تبلیغات
دانشگاه برتر و آینده ایران - جنبش دانشجویی دهه 70

.

.
جنبش دانشجویی دهه 70
نوشته شده توسط در ساعت 08:02 ب.ظ

1. فضای دانشجویی دهه 80 فضای پیوسته ای است. کم تر اتفاق منحصر به فردی، این نوار آرام ولایت را قطع کرده است. اگر از پشت دیوارهای دانشگاه صدایی هم برخاسته، درصداهای بلندتر خیابان های بیرون دانشگاه گم شده است. دهه 70، این دانشجویان بودند که گاهی بحث ها و تنش های سیاسی (و چه بسا امنیتی) عمده را رقم می زدند. دهه 80 ولی، چه دانشجویان افراطی و چه دانشجویان اصول گرا، به بیرون چشم دوختند. به تحولات در نیروها و دولت های اصول گرا، به بیرون چشم دوختند. به تحولات در نیروها و دولت های اصول گرا؛ به اتفاقات پس از انتخابات و ... . در دهه 70، چه بسا نیروهای سیاسی عمده کشور، خود را در نسبت با سوگیری های جنبش دانشجویی تعریف می کردند. در دهه 80ولی، این دانشجویان بودند که در سایه آمدو شدها و درگیری های سیاسی و حتی خیابانی جامعه، هویت خویش را از نو تعریف کردند.
2. طوفان های پیاپی که در دهه 70 از دانشگاه برخاست، زود برنشست ولی برای گروهی سرمایه زندگی شان شد.
همان گروهی که این روزها ریش پروفسوری، کت و شلوارهای مد روز و لفظ روشنفکرانه، دارد در اواخر دهه 80 ازنردبان تشکل های دانشجویی پایین آمد و از پله های هواپیما بالا رفت تا ساعاتی دیگر در واشنگتن، لندن، رم، یا پاریس به زمین بنشیند و از سرمایه ای که در تهران انباشته بود خرج کند.
3. تاریخ دانشجویی دهه 70، به این اعتبار، قطعه قطعه است؛ تیر 78، خرداد 82و... . تاریخی که قطعه قطعه است، خاطره انگیز است. در ذهن همه دانشجویان و جوانان دهه 70، از اتفاقات، اماکن با چهره های دانشجویی خاطراتی مانده است. ذکر خاطرات و نقل داستان های دهه 70 می تواند غش کنندگان راسیه روی کند. با همین خرده خاطرات است که می توان چهره واقعی مدعیان کنونی آزادی بیان، حقوق بشر با نضارب آرا را شناخت. همه از این دهه خاطره دارند، گروهی اسیر اساطیر این خاطرات اند، گروهی از آن نماها و تصاویر دست شسته اند و درس گرفته اند. گروهی اما معتقدند هنوز زمان آن فرانرسیده که بنشینیم و خاطرات را شفاف تعریف کنیم.

وبلاگ دانشگاه برتر و آینده ایران - Www.Higher-Uni.MihanBlog.Com

اتفاقا امروزه روز، زمان باز گفتن ناگفته هاست در هفته هایی که غرب برای انقلاب ملت ایران، عربده می کشد؛ همان گماش دانشجویان آزاد و آزاده دیروز و ینگه نشینان امروز، ذوق زده شده اند. بیانیه هایی صادر می کنند و افاضات می فرمایند که «اگر جننگ هم بشود به ایران حمله کنند، چه باک. » دست در چنین روزهایی است که باید نشان داد، این چهرها ، از آغاز هم برهمین سیاق روزگار سر می کردند تاریخ دانشجویی دهه 70 را می توان از منظر خاطرات بازگفت.
4. علی افشاری، دبیر سیاسی دفتر تحکیم وحدت در دهه 70 بود. اینک ولی در دم و دستگاه های به اصطلاح پژوهشی دولت آمریکا، مزدبگیر دولت آمریکاست. او از جمله فعالان فراری است که از جمله غرب به ایران استقبال کرده است. علی افشاری پس از حوادث سال 78 و غائله کنفرانس برلین، به زندان افتاد. همان زندان پردردسر، و برخی ژست ها و مواضع او، سبب شد گروهی باور کنند ه او، اگر که عقلانیت و اعتدالی ندارد، اما شجاعت و خلوص دارد. تو گویی او از بابت حرف های تند و تیزش است که به حبس و حصار دچار می شده است. علی افشاری از همان خاطراتی است که ذکرش واجب است. قطعه ای از جنبش دانشجویی دهه 70 که باید از نووارسی اش کرد. اگر چه بیرون رفتن او و دوستان اش از مسیر اعتدال، زیر پا گذاردن خطوط قرمز و هواهای باطل بلندش گذارش را به دادگاه؛ بازداشت و مجازات انداخت.

خاطره اول

انتخاب مهدی کروبی به ریاست مجلس ششم، آب سردی بود که روی قصورات و آمال جوانان رادیکال و نیروهای حاشیه ای اصلاح طلبان ریخته شد. تندروهای تحکیم وحدت در سطح مجمع عمومی اتحاد، از این که تلاش شان برای فرستادن مشارکتی ها و رادیکال های اصلاحات به مجلس، به ریاست چهره ای سنتی ختم شده بود، ناامید و سرخورده شدند سوال این بود مگر قرار نبود در قالب استراتژی «فتح سنگر به سنگر»، چهره های جوان و پرشور بر ریاست مجلس تکیه بزنند و مگر قرار نبود چهره هایی رادیکال، در راس مجلس به تعارضات و بحران ها دامن بزنند؟

ماجرا از چه قرار بود که فیل مور زاییده بود؟ آن همه هیاهو برای هیچ بود؟

تنها دوستان علی افشاری در شورای مرکزی دفتر تحکیم بودند که از واقعیت ماجرا خبر داشتند. علی افشاری، همواره به آزادگی و خیره سری شهرت داشت، در دعوای اصلاح طلبان تندرو (مشارکتی، سازمان مجاهدینی ها....) و اصلاح طلبان محافظه کار (مجمع روحانیون مبارز، مجمع نیروهای خط امام و ...) برسر هدایت مجلس وارد شده بود و نرخ تعیین می کرد. او، به عنوان چهره ای منتقد در میان دانشجویان سیاسی و بدنه رادیکال جنبشی که مدعی بود نمایندگی اش می کند، مشارکتی ها و دوستان را به میز مذاکره فرا خواند تا آن ها رابه ریاست شیخ کروبی راضی کند. بخش وسیع مشارکتی ها و بسیاری از اصلاح طلبان از جمله با پادرمیانی افشاری و تحکیم وحدت بود که به ریاست کروبی، رضایت دادند اما این وسط، نکته مهم تر چه بود؟ عایدی افشاری از این داد و ستدهای کلان بود. علی افشاری دانشجوی ساده شهرستانی، ناگهان صاحب خانه ای سه طبقه در شمال ترین نقطه پایتخت شد، شیک پوش شد، ریش توپی را با مدل پروفسوری تعویض کرد و ادکلن های گران قیمت مصرف می کرد. این شاید کمترین پیش کشی کروبی و کروبی چی ها در ازای خدمت به یاد ماندنی بود که به علی افشاری تقدیم کردند.
 

خاطره دوم

برسرشرکت در انتخابات ریاست جمهوری نهم با تحریم آن دعوا بالا گرفته است: افراطیون مشارکتی، سازمان دانش آموختگان (به لیدری موسوی خوئینی)، بخشی از اپوزیسیون ملی گرای غیرقانونی والبته در کنار آن ها، نیروهای دفتر تحکیم وحدت، معتقد بودند، «راه تحول خواهی» از انتخابات نمی گذرد؛ باید از خاتمی بازی ورای دادن عبور کرد و اعتراض های مدنی (بخوانید مخملی) را پیشه کرد.
مشارکتی های میانه رو؛ اطرافیان شیخ کروبی و نیروهای خط امام از شرکت در انتخابات دفاع می کردند و هنوز امید داشتند که بتوانند به خیابان پاستور راه یابند. این دعوا، یک طرف؛ دعوای اصلی میان هواداران شرکت بود؛ دعوا میان دفاع از نامزدی کروبی یا نامزدی مصطفی معین (کانیدای مشارکت و مجاهدین انقلاب). همه می دانستند که بدنه دانشجویان رادیکال و اصلاح طلب از کارنامه اصلاح طلبان پرمدعا اصلا رضایت ندارند؛ بی شک گزینه اول شان، عدم شرکت در انتخابات است. جو دانشگاه و ذهنیت دانشجویی؛ به اقتضای تحلیل های خام و پرهیجان، همواره بیش از آن که از اعتدالیون و عقلا تأثیر بپذیرد، اسیر نفوذ افکار تند و رادیکال است. از این رو، علی افشار ودوستانی چون اکبر عطری، روزبه ریاضی، مهدی حبیبی و... تندروهایی از این دست که بارها سابقه رویارویی با دادگاه و بازداشت را داشتند، وزنه قابل ملاحظه ای بودند برای تغییر دادن حال و هوای سیاسی دانشگاه یا به رکود و سکون کشاندن آن، اتفاقا این دارو دسته، از چنان استبداد رایی برخوردار بودند که به نمایندگی از یک تشکل و اتحادیه فراگیر دانشجویی، هر کار خواستند بکنند (نمونه اش : طرح مبتذل 60 میلیون دات کام؛ یا همان رفراندوم اینترنتی).
دانشجویان به هر روی به کروبی رای نمی دادند، چون او را نیروی سنتی می دانستند که با وجهه دانشگاهی قرابتی نداشت و به محافظه کاری شهره بود: اما علی افشاری نیروی وفادار کمپین و اردگاه کروبی بوده و هست. حال این وسط چه می توانست بکند؟ جز این که کاری کند اتحادیه اش از کاندیدای اصلاح طلبان جوان، معین، حمایت نکند، مثلا و خصوصا با حفظ پرستیژی رادیکال، مدعی شود که تحکیم وحدت (ینعی مجموعه ای بیش از 30 انجمن اسلامی در سراسر کشور) معتقدا است به تحریر انتخابات، جلسه تصمیم گیری برای اتخاذ مواضع تحکیم در انتخابات ریاست جمهوری، دفتر سازمان ادوار تحکیم وحدت در میدان سپاه تهران یک روز جمعه در اختیار اعضای مجمع عمومی تحکیم وحدت قرار گرفت. 12 تا 14 انجمن اسلامی که برخی حق دو و حتی سه رای در تحکیم دارند، معتقدند به شرکت در انتخابات، اما جو سنگین و خفقان آوری بر جلسه حاکم است.
تشنج بالا می گ��ردو پس از سخنرانی مششع موسوی خوئینی - نماینده افراطی تهران در مجلس ششم و دبیر کل ادوار تحکیم و مهم تر از همه پدرخوانده طیف رادیکال تحکیم وحدت - اعتراض حاضرانی را که هوادار شرکت اند، بر می انگیزد درگیری بدان جا منتهی می شود که اقلیت هوادار شرکت در پی آبستراکسیون برمی آید. علی افشاری به ضرب و زور فیزیکی، درخروجی را قفل می کند و اجازه نمی دهد اقلیت از حق قانونی اش استفاده کند. ایشان البته همواره مدعی روندهای دموکراتیک بوده اند. بیانیه ای که اکثریت نسبی راداشت. صادرشد و نشان می داد که تحکم وحدت در انتخابات نهم شرکت نمی کند. حال آن که برای چنین بیانیه ای، به تاییدیه دو سوم آرا نیاز بود. این چهره ای که چنین برای تحریم و رادیکالیسم، در آن روز یقه می دراند وکتک می زد، تز می داد که برای رسیدن به مقصود دموکراتیک باید هزینه اعتراض مدنی را داد، چند روز پس صدور این بیانیه پرمدعا و پس از برگزاری دور دوم انتخابات (رقابت میان هاشمی و احمدی نژاد) از ایران به اروپا و از آن جا به آمریکا پرواز کرد. حالا او می کوشد با اتکا به آن سرمایه گذاری رادیکال و منفی درداخل کشور، از جیب دولت آمریکا خصه لازم را داشته باشد. حالا او به جای پرداخت هزینه های دموکراسی، آن ها را برداشت می کند، جنبش دانشجویی خاطره های عجیب تر همچون احمد باطنی؛ یا خنده دار تر همچون اکبر عطری کم ندارد - اما همین تکه پاره ها هستند که روایت اصلی را بر می سازند.
نویسنده: رضا آهنگرزاده

منبع: ماهنامه همشهری شماره 88، برگرفته شده از سایت راسخون


مرتبط با : جنبش دانشجویی