لزوم وحدت حوزه و دانشگاه

روز وحدت‌ حوزه‌ و دانشگاه‌، از یادگارهای‌ ارزشمند امام‌ بزرگوار ماست‌. این‌ مسأله‌ هم‌ مثل‌ همه‌ی‌ تدابیر و تصمیم های‌ مهمی‌ که‌ در راه‌ جریان‌ صحیح‌ و اسلامی‌ جامعه‌ی‌ ما، آن‌ حکیم‌ عالی‌مقام‌ و آن‌ انسان‌ والا و بصیر مطرح‌ کردند، یکی‌ از برکات‌ وجودی‌ ایشان‌ بوده‌ و هست‌ و ان‌شاءالله‌ خواهد بود. امسال‌، سالگرد اعلام‌ روز وحدت‌ حوزه‌ و دانشگاه‌، مصادف‌ با ایامی‌ است‌ که‌ به‌ بانوی‌ بزرگ‌ اسلام‌، دختر عالی‌مقام‌ پیامبر(ص‌)، فاطمه‌ی‌ زهرا (سلام‌الله‌ علیها) متعلق‌ است‌. بد نیست‌ که‌ در آغاز عرایضم‌، یک‌ جمله‌ درباره‌ی‌ این‌ بزرگوار مطرح‌ کنم‌، تا ان‌شاءالله‌ برای‌ همه‌ی‌ زندگیمان‌، بخصوص‌ برای‌ این‌ ایام‌ تعیین‌کننده‌ و سرنوشت‌ ساز، راهگشا باشد.

آن‌ جمله‌ این‌ است‌ که‌ بعد از مقامات‌ معنوی‌ و مراتب‌ روحانی‌ فاطمه‌ی‌ زهرا (سلام‌الله‌ علیها) ـ که‌ ماها قادر نیستیم‌ آنها را درست‌ بفهمیم‌ ـ خصوصیت‌ عملی‌ آن‌ بزرگوار این‌ بود که‌ در همه‌ی‌ شرایط، تسلیم‌ محض‌ حکم‌ الهی‌ و راه‌ خدا بود. همین‌ تسلیم‌ محض‌ بود که‌ در طول‌ تاریخ‌ اسلام‌، از این‌ بزرگوار یک‌ مجاهد بی‌نظیر و یک‌ پرچم‌ مظلومیت‌ و حقانیت‌ به‌ وجود آورد. تا امروز هم‌ این‌ پرچم‌ برافراشته‌ است‌ و روزبه‌روز مکانت‌ آن‌ موجود عالی‌قدر ـ که‌ در بحبوحه‌ی‌ جوانی‌، در عالیترین‌ مراتب‌ فداکاری‌ قدم‌ گذاشت‌ ـ افزوده‌ شده‌ و حقیقتا مصداق‌ “انا اعطیناک‌ الکوثر” بوده‌ است‌; همچنان‌که‌ در روایات‌ هست‌.با این‌که‌ بیش‌ از ده‌ سال‌ از اعلام‌ این‌ امر می‌گذرد، به‌ نظر می‌رسد که‌ هنوز درباره‌ی‌ این‌ بنیان‌ مبارکی‌ که‌ امام‌ بزرگوارمان‌ بنا گذاشتند، جا برای‌ سخن‌ گفتن‌ و تحلیل‌ کردن‌ و مطالعه‌ کردن‌ هست‌. وحدت‌ حوزه‌ و دانشگاه‌ یعنی‌ چه‌؟ آیا مقصود این‌ است‌ که‌ برنامه‌های‌ حوزه‌ را در دانشگاه‌، یا برنامه‌های‌ دانشگاه‌ را در حوزه‌ اجرا کنیم‌؟

یقینا مقصود اینها نیست‌. حوزه‌ برای‌ خود، علوم‌ و درسه ا و روش هایی‌ دارد; دانشگاه‌ هم‌ برای‌ خود، علوم‌ و روش ها و مقاصدی‌ دارد. البته‌ هرکدام‌ هم‌ باید روش های‌ خود را کامل‌ کنند و از تجربه‌های‌ یکدیگر استفاده‌ نمایند; دراین‌ بحثی‌ نیست‌. بنابراین‌، مقصود از وحدت‌ حوزه‌ و دانشگاه‌، اینها نیست‌. وحدت‌ حوزه‌ و دانشگاه‌ که‌ امام‌ به‌ عنوان‌ یک‌ شعار مطرح‌ کردند، اغلب‌ از واقعیت‌ تلخی‌ در جامعه‌ی‌ ما و یا همه‌ی‌ جوامع‌ اسلامی‌ منشأ می‌گرفت‌ که‌ آن‌ واقعیت‌ تلخ‌، ساخته‌ و پرداخته‌ی‌ مستقیم‌ و حساب‌شده‌ی‌ دست‌ استعمار بود. آن‌ واقعیت‌ این‌ بود که‌ وقتی‌ استعمارگران‌، نقشه‌های‌ فتوحات‌ سیاسی‌ و اقتصادی‌ و اجتماعی‌ و فرهنگی‌ خود را طراحی‌ می‌کردند، به‌ یک‌ مانع‌ عمده‌ برخورد کردند و آن‌، اعتقادات‌ دینی‌ ملت ها بود.امروز دانشجویان‌ ما در جهت‌ اسلامی‌ حرکت‌ می‌کنند، مجموعه‌های‌ اسلامی‌ در دانشگاهها دارای‌ ارزشند و غالب‌ دانشجویان‌ ما، جوانان‌ انقلاب‌ و فرزندان‌ انقلابند.

البته‌ نکته‌ی‌ مهم‌ در دانشگاه ها، روش‌ حاکم‌ بر دانشگاه‌ است‌. در دانشگاه ها، روشها و روابط، باید صددرصد اسلامی‌ بشود ـ که‌ البته‌ تا حدود زیادی‌ شده‌ است‌ ـ و مدیریت ها باید برای‌ اسلام‌ در دانشگاه ها، اصالت‌ قایل‌ بشوند. مادامی‌ که‌ دانشگاه‌، پرورشگاه‌ متخصصان‌ مسلمان‌ و متعهد نباشد، دانشگاه‌ مطلوب‌ انقلاب‌ نخواهد بود. و این‌ نمی‌شود، مگر این‌که‌ اساس‌ و روش‌ و سیستم‌ در دانشگاه ها اسلامی‌ باشد. درس ها، هرچه‌ که‌ می‌خواهد باشد; استاد، هر کس‌ که‌ می‌خواهد باشد; اما روابط، باید روابط اسلامی‌ باشد; یعنی‌ مدیر و دانشجویان‌ و استادان‌، اصالت‌ را به‌ اسلام‌ بدهند و رعایت‌ احکام‌ اسلام‌ را بکنند. این‌ میان‌، آن‌ دولت‌ و ملتی‌ که‌ حق‌ و مصلحت‌ و حرف‌ درست‌ را طبق‌ معیارهای‌ خود می‌سنجد و با شجاعت‌ آن‌ حرف‌ را بر زبان‌ می‌آورد، ملت‌ ایران‌ است‌. در این‌، برای‌ یک‌ کشور و یک‌ ملت‌، خیلی‌ امتیاز است‌. این‌ را انقلاب‌ و اسلام‌ به‌ ما داده‌ است‌. اسلام‌ و انقلاب‌ را باید زنده‌ داشت‌ و در راه‌ آن‌ تلاش‌ کرد و ریشه‌های‌ آن‌ را عمیق‌ نمود. برای‌ این‌ کار، مهمترین‌ نقطه‌، حوزه‌ و دانشگاه‌ است‌.

امیرارسلان قراگزلو – دبیر سیاسی واحد سیاسی جامعه اسلامی دانشگاه مراغه 

منبع: خبرگزاری دانشجو

حتما ببینید

آنچه از کرونا آموختیم

فکر می‌کنم در فرصت با هم بودن در خانه که کرونا آن را به اجبار برایمان رقم زده است، این شانس را داریم که یک دور سریال زندگی خود را از نو بنویسیم و خطا‌هایی را که در دوره قبل مرتکب شدیم، اصلاح کنیم.