.

.
الگوی پیشرفت در عصر مدیریت علوی
نوشته شده توسط در ساعت 10:09 ب.ظ

مدیریت علوى، از ریشه و بنیان براى ایجاد اصلاحات و پیشرفت در جامعۀ اسلامى پدید آمد و از این رو، به پیشرفت و اصلاحات همه جانبه، به ویژه در بُعد اقتصادى، مى اندیشید و آن را سرلوحۀ اهداف و برنامه هاى تنظیمى خود قرار داد. اهمّ برنامه هاى اصلاحى مدیریت علوى را که می توان الگوی مناسبی برای پیشرفت جامعۀ اسلامی در نظر گرفت، مى توان در هفت اقدام اصلى و بنیادین، به عنوان سرفصل کلى برنامه ها، ارائه نمود. برنامه هاى مورد نظر عبارت بودند از:

۱ـ رفع تبعیض در تقسیم بیت المال؛

۲ـ برگرداندن دارایى هاى عمومى تاراج رفته؛

۳ـ جلوگیرى از پیدایش ثروت هاى انبوه نامشروع در دولت جدید؛

۴ـ تأمین حقوق شهروندان و در امان بودن غیر مؤمنان و تأمین حیات مادى ایشان؛

۵ـ تأمین امنیت و استیفاى حقوق مردم به ویژه مظلومان؛

۶ـ تأمین اجتماعى محرومان و از کار افتادگان؛

۷ـ تلاش در راه عمران و آبادانى زمین.

از این هفت برنامه، بخشی، جنبۀ سلبى داشت که موانع راه را براى فقرزدایى و توسعۀ رفاه عمومى هموار می کرد و بخشی دیگر داراى جنبۀ اثباتى بود که براى رفع محرومیت و از میان برداشتن شکاف عمیق طبقاتى به اجرا گذاشته شد.

امام على(ع) در خطبۀ چهلم که بعد از جنگ صفین و خطاب به خوارج ایراد شده، به مباحث مهمى دربارۀ حکومت و ضرورت آن و از جمله هفت وظیفۀ حاکم عادل الهى اشاره مى کند، که به سهولت مى توان پیشرفت اسلامی را در این هفت تکلیف ملاحظه کرد. ایشان نخست از مغالطۀ خوارج، با شعار «لا حکم الا لله» پرده بر مى دارد و مى فرماید: «سخن حقى که معنى باطلى از آن اراده شده  است».

وبلاگ دانشگاه برتر و آینده ایران - Www.Higher-Uni.MihanBlog.Com

سپس به ضرورت تشکیل حکومت می پردازد و براى اثبات این مدعا چند دلیل روشن را در عباراتى کوتاه و پرمعنا بیان مى فرماید. به بیان امام(ع)، مردم نیازمند امیرى هستند؛ نیکوکار یا بدکار، و اگر توفیق پیروى از حاکم نیکوکارى نصیب شان نشود، وجود امیر فاجر از نبود حکومت بهتر است. سپس به فواید و برکات حکومت اشاره مى کند، که بعضى جنبۀ معنوى دارد و بعضى جنبۀ مادى.

نخست: در سایۀ حکومت او، مؤمن به کار خویش ادامه مى دهد؛ یعنى راه خود را به سوى «قرب الى الله» مى پیماید. (یَعملُ فى إِمَرتِهِ المؤمن)

دوم: کافر نیز در حکومت او از مواهب مادى بهره مند مى شود و به زندگى دنیوى خود ادامه مى دهد. (و یستمتع فیها الکافر)

سوم: خداوند به مردم فرصت مى دهد در دوران حکومت او زندگى طبیعى خود را تا پایان ـ در سلامت نسبى ـ طى کنند. (و یُبَلِّغُ اللهُ فیها الاجَلَ)

چهارم: به وسیلۀ او اموال بیت المال جمع آورى مى گردد، تا هزینه هاى دفاعى و عمرانى و انتظامى فراهم شود. (و یُجْمَعُ به الفیءُ)

پنجم: به کمک او با دشمنان مبارزه مى شود. (و یقاتلُ به العدوُّ)

ششم: به وسیلۀ او جاده ها امن مى گردد. (و تأمَنُ بِهُ السُّبُلُ)

هفتم: حق ضعیفان به کمک او از زورمندان گرفته مى شود. (و یُؤْخَذُ به للضعیف من القوىِّ)

در سایۀ انجام این وظایف هفت گانه توسط حکومت، نیکوکاران در رفاه و از دست بدکاران در امان مى باشند. (حتى یستریحَ بَرٌّ و یُسْتراحَ من فاجِرٍ) (نهج البلاغه، نامۀ ۵۳، بند ۱، ۹۹۱)

امام در جای دیگر در عهدنامۀ مالک، تأکید بسیارى بر اهتمام حکومت به پیشرفت در عرصۀ تولید و عمران کرده و مى فرماید:

«اى مالک! به عمران زمین بیشتر بیندیش تا به خراج. باید بدانى خراج جز به عمران حاصل  نمى شود و هر که بى عمران، به خراج کمر بندد، بلاد را ویران مى کند و مردم را به نابودى مى کشاند و خود دیرى نمى پاید که از پاى در مى آید». (همان، نامۀ ۵۳، بند ۴۷، ۱۰۱۳)

با بیانات بالا مشخص می شود که پیشرفت در مدیریت علوی هدف نبود، بلکه وسیله اى براى رسیدن به آرمان هاى معنوى بود. امام براى حکومت شأن واقعى قائل نبود، اما بنا به حق شرعى خویش و اشتیاق و نیاز فوق العادۀ مردم به حکومت ایشان، این امر را به عنوان وظیفۀ الهى پذیرفت و با پایدارى از آن دفاع مى کند: «…لو لا حضور الحاضر و قیام الحُجّة بوجود الناصر … لاَلقیتُ حَبْلها على غاربها و لَسقیتُ آخرها بکاس اَوّله؛ اگر وضع موجود و حجت اینکه یارانى هستند، وجود نداشت… مهار خلافت را بر پشت آن افکنده و رهایش مى ساختم، و پایانش را چون آغازش مى انگاشتم». (همان، خطبۀ ۳، ۵۰)

منبع: سایت بنیاد پژوهش های الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت