك شركت بدهد كه می‏خواهد درعد از آن جامعه‏شناس آن، مسئول باشد كه تغییر اخلاق و عادات آنها را بخواهد، وضع موجود آنها را مطالعه و جمع‏بندی بكند و بنا داشته باشد كه آنها را تغییر داده و بگوید كه حالا چگونه حساسیتها را تغییر بدهید.‏ (س): پس می‏فرمائید یك بخش علوم انسانی توصیفی، یك بخش ارزشی و یك بخش هم دستوری است. كه در فقه می‏آید و یك بخش آن نیز كمی است كه باید دانشگاه تنظیم نماید. (ج): یعنی اصول آن اینجا می‏آید. اصول آن یعنی اصلی‏ترین قسمتش كه قسمت ارزشی و اخلاقی آن است در «عرفان» می‏رود. بعد از آن در نسبتهای عقلانی یعنی در «كلام» می‏آید كه توصیف می‏شود، بعد از آن در احكام و بایدها می‏آید كه «فقه» می‏شود. (س): كه مجموعه آن اصولی می‏شود كه بعد از آن، علوم انسانی را هدایت كند.. (ج): نظامی از اصول، كه براساس آن نظام، یعنی «پیش‏فرضهای ارزشی، توصیفی و تكلیفی»، قسمت بعدی آن كه تهیه و تنظیم كمیات و معادلات است، را تهیه می‏نمایند. در زمانی كه معادله شد، بعد از آن باید بیایند و آنها را اجرا نمایند؛ یعنی «تخصیص كمی نیرو» نسبت به آن واقع بشود و اجراء گردد».[11]

4/2ـ اهمیت متدلوژی علوم انسانی

«علوم انسانی که البته پیوندش با ارزشها وسیع است و قطعاً بسیاری از علوم انسانی که از غرب آمده، آمیخته با ارزش های غربی است ، حتی شما در علوم انسانی برخی از متد های تحقیقی را دارید که هیچ بار ارزشی ندارد، شما هم اگر خواسته باشید با مبانی دینی هم تحقیق کنید، از همان متد استفاده می‌کنید». [12]

«وقتی که متدلوژی تغییر پیدا کند معنایش این نیست که ما فقط در علوم انسانی، متدلوژی را تغییر داده ایم. در همان فیزیک اتمی که می‌گویید: باید ما در آنجا قدرت دادن پیش فرض و قدرت معرفی عوامل و تعریف کردنِ طرح میدانی و الی آخر را داشته باشیم».[13]

«در علوم انسانی در آنجائی که ملاحظه میکنید شواهد را دانه دانه که کنار هم می گذارید متدی خاصی برای استنتاجش دارید ,متد شما رابطه دارد با مبنای شناخت شما ازانسان مبنای شناخت شما از انسان که میخواهید بگوئید برای انسان خوب است. برای رشد جامعه خوب است یا بد است با جهان بینی شما رابطه دارد. آنجا می بینید یک شرقی در روسیه نسخه ای که میدهد د رالهاد تبرن غیر از نسخه ای است که در امریکا میدهند. اینجا عرض میکنیم موضوع مثل موضوع تجربی نیست. حق وعدل را می خواهد معین کند در مبنای برنامه ریزی در تعیین حق وعدل ما قبول کردیم که اصیل وحی است».[14]

«برای تأسیس علوم انسانی مبتنی بر .... دو بخش مهم دارد یک بحث درباره روش، که بحث که در روش را من در مسئله صحت انطباق کم نمی دانم... مسئله روش نصف کار هست. نصف کار هم بکار گرفتن آن روش است».[15]


ادامه مطلب


( تعداد کل صفحات: 5 )

[ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ]