.

.
تحول در علوم انسانی از نگاه استاد سید منیرالدین حسینی شیرازی (ره) ( قسمت دوم )
نوشته شده توسط در ساعت 11:46 ق.ظ

2ـ اصول کلی علوم انسانی اسلامی

1/2ـ نقش علوم انسانی در تحولات علوم کاربردی

«كارآمدی الهی دین در جامعه بدون در دست داشتن روش تحقیقی كه بتواند مشروط شدن حركت و تغییر را در ماده به اعتقادات الهی و تبدیل شدن و چگونگی را در تكامل بر این بنیان بیان نماید، آن دستگاه ضروری می‌باشد. برای كارآمدی دین در عینیت، روش علوم این شرط را بایستی در بطن خود بپذیرد و نه در بهره وری از علوم. زیرا شاخصه های توسعه، شاخصه های ارزشهای مادی است و اگر از علوم پایه، تجربی و انسانی یك نظام را ملاحظه نماییم هر چند نه با ارتباط ترسیم شدة بر مبنای منطق تعیّن و تطابق بلكه یك هماهنگی گرایشی در مبنای منطقِ اصل عدم تعین، هماهنگی تابع و متغیری را ملاحظه می‌كنیم كه علوم پایه، نقش متغیر اصلی و علوم تجربی متغیر فرعی و علوم انسانی متغیر تبعی را در تحولات علوم كاربردی نشان می-دهد. این وابستگی غیر تطابقی كه هماهنگی كارآمدی را در عینیت تضمین می‌كند یعنی فرایندهای فیزیك علیه پزشكی نیست و فرآیندهای پزشكی علیه بهداشت اجتماعی و درمان جامعه نیست. این نظام فكری برخاسته از زادگاه منطق حسی كه مطلق گرایی حسی بر آن حكمفرماست نمی‌تواند ابزاری برای گرایش مذهبی قرار گیرد مگر در میدانی بسیار كوتاه. در جریان تكامل اجتماعی و توسعة اجتماعی تدریجاً اخلاق، تابع فرهنگ كارآمدی یعنی تابعی از نظام پرورشی آن كه نظام اطلاعات و نظام ارتباطات و نظام محصولات می‌باشد قرار دارد. بدین گونه است كه ضرورت تغییر اساسی در متدلوژی علوم واضح می‌گردد كه این بخش نیز مانند بخشِ حجیت یعنی متدولوژی حجیت در ارتباط با دین، متد علوم در ارتباط با كارآمدی عینی است و بایستی دینی گردد».[9]

2/2ـ جایگاه علوم انسانی در طبقه بندی علوم

«علوم پزشکی خاصیتش این است که حلقه واسطه ای بین علوم تجربی و علوم انسانی است و آن در جای خودش محترم است. ولی الان به عنوان یک نیاز اجتماعی، جامعه شناسی اسلامی و علوم سیاسی اسلامی و مدیریت اسلامی [مطرح است[».[10]

3/2ـ علوم انسانی دارای توصیف، ارزش و دستور

«بخشی از علوم انسانی، توصیفی می‏باشد، توصیف از انسان جامعه و مبانی مدیریت؛ اینها جزو كلام می‏باشد؛ البته نه این كلام موجود؛ یعنی اصول آن را حتما باید علم كلام به نحو توصیفی تحویل بدهد. ارزشی را اخلاق و عرفان تحویل بدهد، باز نه اخلاق و عرفان موجود، اخلاق و عرفان موجود، اصلا كاری ندارد كه اشیاء چگونه باشند! مثلا این نحوه فرم درست كردن این تلفن چگونه باشد مثلا چهار گوشی باشد بهتر است یا مدور یا گوشی تك؟! بگویند از چه جهت بهتر است؟ اصلا موضوع بحث اخلاق نیست. آیا فقط ساختمان شكل این تلفن، موضوع اخلاق نمی‏باشد؟ یا اینكه ساختمان اتاقی هم كه در آن نشسته‏اید، موضوع بحث آنها نمی‏باشد؟ و هكذا ساختمان قهری هم كه شما در آن می‏باشید و اینكه ساختار شهر و تقسیمات كشوری چگونه باشد هیچكدام از اینها موضوع بحث آنها نمی‏باشد! می‏گویند اینها چه ربطی به اخلاق دارد؟! ولی اگر سؤال شود كه از نظر هنری تأثیر تصویرها در پرورش چگونه می‏باشد؟ محال است كه تأثیر نداشته باشد! رنگها، ترسیم‏ها گرفته تا لباس و اتاق و كلا تحریكهایی كه برای تمتعات حواس انسان می‏شود، اینكه اگر ما تركیبهای مختلف را بوجود آوریم چه اثری برای پرورش دارد، اخلاق نسبت به آن ساكت می‏باشد. ملاحظه كردن زهد، به صورت فردی و جزئی تا اینكه زهد را در الگوی شهرسازی و ساختمان‏سازی بیاوریم. با آمدن زهد، آیا كارآمدی حذف می‏شود یا اضافه می‏گردد؟ تحریك به اینكه آدم كار زیاد انجام بدهد چگونه انجام می‏شود؟ چگونه انگیزش الهی و آخرتی را در جامعه فعال می‏كنید؟ اخلاق كه متكفل این امر نمی‏باشد! یعنی كلا «حوزه» عهده‏دار نیازمندیهای دورانی كه كلیه ابزارها، وسیله تكامل شناخته شده و تعریف شوند، نیست.

وبلاگ دانشگاه برتر و آینده ایران - Www.Higher-Uni.MihanBlog.Com



بلكه مربوط به دورانی است كه نقاش جداگانه و مستقل به صورت فردی برای خودش كار می‏كرد، فوقش استادی نقاشی را به شاگردانی كه به نزد او می‏رفتند و كار می‏كردند، آموزش می‏داده است، ولی اینكه كنار دست نقاش، جامعه‏شناس و روانشناس باشد و سفارشات طرح نقاشی‏اش را هم مثلا یك شركت بدهد كه می‏خواهد درعد از آن جامعه‏شناس آن، مسئول باشد كه تغییر اخلاق و عادات آنها را بخواهد، وضع موجود آنها را مطالعه و جمع‏بندی بكند و بنا داشته باشد كه آنها را تغییر داده و بگوید كه حالا چگونه حساسیتها را تغییر بدهید.‏ (س): پس می‏فرمائید یك بخش علوم انسانی توصیفی، یك بخش ارزشی و یك بخش هم دستوری است. كه در فقه می‏آید و یك بخش آن نیز كمی است كه باید دانشگاه تنظیم نماید. (ج): یعنی اصول آن اینجا می‏آید. اصول آن یعنی اصلی‏ترین قسمتش كه قسمت ارزشی و اخلاقی آن است در «عرفان» می‏رود. بعد از آن در نسبتهای عقلانی یعنی در «كلام» می‏آید كه توصیف می‏شود، بعد از آن در احكام و بایدها می‏آید كه «فقه» می‏شود. (س): كه مجموعه آن اصولی می‏شود كه بعد از آن، علوم انسانی را هدایت كند.. (ج): نظامی از اصول، كه براساس آن نظام، یعنی «پیش‏فرضهای ارزشی، توصیفی و تكلیفی»، قسمت بعدی آن كه تهیه و تنظیم كمیات و معادلات است، را تهیه می‏نمایند. در زمانی كه معادله شد، بعد از آن باید بیایند و آنها را اجرا نمایند؛ یعنی «تخصیص كمی نیرو» نسبت به آن واقع بشود و اجراء گردد».[11]

4/2ـ اهمیت متدلوژی علوم انسانی

«علوم انسانی که البته پیوندش با ارزشها وسیع است و قطعاً بسیاری از علوم انسانی که از غرب آمده، آمیخته با ارزش های غربی است ، حتی شما در علوم انسانی برخی از متد های تحقیقی را دارید که هیچ بار ارزشی ندارد، شما هم اگر خواسته باشید با مبانی دینی هم تحقیق کنید، از همان متد استفاده می‌کنید». [12]

«وقتی که متدلوژی تغییر پیدا کند معنایش این نیست که ما فقط در علوم انسانی، متدلوژی را تغییر داده ایم. در همان فیزیک اتمی که می‌گویید: باید ما در آنجا قدرت دادن پیش فرض و قدرت معرفی عوامل و تعریف کردنِ طرح میدانی و الی آخر را داشته باشیم».[13]

«در علوم انسانی در آنجائی که ملاحظه میکنید شواهد را دانه دانه که کنار هم می گذارید متدی خاصی برای استنتاجش دارید ,متد شما رابطه دارد با مبنای شناخت شما ازانسان مبنای شناخت شما از انسان که میخواهید بگوئید برای انسان خوب است. برای رشد جامعه خوب است یا بد است با جهان بینی شما رابطه دارد. آنجا می بینید یک شرقی در روسیه نسخه ای که میدهد د رالهاد تبرن غیر از نسخه ای است که در امریکا میدهند. اینجا عرض میکنیم موضوع مثل موضوع تجربی نیست. حق وعدل را می خواهد معین کند در مبنای برنامه ریزی در تعیین حق وعدل ما قبول کردیم که اصیل وحی است».[14]

«برای تأسیس علوم انسانی مبتنی بر .... دو بخش مهم دارد یک بحث درباره روش، که بحث که در روش را من در مسئله صحت انطباق کم نمی دانم... مسئله روش نصف کار هست. نصف کار هم بکار گرفتن آن روش است».[15]

5/2ـ «منطق استنباط» ارائه دهنده پیش‌فرض های علوم انسانی

«منطق استنباط» است پیش‌فرضهای بخش دوم را ارائه می‏دهد كه همان «منطق معادلات یا متدولوژی علوم» است و شامل تمامی علوم انسانی و تجربی می‌شود كه پردازش در این بخش با استفاده از مقررات دانشگاه صورت می گیرد و بخش سوم كه همان «مدل اداره» است محصول دو بخش دیگر می‏باشد كه در قالب یك مدل اجرایی به دستگاه اجرایی ارائه می شود».[16]

«هرگاه اصول استنباط احکام حکومتی، بتواند نسبت بین احکام را ببیند؛ یعنی نظام احکام را ببیند، ولی نظام مستند به وحی، نه نظام بر خاسته از قیاس و استحسان ، نظامی که استنادش را قاعده مند کند ، نظامی که بتواند تعبد قاعده مند را به تفاهم اجتماعی بکشاند . اگر چنین چیزی را داشتیم، طبیعی است كه می‌توانیم پیش فرضهای علومِ انسانیِ متناسب با اداره ی نظام را به دانشگاه بدهیم ».[17]

«پیش‏فرضهای علوم انسانی (معادلات انسانی) حتما می‏بایست از وحی اخذ شود و از احكام توصیفی و ارزشی و تكلیفی گرفته شود، بنابراین علوم انسانی ما علومی است كه در آن تعبد به ما «انزل الله» تمام بوده و اصلا روش حسی در آن حضور ندارد. به عبارت دیگر نه تنها برای بیان حكم از اقیسه حسی استفاده نكرده، بلكه از اقیسه عقلیه هم استفاده نمی‏كنیم، در آنجا تعبد اصل است».[18]

6/2ـ علوم انسانی اسلامی و فلسفه تاریخ اسلامی

«اگر فلسفه تاریخ اسلامی داشتیم، باید بتوانیم توسعه و تكامل را اسلامی تعریف كنیم. بنابراین می‌توانیم درباره ی جامعه ای كه باید انقلاب به آن برسد، بحث آن را آغاز بكنیم. تئوری مدیریتش، اقتصادش، كلیّه علوم انسانی اش را بر این اساس پی ریزی می كنیم.اگر نظام، فلسفه تاریخ را بر اساس دین نتواند تعریف كند، توسعه را هم نمی‌تواند، تكامل تاریخ را كه نتوانست، توسعه را هم نمی‌تواند، توسعه را كه نتوانست، حقّ سرپرستی را برای خودش نمی‌تواند اثبات بكند، حق سرپرستی را كه نتواست اثبات بكند، واضح است وقتی كه سرپرستی را به دیگران داد، دانشجو چشمش به دست و دهان آن ها باشد».[19]

3ـ افق آینده تولید علوم انسانی اسلامی

1/3ـ امکان استفاده از تحقیقات غیرقاعده مند در دوره غیرآرمانی

«حال که [علوم انسانی اسلامی] نداریم، نمی‌گوییم کار تعطیل است. می‌گوییم هر گاه روش متد علوم حسی را پیدا کرده باشید (که مدعی هستیم اینجا بدست می‌آوریم ) ولی هنوز مشغول کارِ اصولِ استنباط احکامِ حکومتی باشیم .

پس در اینجا بگوییم عیبی ندارد، بیایید همان کلیاتی را که آقایان درباره ی اسلام می‌گویند هرچند قاعده مند نشده ، به تفاهم [؟] نرسیده ، منتجّه ها مشخص نشده ، آنها را به صورت تخمینی دخالت می‌دهیم. این در تحقیق میدانی موضع را تضعیف می‌کند ولکن بهتر از اینست که فقه فردی را زیر بنا بگذاریم ، یا اینکه توجه ما به این باشد که حوزه ی علوم تجربی و علوم دانشگاهی را جدا کنیم و بگوییم پیش فرض حسی باشد، مقصد حسی باشد، نسبتهای بین آنها یا ضریب فنی ها حسی باشد، مبنا حسی ، اینکه نمی‌تواند ابزار واقع شود. با یک درجه تقریبی تضعیف می‌شود ولی باید باز بدانیم کاری را که حوزه به در وضعیت آرمانی عهده دارد این است که بتواند بازوی ولی فقیه در توسعه ی روحی مردم وتو سعه ی ذهنی مردم و توسعه ی رفتار عینی آنها در عالی ترین مرتبه واقع شود . مراتب دیگر وجود دارند؛ یعنی روزنامه ها توسعه ی روانی را هم به عهده دارند ولی نه اینکه به عنوان یک دستگاه پژوهشی که در عمیق ترین سطح مشغول کار است ، نه به عنوان افرادی که تبلور تقید به مذهب و نظام را در شخص آنها و موضعگیری آنها، شما بخواهید مطالعه کنید ، آنها در سطح دوم است». [20]

2/3ـ استفاده از علوم انسانی موجود به عنوان اضطرار عینی

«باید توجه داشته باشیم كه نه تنها در علوم انسانی بلكه درعلوم تجربی نیز به مفاهیم كارآمدی احتیاج داریم. و برای اینكه نسبت بین موضوعات را بسنجیم باید مفاهیم شاملی داشته باشیم كه قدرت تحلیل داشته باشد. و اگر نتواند در یك جا مرز بین الهی بودن و غیر الهی بودن را مشخص نماید، همانجا محل آسیب پذیری و نقطه ای است كه نباید نسبت بدان مطمئن بود.

همانطور كه در فلسفه قدم گفته می‌شد، هر چه كه وجود دارد، خداوند آن را آفریده است. باید مفاهیم بگونه ای باشد كه در فلسفه الهی جدید، كه برای اداره امور مسلمین پی ریزی می‌شود، هیچ موضعی نباشد كه در آنجا گفته شود ولایت را بدست كفار سپرده اند، و یا در این نقطه باید به آنها اطمینان كنیم، باید به نحوی عمل كرد كه با شناسایی و معرفت آنها را تحت كنترل داشته باشیم. و در قدم اول هرگز نمی‌گوییم، باید داشته های موجود را از میان برد، بلكه استفاده آگاهانه با استفاده ناآگاهانه بسیار تفاوت دارد. و نیز بصیرت را هم، بدست دانش آنها سپرده و گفتن اینكه، شما هرگونه تشخیص بدهید، ما عمل می‌كنیم، با اینكه به تشخیص و فهم خودمان چگونه از یك شیء بهره برداری كنیم كه بهتر باشد ونفع بیشتری را به ما برساند، با هم، بسیار تفاوت دارند».[21]

«اگر روش علوم (علوم انسانی) را بخواهیم تغییر دهم در سطح اول، باید بگوییم روش علوم انسانی در بخش تجربی اش چگونه باشد که هماهنگ باشد با اینکه معادلاتی دارای کارآمدی اسلامی باشد و بتواند معضلات را حل کند ؟ البته الان که نداریم به عنوان " اکل میته" یعنی اضطرار عینی [؟] است، همین قوانین فعلی و معادلات فعلی را به کار می‌گیریم ولی اینکه گفتیم [در] آینده چه کنم ؟ انتظار از حوزه ی آرمانی چیست؟ حا در این قسمتی که روشها را توضیح دادم پس حوزه باید به روش دانشگاه صحبت داشته باشد . نسبت به نیازمند های دانشگاه بگوید خوب الحمد ا... روش درست شده است . می‌خواهد برود دنبال اینکه احکام حکومتی اسلام را با تحقیقات میدانی تجربی تحویل بگیرد ، حال کدام حکم را زیر بنا قرار دهد ؟ احکام فردی را زیر بنا بگذارد؟ البته. احکام فردی محترم هستند ولی برای موضوعات خودشان ، آنها را در موضوع دیگر که نمی‌شود برد، در موضوعات توزیع «قدرت، ثروت و اطلاع» و اداره ی سازمانی جامعه که نمی‌شود، چون موضوع اینها چیز دیگری است . اصلاً بکار گرفتن احکام فردی به جای احکام اجتماعی و احکام تنظیم نظام، این عدم التفات به موضوع تنظیم نظام است». [22]

3/3ـ «علم» و «انگیزة به کارگیری علم»، دو رکن اصلی در طراحی علوم انسانی

«یك چیز دیگری را می‏دانم كه وجود ندارد و آن جامعه‏شناسی خاصی است كه بتوان برنامه سیاسی مسلمین را مبتنی بر اسلام در كلاس جامعه‏شناسی تعلیم داد كه كسانی كه آنجا می‏روند غیر از اینكه افراد خوبی می‏شوند روش هم فرا بگیرند. آدم خوب شدن یك چیز است و راه بلد بودن چیز دیگری می‏باشد. یك وقت شما می‏گوئید اگر جامعه‏شناسی اسلامی هم تدوین شود، مرد می‏خواهد كه این را پیاده كند و روح متقی لازم دارد كه بتواند این را پیاده كند، یعنی یك روحی می‏خواهد كه از فولادها سخت‏تر و از كوهها پابرجاتر كه در برابر امواج جهانی (فرضا مرزهای ژئپلتیك) و قدرتها تكان نخورد. این حرف درست است یعنی ایمان حتما لازم است و علم به تنهایی نمی‏تواند كاری را پیش ببرد ولی یك وقت می‏گوئیم: نه، اگر ایمان تنها، بدون علم باشد كار را تمام می‏كند!! كه باور این مطلب حداقل برای من مشكل است.

آیا متخصصینی برای وزارت امور خارجه حكومت اسلامی از روابط اسلامی در دانشگاه ساخته شود یا نه؟ آیا اقتصاددانی اسلامی لازم داریم یا خیر؟ دانشگاه را برای چه باز می‏كنید؟ برای اینكه دانشگاه داشته باشیم، كشورها دارند ما هم داشته باشیم!! البته این هم یك حرف است ولی برای همین حرف دانشگاه را می‏سازند ولو بعدا هم بگوئیم متخصصانشان آن كارائی را ندارند و علم و آگاهی كه دارند بدرد این كار نمی‏خورد؟ آیا اگر این متخصصین آدمهای متقی و عادل و خوبی بشوند آیا با همان عدالت كار تمام می‏شود؟!! بهرحال مطلب این است كه چگونه می‏توانیم علم اقتصاد، علم جامعه‏شناسی و علمهائی كه شاخه جامعه‏شناسی هستند مانند علم روانشناسی و مدیریت و كجا می‏توانیم بخشهای دیگر و علوم انسانی را بدست بیاوریم؟ اصلا آیا لازم است كه بدست آوریم یا خیر؟ آیا در ابتدا مجمع صاحبنظرانی لازم است كه اینها بنشینند پیرامون این مهم بحث كنند كه نتیجه آن علومی بر این مبنا شود و بعد آن علوم را تدریس كنند یا لازم نداریم؟! بله اگر بگوئیم فرهنگستانی نتیجه خود دانشگاه است، و یك آكادمی می‏باشد كه خودش مولود آكادمی شرق و غرب است دیگر شكل دادن چنین مجمعی لازم نیست چون خود آنها درست می‏كنند و مطالبش را تحویل ما می‏دهند و یا جوانهای خودمان می‏توانند به آنجا بروند و مطالب را بخوانند و برای اجرا كردن بیایند. اما سؤال این است كه آیا آنچه كه از آكادمی روسیه برای برنامه‏ریزی جامعه بیرون می‏آید دقیقا عین آن چیزی است كه از آمریكا بیرون می‏آید؟ به نظر ما چنین چیزی نیست، اگر برای برنامه‏ریزی یك نفر كه معتقد به این مكتب باشد را بیاورید با یك نفر كه معتقد به مكتب دیگری باشد هر كدام نسخه‏ای خاص می‏دهد. خلاصه اینكه سؤال ما این است كه آیا مكتب و جهانبینی شما موضع خاصی را تعیین می‏كند؟ آیا انسجام فكری لازم است یا خیر؟ امیدواریم كه برادران با توجه به حساسیت مطلب طرحی را كه بتوان به جاهای مختلف ارائه كرد به صورت نوشته و با خصوصیات كامل ارائه كنند. حتی اگر پیشنهاد جزئی هم دارند ارائه دهند تا بتوان اینها را به وسیله دفتر جمع‏بندی كرد و به بعض افرادی كه صاحبنظر هستند ارائه داد و با آنها رابطه برقرار كرد».[23]

4/3ـ ضرورت تحقیقات سازمان یافته برای تولید علوم انسانی

«شما در دستگاه كفر مشاهده می‏كنید كه ولی كفر، مشافهه رودرروئی با افرادی همچون راجرز و كیسینجر و... در كاخ سفید دارد كه وقتی به بن‏بستی می‏رسند، معضل را به صورت رسمی به تئوریسین‏های خود ارجاع می‏دهند كه این افراد هم روی آن كار كرده و مطلب را به دانشگاههای آمریكا حواله می‏دهند تا به عنوان یك برنامه تحقیقاتی برای دانشگاه هاروارد و... قرار گیرد. البته آنها هم بنوبه خود از دانشجویان و محققین مسلمان و غیر مسلمان آنگونه كار كمّی می‏كشند تا بتوانند به امور خود انسجام دهند. یعنی آن دسته از محققینی كه در قسمت علوم انسانی كار می‏كنند قطعا بدون برنامه به تحقیق نمی‏پردازند و پیداست كه خود برنامه هم بدون فرضیه تئوریسین‏ها كه‏تكفلند عملی نمی‏باشد. هر چند كه همین نیازها هم بنوبه خود از بن‏بستی كه در جایی دیگر مشخص شده است به آنجا حواله می‏شود. از اینرو می‏بینید كه بعضا یك میلیون نفر به صورت سازمان یافته در حال انجام كار فكری هستند تا نهایتا یك ولّی كافر بتواند با تكیه بر آنها حرفی را بزند و در مقام اجراء، آن را دنبال كند. اما بحمداللّه چون زیربنای مبانی كفر بر تشتت استوار است لذا قدرت مقابله با مسلمین را ندارند ولی این واقعیت هم وجود دارد كه اگر تمامی مسلمین آنگونه كه كارآیی و توانشان اجازه می‏دهد خود را در اختیار ولّی مسلمین قرار می‏دادند آنگاه طبیعتا باید جایی مثل مركز تحقیقات استراتژیك بتواند پیشنهادهای خود را تنظیم كرده و آنها را به مراكزی همچون دفتر مقام رهبری، شورای مصلحت نظام و... بفرستد تا آنها هم بتوانند سیاستگذاریهای لازم را در هر مرحله‏ای اما با تهافت كمتر انجام دهند. هر چند كه ما معتقدیم كه بخاطر قوت مبانی اسلام، تمامی اینها هم قابل تنظیم است و هم قابل اجراء و پیاده شدن. یعنی اگر برای عملی شدن بتواند نظام مناسب خود را پیدا كند حتما می‏تواند به صورت تدریجی، ابزارهای خود را پیدا كند بگونه‏ای كه پس از نظام یافتن و اجراء شدن در عمل، زیاده و نقصان آن می‏تواند منشأ این امر شود كه در یك ساختار و نظامی، پیدایش و تغییرات و تكاملش انجام گردد».[24]
پی نوشتها:
[1] ـ معرفی دفتر به یکی از مسئولین/کد پژوهشی 207/کد جلسه 2344

[2] ـ مدرنیته و اخلاق/کد پژوهشی 464/کد جلسه 4029

[3] ـ مدل برنامه تحقیق/كد پژوهش 379/كد جلسه 3351

[4] ـ مجمع دوم از مجامع مقدماتی/کد پژوهشی 29/كد جلسه 341

[5] ـ نظام فکری و ساختارسازی/کد پژوهشی 340/کد جلسه 3162

[6] ـ دوره سوم نظام ولایت/کد پژو.هشی 145/جلسه 61

[7] ـ دوره سوم نظام ولایت/کد پژو.هشی 145/جلسه 46

[8] ـ معرفی دستاوردهای فرهنگستان علوم اسلامی/کد پژوهشی 460/جلسه 2

[9] ـ معرفی فلسفه نظام ولایت/کد پژوهشی 452/کد جلیه 3954

[10] ـ معرفی دفتر به اساتید دانشگاه کرمان/کد پژوهشی 247/کد جلسه 2543

[11] ـ الگوی تنظیم برنامه حوزه/کد پژوهشی 253/کد جلسه 2586

[12] ـ مصاحبه با هفته نامه صبح/کد پژوهشی 230/کد جلسه 2485

[13] ـ معرفی دفتر (نامه به ریاست جمهوری)/کد پژوهشی 352/کد جلسه 3195

[14] ـ بررسی علل ناهنجاری های موجود در جامعه/کد پژوهشی 436

[15] ـ بررسی علل ناهنجاری های موجود در جامعه/کد پژوهشی 436

[16] ـ معرفی دستاوردهای فرهنگستان علوم اسلامی/کد پژوهشی 460/جلسه 2

[17] ـ مصاحبه با هفته نامه صبح/کد پژوهشی 230/کد جلسه 2485

[18] ـ دوره دوم روش تولید معادلات كاربردی‏/کد پژوهشی 225/ جلسه 6

[19] ـ معرفی دفتر به نمایندگی وزارت علوم/کد پژوهشی 279/کد جلسه 2860

[20] ـ مصاحبه با هفته نامه صبح/کد پژوهشی 230/کد جلسه 2485

[21] ـ دوره سوم نظام ولایت/کد پژو.هشی 145/جلسه 59

[22] ـ مصاحبه با هفته نامه صبح/کد پژوهشی 230/کد جلسه 2485

[23] ـ مجمع دوم از مجامع مقدماتی/کد پژوهشی 29/كد جلسه 341

[24] ـ الگوی تنظیم برنامه حوزه/کد پژوهشی 253/کد جلسه 2581

نویسنده: حسن نوروزی

منبع: سایت دفتر فرهنگستان علوم اسلامی قم