تبلیغات
دانشگاه برتر و آینده ایران

.

.
نخستین جشنواره وبلاگ نویسی افق آینده
نوشته شده توسط در ساعت 11:54 ب.ظ

نخستین جشنواره بزرگ وبلاگ نویسی "افق آینده" با مشارکت اداره کل اوقاف وامورخیریه استان تهران با هدف شناسایی و معرفی وبلاگ نویسان‌برتر و حمایت از ایده‌ها و استعداد‌های خلّاق و تأثیرگذار در فضای مجازی پیرامون وقف برگزار می‌شود.

به گزارش روابط عمومی و امور بین‌الملل سازمان اوقاف، به نقل از اوقاف استان تهران این جشنواره در سه محور اصلی وقف وآینده ایران، جوان وآینده ایران و دانشگاه و آینده ایران برگزار می‌شود که هر محور اصلی دارای موضوعات متعددی همچون زیارت ونیایش در جوار اماکن متبرکه، وقف و حمایت از تولید ملی، وقف و تبلیغات مدرن دین، وقف و محیط زیست، وقف و تهاجم فرهنگی وقف و جهاد علمی، وقف و علوم جدید، وقف و اقتصاد اسلامی، رسالت جوانان ایرانی در عصر حاضر، نقش جوانان در فردای ظهور، جوانان ایرانی و افق علمی آینده، تهاجم فرهنگی و جوان ایرانی، رمضان و بیداری دل‌ها کارآفرینی و اشتغال جوانان، مهاجرت جوانان، امر به معروف و نهی از منکراست.
این گزارش می‌افزاید: قالب موضوعی جهت شرکت در این جشنواره شامل عکس، داستان، مصاحبه، شعر، مقاله، خاطره وکلیپ می‌باشد که شرکت کنندگان در این رشته‌ها می‌توانند آثار خود را ارسال نمایند.
گفتنی است علاقمندان می‌توانند جهت ثبت نام وشرکت در اولین جشنواره وبلاگ‌نویسی به پایگاهwww.ifblog.Ir مراجعه نمایند.

لازم بذکر است جوایز نخستین جشنواره بزرگ وبلاگ نویسی "افق آینده" شامل لپ تاپ، تبلت، کمک هزینه سفرهای زیارتی، سکه بهار آزادی، دوربین دیجیتالی و ده‌ها جایزه نقدی و اقلام فرهنگی می‌باشد.
علاوه بر هدایای فوق، به نفرات اول تا پنجم جشنواره، تندیس "افق آینده" و به تمامی وبلاگ‌های برگزیده داوری، لوح سپاس تقدیم خواهد شد.


جنبش دانشجویی دهه 70
نوشته شده توسط در ساعت 08:02 ب.ظ

1. فضای دانشجویی دهه 80 فضای پیوسته ای است. کم تر اتفاق منحصر به فردی، این نوار آرام ولایت را قطع کرده است. اگر از پشت دیوارهای دانشگاه صدایی هم برخاسته، درصداهای بلندتر خیابان های بیرون دانشگاه گم شده است. دهه 70، این دانشجویان بودند که گاهی بحث ها و تنش های سیاسی (و چه بسا امنیتی) عمده را رقم می زدند. دهه 80 ولی، چه دانشجویان افراطی و چه دانشجویان اصول گرا، به بیرون چشم دوختند. به تحولات در نیروها و دولت های اصول گرا، به بیرون چشم دوختند. به تحولات در نیروها و دولت های اصول گرا؛ به اتفاقات پس از انتخابات و ... . در دهه 70، چه بسا نیروهای سیاسی عمده کشور، خود را در نسبت با سوگیری های جنبش دانشجویی تعریف می کردند. در دهه 80ولی، این دانشجویان بودند که در سایه آمدو شدها و درگیری های سیاسی و حتی خیابانی جامعه، هویت خویش را از نو تعریف کردند.
2. طوفان های پیاپی که در دهه 70 از دانشگاه برخاست، زود برنشست ولی برای گروهی سرمایه زندگی شان شد.
همان گروهی که این روزها ریش پروفسوری، کت و شلوارهای مد روز و لفظ روشنفکرانه، دارد در اواخر دهه 80 ازنردبان تشکل های دانشجویی پایین آمد و از پله های هواپیما بالا رفت تا ساعاتی دیگر در واشنگتن، لندن، رم، یا پاریس به زمین بنشیند و از سرمایه ای که در تهران انباشته بود خرج کند.
3. تاریخ دانشجویی دهه 70، به این اعتبار، قطعه قطعه است؛ تیر 78، خرداد 82و... . تاریخی که قطعه قطعه است، خاطره انگیز است. در ذهن همه دانشجویان و جوانان دهه 70، از اتفاقات، اماکن با چهره های دانشجویی خاطراتی مانده است. ذکر خاطرات و نقل داستان های دهه 70 می تواند غش کنندگان راسیه روی کند. با همین خرده خاطرات است که می توان چهره واقعی مدعیان کنونی آزادی بیان، حقوق بشر با نضارب آرا را شناخت. همه از این دهه خاطره دارند، گروهی اسیر اساطیر این خاطرات اند، گروهی از آن نماها و تصاویر دست شسته اند و درس گرفته اند. گروهی اما معتقدند هنوز زمان آن فرانرسیده که بنشینیم و خاطرات را شفاف تعریف کنیم.

وبلاگ دانشگاه برتر و آینده ایران - Www.Higher-Uni.MihanBlog.Com

اتفاقا امروزه روز، زمان باز گفتن ناگفته هاست در هفته هایی که غرب برای انقلاب ملت ایران، عربده می کشد؛ همان گماش دانشجویان آزاد و آزاده دیروز و ینگه نشینان امروز، ذوق زده شده اند. بیانیه هایی صادر می کنند و افاضات می فرمایند که «اگر جننگ هم بشود به ایران حمله کنند، چه باک. » دست در چنین روزهایی است که باید نشان داد، این چهرها ، از آغاز هم برهمین سیاق روزگار سر می کردند تاریخ دانشجویی دهه 70 را می توان از منظر خاطرات بازگفت.
4. علی افشاری، دبیر سیاسی دفتر تحکیم وحدت در دهه 70 بود. اینک ولی در دم و دستگاه های به اصطلاح پژوهشی دولت آمریکا، مزدبگیر دولت آمریکاست. او از جمله فعالان فراری است که از جمله غرب به ایران استقبال کرده است. علی افشاری پس از حوادث سال 78 و غائله کنفرانس برلین، به زندان افتاد. همان زندان پردردسر، و برخی ژست ها و مواضع او، سبب شد گروهی باور کنند ه او، اگر که عقلانیت و اعتدالی ندارد، اما شجاعت و خلوص دارد. تو گویی او از بابت حرف های تند و تیزش است که به حبس و حصار دچار می شده است. علی افشاری از همان خاطراتی است که ذکرش واجب است. قطعه ای از جنبش دانشجویی دهه 70 که باید از نووارسی اش کرد. اگر چه بیرون رفتن او و دوستان اش از مسیر اعتدال، زیر پا گذاردن خطوط قرمز و هواهای باطل بلندش گذارش را به دادگاه؛ بازداشت و مجازات انداخت.


ادامه مطلب
مرتبط با : جنبش دانشجویی
دانشجو و دانشگاه اسلامی در كلام امام خمینی(رض) ( قسمت دوم )
نوشته شده توسط در ساعت 12:26 ب.ظ

ما می‏گوئیم كه جوان‏های ما اگر علم هم پیدا كردند تربیت ندارند، مربا به تربیت اسلامی نیستند.آنهائی كه تحصیل می‏كنند، برای این است كه یك ورقه‏ای به دست بیاورند و بروند، و سربار ملت بشوند.آنطور نیست كه به حسب احتیاجات ملت، به حسب احتیاجاتی كه كشور ما دارد دانشگاه به آن ترتیب رفتار كند و نگذارد این نسل‏های بزرگ و این جوان‏های بسیار عزیز به هدر بروند و قوای آنها به هدر برود قوای ما را به هدر بردند یا به خدمت خارجی‏ها وادار كردند .معلمین مدارس ما، معلمین اسلامی به حسب نوع نیست و تربیت در كنار تعلیم نبوده است و لهذا آن چیزی كه از دانشگاه‏های ما بیرون آمده است، یك انسان متعهد، یك شخصی كه برای مملكت خودش دلسوز باشد و تمام نظرش به این نباشد كه منافع خودش را به دست بیاورد، ما نداریم.ما كه می‏گوئیم باید بنیادا ـ باید ـ اینها تغییر بكند، می‏خواهیم بگوئیم كه دانشگاه‏های ما باید در احتیاجاتی كه ملت دارند در خدمت ملت‏باشند، نه در خدمت اجانب .ما معلمینی كه در مدارس ما، اساتیدی كه در دانشگاه‏های ما هستند بسیاری از آنها در خدمت غربند، جوان‏های ما را شستشوی مغزی می‏دهند. جوان‏های ما را تربیت فاسد می‏كنند.ما نمی‏خواهیم بگوئیم ما علوم جدیده را نمی‏خواهیم، ما نمی‏خواهیم بگوئیم كه علوم دو قسم است كه بعضی مناقشه می‏كنند عمدا یا از روی جهالت، ما می‏خواهیم بگوئیم دانشگاه‏های ما اخلاق اسلامی ندارند، دانشگاه ما تربیت اسلامی ندارد.اگر دانشگاه‏های ما تربیت اسلامی و اخلاق اسلامی داشت، میدان زد و خورد عقایدی كه مضر به حال این مملكت است نمی‏شد.اگر اخلاق اسلامی در این دانشگاه‏ها بود این زد و خوردهائی كه برای ما بسیار سنگین است، تحقق پیدا نمی‏كرد .اینها برای این است كه اسلام را نمی‏دانند و تربیت اسلامی ندارند.دانشگاه‏ها باید تغییر بنیانی كند و باید از نو ساخته بشود كه جوانان ما را تربیت كنند به تربیت‏های اسلامی، اگر چنانچه تحصیل علم می‏كنند.در كنار آن تربیت اسلامی باشد نه آنكه اینها را تربیت كنند به تربیت‏های غربی، نه آنكه یك دسته به طرف غرب بكشانند جوان‏های ما را و یك دسته به طرف شرق و یك دسته با اشخاصی كه با ما جنگ دارند و بالفعل اشخاصی كه ما را می‏خواهند در انحصار اقتصادی قرار بدهند یا برای ما ادعا می‏كنند كه ما شما را، حصار اقتصادی می‏كشیم دور شما، و دست و پا می‏كنند در این موارد، یك دسته از دانشگاهی‏های ما، از جوان‏های ما كمك به آنها نكنند.ما می‏خواهیم كه اگر چنانچه ملت ایران در مقابل غرب ایستاد جوان‏های دانشگاهی ما هم همه در مقابلش بایستند.ما می‏خواهیم كه اگر ملت ما در مقابل كمونیست ایستاد، تمام دانشگاهی‏های ما هم در مقابل كمونیست بایستند نه اینكه وقتی این جوان‏هائی كه به واسطه ساده لوحی خودشان، تربیت‏های باطل بعضی از معلمین را قبول كردند و حالا كه ما می‏خواهیم یك دانشگاه مستقل درست كنیم و تغییر بنیادی بدهیم كه مستقل بشود، وابسته به غرب نباشد، وابسته به كمونیسم نباشد، وابسته به ماركسیسم نباشد، اگر چنانچه ما بخواهیم اینطور كنیم، جبهه بندی می‏كنند همین دلیل بر این است كه ما دانشگاه اسلامی و دانشگاهی كه تربیت كرده باشد جوانان ما را نداشتیم و نداریم.همین شاهد است بر اینكه جوان‏های ما تربیت صحیح نشدند و از آن طرف دنبال تحصیل نیستند، تمام عمرشان را صرف شعار می‏كنند و صرف تبلیغ سوء باطل، طرفداری از آمریكا، طرفداری از شوروی.ما می‏خواهیم كه جوانان ما، جوانان مستقل باشند و خودشان را ببینند، احتیاجات خودشان را ببینند شرقی نباشند، غربی نباشند، اینهائی كه راه افتادند در خیابان‏ها یا در خود دانشگاه‏ها و درگیری ایجاد می‏كنند و زحمت برای دولت و ملت ایجاد می‏كنند، اینها اشخاصی هستند كه طرفدار غرب یا شرقند و به عقیده من طرفدار غربند، طرفدار آمریكا هستند.ما كه امروز با آمریكا در قبال هم ایستادیم.

در قبال این ابر قدرت ایستادیم و احتیاج به این داریم كه جوان‏های ما هم در قبال آنها بایستند، جوان‏های ما در مقابل خودشان می‏ایستند و برای آمریكا كار می‏كنند .ما می‏خواهیم دانشگاه‏ها را طوری كنیم كه جوان‏های ما برای خودشان و برای ملتشان كار كنند.این آقایانی كه اشكال می‏كنند در این معانی و كنار نشسته و اشكال می‏كنند، اینها گمان می‏كنند كه اعضای شورای انقلاب نمی‏فهمند به اینكه معنی اسلامی كردن این نیست كه ـ دو تا ـ در همه علوم دو قسم ما داریم، یك قسم هندسه اسلامی داریم، یك قسم هندسه غیر اسلامی اشكال می‏كنند، نمی‏دانند كه اعضای شورای ما كه بعضی از آنها دكتر هستند و بعضی از آنها مجتهد هستند، نمی‏فهمند اینها كه علوم اسلامی جائی دارد در مدارس قدیمه هست و اینجا جای علوم دیگر است؟ لكن باید دانشگاه اسلامی بشود تا علومی كه در دانشگاه تحصیل می‏شود در راه ملت و در راه تقویت ملت و با احتیاج ملت همراه باشد.ما می‏گوئیم كه برنامه‏هائی كه در دانشگاه‏ها هست، منتهی می‏كند جوانان ما را به اینكه طرف كمونیسم كشیده بشوند یا طرف غرب و نباید اینطور باشد.ما می‏گوئیم كه جوانان ما را این معلمینی كه یا اساتیدی كه در دانشگاه‏ها بودند بعضی از آنها كه هستند، نمی‏گذارند تحصیل حسابی بكنند، آنها را متوقف می‏كنند، مانع از پیشرفت آنها هست، در خدمت غرب هستند و می‏خواهند ما در همه چیز محتاج به غرب باشیم.

وبلاگ دانشگاه برتر و آینده ایران - Www.Higher-Uni.MihanBlog.Com

معنی اسلامی شدن دانشگاه این است كه استقلال پیدا كند و خودش را از غرب جدا كند و خودش را از وابستگی به شرق جدا كند و یك مملكت مستقل، یك دانشگاه مستقل، یك فرهنگ مستقل داشته باشیم.عزیزان من! ما از حصر اقتصادی نمی‏ترسیم، ما از دخالت نظامی نمی‏ترسیم آن چیزی كه ما را می‏ترساند وابستگی فرهنگی است.ما از دانشگاه استعماری می‏ترسیم، ما از دانشگاهی می‏ترسیم كه جوان‏های ما را آنطور تربیت كنند كه خدمت غرب بكنند، ما از دانشگاهی می‏ترسیم كه آنطور جوان‏های ما را تربیت كنند كه خدمت به كمونیسم كنند. (1)

اتفاقی نیست كه مراكز تربیت و تعلیم كشورها و از آن جمله كشور ایران از دبستان تا دانشگاه مورد تاخت و تاز استعمارگران خصوصا غربی‏ها و اخیرا آمریكا و شوروی قرار گرفت و زبان‏ها و قلم‏های غربزدگان و شرقزدگان آگاهانه یا ناآگاه و اساتید غربزده و شرقزده دانشگاه‏ها در طول مدت تأسیس دانشگاه‏ها و خصوصا دهه‏های اخیر این خدمت بزرگ را برای غرب و شرق انجام دادند، هر چند در بین ارباب قلم و زبان و اساتید، اشخاص متعهد و متوجهی بودند و هستند كه بر خلاف آن مسیر بودند و می‏باشند لكن مع الاسف در اقلیت چشمگیر بودند.

هجوم دانشجویان پس از طی كردن دوره‏های تحصیلی با آموزش‏های غربی و شرقی در دبیرستان‏ها و دانشگاه‏های ایران به سوی غرب و احیانا شرق كه ره آوردی جز فرهنگ غربی و شرقی نداشت، چنان فاجعه‏ای به بار آورد كه همه ابعاد جامعه ما را بی‏قید و شرط وابسته بلكه تسلیم به ابر قدرت‏ها كرد به طوری كه جامعه ما با ظاهری ایرانی ـ اسلامی محتوایی سرشار از غرب و شرقزدگی داشت و مع الاسف پس از گذشت سه سال از پیروزی انقلاب و مقاومت و ایستادگی جمهوری اسلامی در مقابل شرق و غرب و مكتب‏های‏انحرافی آنان و وفاداری این جمهوری به اسلام به عنوان نفی كننده جمیع وابستگی‏ها و انحرافات، باز گرفتار گروه‏ها و گروهك‏های وابسته به یكی از دو قطب و سر سپرده مكتب‏های انحرافی و وابسته به یكی از آنان می‏باشیم .و نیز مواجهیم با افرادی از این منحرفین كه در مراكز تربیت و تعلیم نفوذ كرده‏اند و با مجال دادن به آنان، خطر به انحراف كشیدن جوانان و نونهالان بسیار است كه خدای ناكرده با انحراف و وابسته شدن فرزندانمان به فرهنگ غرب یا شرق، تمام ابعاد جامعه یا وابسته و تسلیم غرب خواهد شد و یا شرق، و تمام كوشش‏ها و زحمات ملت و خون جوانان و عزیزان آنان به هدر خواهد رفت.

اكنون بر دانش آموزان و دانشجویان عزیز و اساتید و معلمان متعهد است كه با تمام توان و قدرت در شناسایی عوامل فساد كوشش كنند و محیط آموزش و پرورش را از لوث وجود آنان پاك نمایند و گمان نشود كه این نفوذ فقط برای انحراف دانشگاه‏هاست، كه منحرفین و منافقین برای نفوذ در دبیرستان‏ها بلكه دبستان‏ها اهمیت بیشتری قائلند تا جوانان را برای انحراف دانشگاه‏ها مهیا كنند، آنان می‏دانند اگر نوباوگان در مراكز آموزش تربیت صحیح شوند و حیله‏های استعمارگران را احساس و توطئه‏های همه جانبه آنان را لمس كنند، در دانشگاه برای عمال استعمار توفیق كمتری حاصل می‏شود و لهذا در دبستان‏ها و دبیرستان‏ها و قبل از ورود به دانشگاه‏ها در ساختن جهاز استعماری شرق و غرب برای ورود به دانشگاه اهمیت خاصی احساس می‏كنند.از این رو است كه باید دستگاه‏های آموزشی متعهد و دلسوز برای نجات كشور اهمیت ویژه‏ای در حفظ نو پایان و جوانان عزیزی كه استقلال و آزادی كشور در آینده منوط به تربیت صحیح آنان است قائل باشند و نیز از این رو است كه نقش معلمان و اساتید در تربیت و تهذیب دانش آموزان و دانشجویان به عنوان اساسی‏ترین و مؤثرترین نقش مطرح می‏گردد و همه دیدید كه گرایش آنان به شرق و غرب برای كشورمان چه فاجعه‏ها آفرید و دانشگاه‏ها را به صورت دژ محكمی برای خدمت به شرق و غرب در آورد و اكثریت‏قاطع غرب و شرقزدگان این مملكت را به عنوان فارغ التحصیلان تحویل جامعه داد.اكنون بر معلمان متعهد و مسؤول دبستانی و دبیرستانی است تا با كوشش خود جوانانی را تحویل دانشگاه‏ها دهند كه با آگاهی از انحرافات گذشته دانشگاه، بر فرهنگ غنی و مستقل اسلامی ایرانی تكیه كنند و بر اساتید متعهد است تا با باز شدن دانشگاه‏ها در صورت مشاهده انحراف و گرایش جوانان به یكی از دو قطب قدرت و مكر، آنان را به توطئه‏ها و شیطنت‏ها آگاه كنند و جوانانی متعهد نسبت به مصالح كشور و آگاه به اهداف اسلام تحویل جامعه دهند و مطمئن باشند كه با این خدمت، استقلال و آزادی كامل میهن عزیزشان تضمین خواهد شد. (2)

علما و روحانیون انشاء الله به همه ابعاد و جوانب مسؤولیت خود آشنا هستند ولی از باب تذكر و تأكید عرض می‏كنم امروز كه بسیاری از جوانان و اندیشمندان در فضای آزاد كشور اسلامی‏مان احساس می‏كنند كه می‏توانند اندیشه‏های خود را در موضوعات و مسایل مختلف اسلامی بیان دارند، با روی گشاده و آغوش باز حرف‏های آنان را بشنوند، و اگر بیراهه می‏روند با بیانی آكنده از محبت و دوستی راه راست اسلامی را نشان آنها دهید.و باید به این نكته توجه كنید كه نمی‏شود عواطف و احساسات معنوی و عرفانی آنان را نادیده گرفت و فورا انگ التقاط و انحراف بر نوشته‏هاشان زد و همه را یكباره به وادی تردید و شك انداخت.اینها كه امروز این گونه مسایل را عنوان می‏كنند، مسلما دلشان برای اسلام و هدایت مسلمانان می‏طپد و الا داعی ندارند كه خود را با طرح این مسایل به دردسر بیندازند.اینها معتقدند كه مواضع اسلام در موارد گوناگون همان گونه‏ای است كه خود فكر می‏كنند، به جای پرخاش و كنار زدن آنها با پدری و الفت با آنان برخورد كنید.اگر قبول هم نكردند مأیوس نشوید، در غیر این صورت خدای ناكرده به دام لیبرال‏ها و ملی گراها و یا چپ و منافقین می‏افتند و گناه این كمتر از التقاط نیست.وقتی ما می‏توانیم به آینده كشور و آینده سازان امیدوار شویم كه به آنان در مسایل گوناگون بهادهیم و از اشتباهات و خطاهای كوچك آنان بگذریم و به همه شیوه‏ها و اصولی كه منتهی به تعلیم و تربیت صحیح آنان می‏شود، احاطه داشته باشیم فرهنگ دانشگاه‏ها و مراكز غیر حوزه‏ای به صورتی است كه با تجربه و لمس واقعیت‏ها بیشتر عادت كرده است تا فرهنگ نظری و فلسفی، باید با تلفیق این دو فرهنگ و كم كردن فاصله‏ها، حوزه و دانشگاه در هم ذوب شوند تا میدان برای گسترش و بسط معارف اسلام وسیع‏تر گردد . (3)

پی ‏نوشت‏ها:

1 ـ وصیت نامه سیاسی ـ الهی حضرت امام (س) صحیفه نور جلد 21 ص 194 تاریخ تحریر: 26/11/61 تاریخ قرائت: 15/3/ 68

2 ـ بیانات امام خمینی در جمع دانشجویان عضو انجمنهای اسلامی صحیفه نور جلد 12 ص 54 ـ 52 تاریخ: 1/2/ 59

3 ـ پیام امام خمینی به مناسبت آغاز سال تحصیلی صحیفه نور جلد 15 ص 160 161 تاریخ: 31/6/ 60

منبع: كتاب آیین انقلاب اسلامی برگرفته شده از وبلاگ اندیشه های امام خمینی (ره)


مرتبط با : دانشگاه اسلامی
دانشجو و دانشگاه اسلامی در كلام امام خمینی(رض) ( قسمت اول )
نوشته شده توسط در ساعت 04:21 ب.ظ

همه می‏دانیم كه سرنوشت یك كشور و یك ملت و یك نظام، بعد از توده‏های مردم در دست طبقه تحصیلكرده است و هدف بزرگ‏استعمار نو به دست گرفتن مراكز این قشر است.كشور ما در دهه‏های اخیر هر چه صدمه دیده و رنج كشیده است از دست خائنین این قشر بوده است.وابستگی به شرق و غرب توسط غربزدگان و شرقزدگان و به اصطلاح روشنفكران كه از دانشگاه‏ها برخاسته‏اند ولی چهارچوب فكریشان در مدارس ابتدائی و متوسطه درست شده است.به فرهنگ، دین و كشورمان صدمه‏های بیشمار زده‏اند، چرا كه این افراد برای تكمیل وابستگی به شرق و غرب و اخیرا امریكا هر كاری كه توانسته‏اند به نفع آنان انجام دهند دادند.چون درس خوانده بودند با كوله بار غربزدگی و شرق زدگی چون دزدانی كه با چراغ آیند، برای اربابان و كعبه‏های آمال شان گزیده‏تر كالاها را انتخاب كردند. (1)

باید گفت كه دانشگاه‏های ما به دست یك مشت غربزده خود باخته، یا مزدور اداره می‏شد و دانشمندان متعهد در اقلیت بودند و قدرت را از آنان سلب كرده بودند و آن دسته اكثریت غربزده جوانان را عاشق غرب می‏كردند و فوج فوج به خارج می‏فرستادند و در خارج دست استعمار كار خود را می‏كرد و جوانان را در حدی كه مطلوب استعمارگران بود نگه می‏داشتند و با افكار غربی و غیر اسلامی و غیر ملی به كشور باز می‏گرداندند و این فاجعه قرن اخیر برای ممالك اسلامی و اشباه آنها بود و حدیث مفصل را از این مجمل باید خواند. (2)

چه غم‏انگیز و اسفبار است كه دانشگاه‏ها و دبیرستان‏ها به دست كسانی داده می‏شد و عزیزان ما به دست كسانی تعلیم و تربیت می‏دیدند كه جز اقلیت مظلوم محرومی همه از غرب زدگان و شرق زدگان با برنامه و نقشه دیكته شده در دانشگاه‏ها كرسی داشتند و ناچار جوانان عزیز و مظلوم ما در دامن این گرگان وابسته به ابر قدرت‏ها بزرگ شده و به كرسی‏های قانون‏گذاری و حكومت و قضاوت تكیه می‏كردند و بر وفق دستور آنان یعنی رژیم ستمگر پهلوی‏عمل می‏كردند . (3)

شما دانشجویان عزیز خودتان در صدد باشید كه از غربزدگی بیرون بیائید و گمشده خود را پیدا كنید.شرق، فرهنگ اصیل خود را گم كرده است و شما كه می‏خواهید مستقل و آزاد باشید باید مقاومت كنید و باید همه قشرها بنای این را بگذارند كه خودشان باشند.باید كشاورزان در صدد باشند كه روزی خودشان را از زیر زمین بیرون بیاورند و كارخانه‏ها خودكفا باشند تا صنایع كشورمان رشد پیدا كند.همچنین دانشگاه‏ها خودكفا و مستقل باشند تا نیاز به غرب نداشته باشیم.جوانان ما، دانشمندان ما، اساتید دانشگاه‏های ما از غرب نترسند، اراده كنند در مقابل غرب قیام كنند و نترسند. (4)

احتیاج ما پس از این همه عقب ماندگی مصنوعی به صنعت‏های بزرگ كشورهای خارجی حقیقتی است انكار ناپذیر، و این به آن معنی نیست كه ما باید در علوم پیشرفته به یكی از دو قطب‏وابسته شویم.دولت و ارتش باید كوشش كنند كه دانشجویان متعهد را در كشورهایی كه صنایع بزرگ پیشرفته را دارند و استعمار و استثمارگر نیستند، بفرستند و از فرستادن به امریكا و شوروی و كشورهای دیگر كه در مسیر این دو قطب هستند، احتراز كنند، مگر انشاء الله روزی برسد كه این دو قدرت به اشتباه خود پی‏برند و در مسیر انسانیت و انسان دوستی و احترام به حقوق دیگران واقع شوند، یا انشاء الله مستضعفان جهان و ملت‏های بیدار و مسلمانان متعهد آنان را به جای خود نشانند، به امید چنین روزی. (5)

 وبلاگ دانشگاه برتر و آینده ایران - Www.Higher-Uni.MihanBlog.Com

سلام بر شما ملت بزرگ ایران، سلام بر ملت مسلمان جهان، سلام بر دانشگاهیان و دانشجویان معظم كه سربازانی برای اسلامند.و من لازم است كه یك تذكر به شما بدهم كه بدانید مقصود ما از اصلاح دانشگاه‏ها چیست.بعضی گمان كردند كه كسانی كه اصلاح دانشگاه‏ها را می‏خواهد و می‏خواهند دانشگاه‏ها اسلامی باشد این است كه گمان كردند كه ـ این اشخاص توهم كردند كه ـ علوم دو قسم است، هر علمی دو قسم است، علم هندسه یكی اسلامی است، یكی غیر اسلامی، علم فیزیك یكی اسلامی است یكی غیر اسلامی، از این جهت اعتراض كردند به اینكه علم، اسلامی و غیر اسلامی ندارد و بعضی توهم كردند كه اینها كه قائلند به اینكه باید دانشگاه‏ها اسلامی بشود یعنی فقط علم فقه و تفسیر و اصول در آنجا باشد یعنی همان شأنی را كه مدارس قدیمه دارند باید در دانشگاه‏ها هم همان تدریس بشود.اینها اشتباهاتی است كه بعضی می‏كنند یا خودشان را به اشتباه می‏اندازند آنچه كه ما می‏خواهیم بگوئیم این است كه دانشگاه‏های ما، دانشگاه‏های وابسته است، دانشگاه‏های ما دانشگاه‏های استعماری است، دانشگاه‏های ما اشخاصی را كه تربیت می‏كنند تعلیم می‏كنند، اشخاصی هستند كه غربزده هستند، معلمین بسیاریشان غربزده هستند و جوان‏های ما را غربزده بار می‏آورند ما می‏گوئیم كه دانشگاه‏های ما یك دانشگاه‏هائی كه برای ملت ما مفید باشد نیست.ما بیشتر از پنجاه سال است كه دانشگاه‏داریم با بودجه‏های هنگفت كمرشكن كه از دسترنج همین ملت حاصل می‏شود و در این پنجاه سال نتوانستیم در علومی كه در دانشگاه‏ها كسب می‏شود خود كفا باشیم.ما بعد از پنجاه سال اگر بخواهیم یك مریضی را معالجه كنیم، اطباء ما بعضی‏هایشان یا بسیاریشان می‏گویند این باید برود به انگلستان.پنجاه سال دانشگاه داشتیم و طبیبی كه بتواند كفایت از ملت بكند، از احتیاج ملت بكند به حسب اقرار خودشان نداریم.ما دانشگاه داشتیم و داریم و برای تمام شؤونی كه یك ملت زنده لازم دارد احتیاج به غرب داریم.ما كه می‏گوئیم دانشگاه باید از بنیان تغییر بكند و تغییرات بنیادی داشته باشد و اسلامی باشد نه این است كه فقط علوم اسلامی را در آنجا تدریس كنند، نه اینكه علوم دو قسمند هر علمی دو قسم است یكی اسلامی و یكی غیر اسلامی .ما می‏گوئیم كه در این پنجاه سال یا بیشتر كه ما دانشگاه داریم، فراوردهای دانشگاه را برای ما عرضه دارید.ما می‏گوئیم كه دانشگاه‏های ما مانع از ترقی فرزندان این آب و خاك است.ما می‏گوئیم كه دانشگاه ما مبدل شده است به یك میدان جنگ تبلیغاتی.

پی نوشتها:

1 ـ پیام امام خمینی به مناسبت آغاز سال تحصیلی 62 ـ 61 صحیفه نور جلد 17 ص 36 تاریخ : 1/7/ 61

2 ـ پیام امام خمینی به زائران بیت الله الحرام به مناسبت عید سعید قربان صحیفه نور جلد 18 ص 89 تاریخ: 12/6/ 62

3 ـ اساسا دانشگاه دوره پهلوی بر اساس تكنولوژی وابسته و تبعیت از فرهنگ غرب پایه ریزی شده بود دانشگاه محفلی بود برای جولان و نمایش ایدئولوژیهای وارداتی و شستشوی اذهان و مغزهای جوانان در جهت وابستگی بیشتر به غرب ابتكار و نوآوری در دانشگاههای دوره پهلوی كمتر دیده می‏شد و حتی ترغیب و تشویقی هم صورت نمی‏گرفت.به همین جهت در طول سالیان متمادی از عمر دانشگاه در ایران، محصول قابل اعتنا و برجسته در زمینه‏های علمی و تكنولوژی دانشگاه مشاهده نگردید.در دهه آخر عمر رژیم پهلوی، دانشگاهها عملا به سالنهای مد و دوری جستن از فرهنگ و سنن ملی و مذهبی مبدل گشته بودند بطوریكه گروه اقلیتی از دانشجویان و دانشگاهیان متعهد و دلسوز كشور همچون شمع می‏سوختند و گاه در مبارزه با فرهنگ منحط و فاسد حاكم بر كشور و از جمله دانشگاهها تا پای جان ایستادند.در كنار این روند انحرافی، جنبش قدرتمند دانشجویی با مایه‏های ملی ـ مذهبی با مظاهر فرهنگ منحط در ستیز و مبارزه بود.و رشد تفكر دینی در دانشگاه بوسیله روشنفكران متعهد و خصوصا بعد از قیام پانزده خرداد برهبری امام خمینی، تحولات چشمگیر در روند مبارزات ملت ایران پدید آورده بود.در دهه پنجاه، با نزدیك شدن دو قشر روحانیت و دانشگاهی به یكدیگر كه از آرزوها و اصول دیدگاههای حضرت امام بود، سرانجام رژیم پهلوی بزانو در آمد و پس از آن دانشگاههای ما با حفظ استقلال در مسیر نوسازی و تحولات كشور گام های مؤثر و سازنده‏ای برداشته و نقش اصلی و تاریخی خود را باز یافتند .

4 ـ وصیت نامه سیاسی ـ الهی حضرت امام (س) صحیفه نور جلد 21 ص 192 تاریخ تحریر: 26/11/61 تاریخ قرائت: 15/3/ 68

5 ـ بیانات امام خمینی در جمع گروه های مختلف مردم صحیفه نور جلد 11 ص 186 تاریخ: 13/10/ 58

منبع: كتاب آیین انقلاب اسلامی برگرفته شده از وبلاگ اندیشه های امام خمینی (ره)


مرتبط با : دانشگاه اسلامی
الگوی پیشرفت در عصر مدیریت علوی
نوشته شده توسط در ساعت 11:09 ب.ظ

مدیریت علوى، از ریشه و بنیان براى ایجاد اصلاحات و پیشرفت در جامعۀ اسلامى پدید آمد و از این رو، به پیشرفت و اصلاحات همه جانبه، به ویژه در بُعد اقتصادى، مى اندیشید و آن را سرلوحۀ اهداف و برنامه هاى تنظیمى خود قرار داد. اهمّ برنامه هاى اصلاحى مدیریت علوى را که می توان الگوی مناسبی برای پیشرفت جامعۀ اسلامی در نظر گرفت، مى توان در هفت اقدام اصلى و بنیادین، به عنوان سرفصل کلى برنامه ها، ارائه نمود. برنامه هاى مورد نظر عبارت بودند از:

۱ـ رفع تبعیض در تقسیم بیت المال؛

۲ـ برگرداندن دارایى هاى عمومى تاراج رفته؛

۳ـ جلوگیرى از پیدایش ثروت هاى انبوه نامشروع در دولت جدید؛

۴ـ تأمین حقوق شهروندان و در امان بودن غیر مؤمنان و تأمین حیات مادى ایشان؛

۵ـ تأمین امنیت و استیفاى حقوق مردم به ویژه مظلومان؛

۶ـ تأمین اجتماعى محرومان و از کار افتادگان؛

۷ـ تلاش در راه عمران و آبادانى زمین.

از این هفت برنامه، بخشی، جنبۀ سلبى داشت که موانع راه را براى فقرزدایى و توسعۀ رفاه عمومى هموار می کرد و بخشی دیگر داراى جنبۀ اثباتى بود که براى رفع محرومیت و از میان برداشتن شکاف عمیق طبقاتى به اجرا گذاشته شد.

امام على(ع) در خطبۀ چهلم که بعد از جنگ صفین و خطاب به خوارج ایراد شده، به مباحث مهمى دربارۀ حکومت و ضرورت آن و از جمله هفت وظیفۀ حاکم عادل الهى اشاره مى کند، که به سهولت مى توان پیشرفت اسلامی را در این هفت تکلیف ملاحظه کرد. ایشان نخست از مغالطۀ خوارج، با شعار «لا حکم الا لله» پرده بر مى دارد و مى فرماید: «سخن حقى که معنى باطلى از آن اراده شده  است».

وبلاگ دانشگاه برتر و آینده ایران - Www.Higher-Uni.MihanBlog.Com

سپس به ضرورت تشکیل حکومت می پردازد و براى اثبات این مدعا چند دلیل روشن را در عباراتى کوتاه و پرمعنا بیان مى فرماید. به بیان امام(ع)، مردم نیازمند امیرى هستند؛ نیکوکار یا بدکار، و اگر توفیق پیروى از حاکم نیکوکارى نصیب شان نشود، وجود امیر فاجر از نبود حکومت بهتر است. سپس به فواید و برکات حکومت اشاره مى کند، که بعضى جنبۀ معنوى دارد و بعضى جنبۀ مادى.

نخست: در سایۀ حکومت او، مؤمن به کار خویش ادامه مى دهد؛ یعنى راه خود را به سوى «قرب الى الله» مى پیماید. (یَعملُ فى إِمَرتِهِ المؤمن)

دوم: کافر نیز در حکومت او از مواهب مادى بهره مند مى شود و به زندگى دنیوى خود ادامه مى دهد. (و یستمتع فیها الکافر)

سوم: خداوند به مردم فرصت مى دهد در دوران حکومت او زندگى طبیعى خود را تا پایان ـ در سلامت نسبى ـ طى کنند. (و یُبَلِّغُ اللهُ فیها الاجَلَ)

چهارم: به وسیلۀ او اموال بیت المال جمع آورى مى گردد، تا هزینه هاى دفاعى و عمرانى و انتظامى فراهم شود. (و یُجْمَعُ به الفیءُ)

پنجم: به کمک او با دشمنان مبارزه مى شود. (و یقاتلُ به العدوُّ)

ششم: به وسیلۀ او جاده ها امن مى گردد. (و تأمَنُ بِهُ السُّبُلُ)

هفتم: حق ضعیفان به کمک او از زورمندان گرفته مى شود. (و یُؤْخَذُ به للضعیف من القوىِّ)

در سایۀ انجام این وظایف هفت گانه توسط حکومت، نیکوکاران در رفاه و از دست بدکاران در امان مى باشند. (حتى یستریحَ بَرٌّ و یُسْتراحَ من فاجِرٍ) (نهج البلاغه، نامۀ ۵۳، بند ۱، ۹۹۱)

امام در جای دیگر در عهدنامۀ مالک، تأکید بسیارى بر اهتمام حکومت به پیشرفت در عرصۀ تولید و عمران کرده و مى فرماید:

«اى مالک! به عمران زمین بیشتر بیندیش تا به خراج. باید بدانى خراج جز به عمران حاصل  نمى شود و هر که بى عمران، به خراج کمر بندد، بلاد را ویران مى کند و مردم را به نابودى مى کشاند و خود دیرى نمى پاید که از پاى در مى آید». (همان، نامۀ ۵۳، بند ۴۷، ۱۰۱۳)

با بیانات بالا مشخص می شود که پیشرفت در مدیریت علوی هدف نبود، بلکه وسیله اى براى رسیدن به آرمان هاى معنوى بود. امام براى حکومت شأن واقعى قائل نبود، اما بنا به حق شرعى خویش و اشتیاق و نیاز فوق العادۀ مردم به حکومت ایشان، این امر را به عنوان وظیفۀ الهى پذیرفت و با پایدارى از آن دفاع مى کند: «…لو لا حضور الحاضر و قیام الحُجّة بوجود الناصر … لاَلقیتُ حَبْلها على غاربها و لَسقیتُ آخرها بکاس اَوّله؛ اگر وضع موجود و حجت اینکه یارانى هستند، وجود نداشت… مهار خلافت را بر پشت آن افکنده و رهایش مى ساختم، و پایانش را چون آغازش مى انگاشتم». (همان، خطبۀ ۳، ۵۰)

منبع: سایت بنیاد پژوهش های الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت


تحول علوم انسانی پیشنیاز مهندسی تمدن اسلامی
نوشته شده توسط در ساعت 10:54 ب.ظ

علوم انسانی متداول در دانشگاه ها فاقد مبانی الهی و نگاه معنوی به انسان و جهان است و آنچه که به عنوان علوم انسانی در حوزه های علمیه شکل گرفته مجموعه توصیفات کلی و فردی با گرایش اسلامی است. اما نیاز امروز ما به علوم انسانی نیاز به مفاهیم اجتماعی اسلام از انسان در حوزه تنظیم روابط و نظامات سیاسی، فرهنگی و اقتصادی می باشد. بنابراین در حوزه مفاهیم علوم انسانی در سه بخش مفاهیم ارزشی، فلسفی و کاربردی نیازمند تحول و تعریف صحیح از انسان شناسی، جامعه شناسی، روانشناسی، مدیریت، سیاست، فرهنگ، اقتصاد، هنر و ... مبتنی بر آموزه های ناب دینی هستیم.

علوم انسانی نقش اساسی و ویژه­ای را در مهندسی و مدیریت تمدن اسلامی دارد، زیرا انسان به عنوان كانون آفرینش و به عنوان موجودی خلاق، دارای اختیار ومتصرف در كائنات نقش غیر قابل انكار و تعیین كننده ای را در معارف دینی به خود اختصاص داده است. پرداختن به جایگاه علوم انسانی از این منظر می تواند گره­گشای مسائل پیش رو در تمدن سازی دینی باشد.

از طرفی توجه به پیامد ها و مخاطرات استفاده از علوم انسانی غربی در نظام سازی و حکومت دینی ما را بر آن میدارد که در فرآیند طراحی و مهندسی فرهنگی و تهیه نقشه جامع علمی کشور به این مسئله با حساسیت ویژه ای برخوردار نمائیم.

مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای در بیانات متعددی نیاز جامعه اسلامی به علوم انسانی مبتنی بر دین و پرهیز از استفاده از علوم انسانی غربی در مهندسی و مدیریت نظام اسلامی را متذکر شده اند:

وبلاگ دانشگاه برتر و آینده ایران - Www.Higher-Uni.MihanBlog.Com



"ما علوم انسانى‌مان بر مبادى و مبانى متعارض با مبانى قرآنى و اسلامى بنا شده است. علوم انسانى غرب مبتنى بر جهان‌بینى دیگرى است؛ مبتنى بر فهم دیگرى از عالم آفرینش است و غالباً مبتنى بر نگاه مادى است. خوب، این نگاه، نگاه غلطى است؛ این مبنا، مبناى غلطى است. این علوم انسانى را ما به صورت ترجمه‌اى، بدون اینكه هیچگونه فكر تحقیقىِ اسلامى را اجازه بدهیم در آن راه پیدا كند، میاوریم تو دانشگاه‌هاى خودمان و در بخشهاى مختلف اینها را تعلیم میدهیم؛ در حالى كه ریشه و پایه و اساس علوم انسانى را در قرآن باید پیدا كرد.[1]

"بسیارى از مباحث علوم انسانى، مبتنى بر فلسفه‌‌‌‌‌‌‌‌‌هائى هستند كه مبنایش مادیگرى است، مبنایش حیوان انگاشتن انسان است، عدم مسئولیت انسان در قبال خداوند متعال است، نداشتن نگاه معنوى به انسان و جهان است. خوب، این علوم انسانى را ترجمه كنیم، آنچه را كه غربى‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها گفتند و نوشتند، عیناً ما همان را بیاوریم به جوان خودمان تعلیم بدهیم، در واقع شكاكیت و تردید و بى‌‌‌‌‌‌‌‌‌اعتقادى به مبانى الهى و اسلامى و ارزشهاى خودمان را در قالبهاى درسى به جوانها منتقل كنیم؛ این چیز خیلى مطلوبى نیست. این از جمله‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى چیزهائى است كه بایستى مورد توجه قرار بگیرد.[2]

مشکل علوم انسانی از دو منظر قابل بررسی است. علوم انسانی رسمیت یافته در دانشگاهها فاقد مبانی الهی است و علوم انسانی تولد یافته در حوزه های علمیه مجموعه توصیفات کلی، فردی با گرایش اسلامی است.

اما نیاز امروز ما به علوم انسانی اسلامی نیاز به مفاهیم اجتماعی اسلام از انسان در حوزه تنظیم روابط و نظامات سیاسی، فرهنگی و اقتصادی است. این نیاز جدید جامعه اسلامی در علوم انسانی برخواسته از تفكر سكولار غرب قابل تامین نیست و هرآنچه كه به عنوان میراث گذشته در اختیار داریم یکسری مفاهیم کلی فردی و غیر کاربردی است که كفایت لازم برای مهندسی تمدن اسلامی را ندارد. لذا محتاج یك نهضت علمی و نرم افزاری برای دستیابی به افق های جدید علم و تولید علوم از جمله علوم انسانی اسلامی می­باشیم.


ادامه مطلب
تحول در علوم انسانی از نگاه استاد سید منیرالدین حسینی شیرازی (ره) ( قسمت دوم )
نوشته شده توسط در ساعت 12:46 ب.ظ

2ـ اصول کلی علوم انسانی اسلامی

1/2ـ نقش علوم انسانی در تحولات علوم کاربردی

«كارآمدی الهی دین در جامعه بدون در دست داشتن روش تحقیقی كه بتواند مشروط شدن حركت و تغییر را در ماده به اعتقادات الهی و تبدیل شدن و چگونگی را در تكامل بر این بنیان بیان نماید، آن دستگاه ضروری می‌باشد. برای كارآمدی دین در عینیت، روش علوم این شرط را بایستی در بطن خود بپذیرد و نه در بهره وری از علوم. زیرا شاخصه های توسعه، شاخصه های ارزشهای مادی است و اگر از علوم پایه، تجربی و انسانی یك نظام را ملاحظه نماییم هر چند نه با ارتباط ترسیم شدة بر مبنای منطق تعیّن و تطابق بلكه یك هماهنگی گرایشی در مبنای منطقِ اصل عدم تعین، هماهنگی تابع و متغیری را ملاحظه می‌كنیم كه علوم پایه، نقش متغیر اصلی و علوم تجربی متغیر فرعی و علوم انسانی متغیر تبعی را در تحولات علوم كاربردی نشان می-دهد. این وابستگی غیر تطابقی كه هماهنگی كارآمدی را در عینیت تضمین می‌كند یعنی فرایندهای فیزیك علیه پزشكی نیست و فرآیندهای پزشكی علیه بهداشت اجتماعی و درمان جامعه نیست. این نظام فكری برخاسته از زادگاه منطق حسی كه مطلق گرایی حسی بر آن حكمفرماست نمی‌تواند ابزاری برای گرایش مذهبی قرار گیرد مگر در میدانی بسیار كوتاه. در جریان تكامل اجتماعی و توسعة اجتماعی تدریجاً اخلاق، تابع فرهنگ كارآمدی یعنی تابعی از نظام پرورشی آن كه نظام اطلاعات و نظام ارتباطات و نظام محصولات می‌باشد قرار دارد. بدین گونه است كه ضرورت تغییر اساسی در متدلوژی علوم واضح می‌گردد كه این بخش نیز مانند بخشِ حجیت یعنی متدولوژی حجیت در ارتباط با دین، متد علوم در ارتباط با كارآمدی عینی است و بایستی دینی گردد».[9]

2/2ـ جایگاه علوم انسانی در طبقه بندی علوم

«علوم پزشکی خاصیتش این است که حلقه واسطه ای بین علوم تجربی و علوم انسانی است و آن در جای خودش محترم است. ولی الان به عنوان یک نیاز اجتماعی، جامعه شناسی اسلامی و علوم سیاسی اسلامی و مدیریت اسلامی [مطرح است[».[10]

3/2ـ علوم انسانی دارای توصیف، ارزش و دستور

«بخشی از علوم انسانی، توصیفی می‏باشد، توصیف از انسان جامعه و مبانی مدیریت؛ اینها جزو كلام می‏باشد؛ البته نه این كلام موجود؛ یعنی اصول آن را حتما باید علم كلام به نحو توصیفی تحویل بدهد. ارزشی را اخلاق و عرفان تحویل بدهد، باز نه اخلاق و عرفان موجود، اخلاق و عرفان موجود، اصلا كاری ندارد كه اشیاء چگونه باشند! مثلا این نحوه فرم درست كردن این تلفن چگونه باشد مثلا چهار گوشی باشد بهتر است یا مدور یا گوشی تك؟! بگویند از چه جهت بهتر است؟ اصلا موضوع بحث اخلاق نیست. آیا فقط ساختمان شكل این تلفن، موضوع اخلاق نمی‏باشد؟ یا اینكه ساختمان اتاقی هم كه در آن نشسته‏اید، موضوع بحث آنها نمی‏باشد؟ و هكذا ساختمان قهری هم كه شما در آن می‏باشید و اینكه ساختار شهر و تقسیمات كشوری چگونه باشد هیچكدام از اینها موضوع بحث آنها نمی‏باشد! می‏گویند اینها چه ربطی به اخلاق دارد؟! ولی اگر سؤال شود كه از نظر هنری تأثیر تصویرها در پرورش چگونه می‏باشد؟ محال است كه تأثیر نداشته باشد! رنگها، ترسیم‏ها گرفته تا لباس و اتاق و كلا تحریكهایی كه برای تمتعات حواس انسان می‏شود، اینكه اگر ما تركیبهای مختلف را بوجود آوریم چه اثری برای پرورش دارد، اخلاق نسبت به آن ساكت می‏باشد. ملاحظه كردن زهد، به صورت فردی و جزئی تا اینكه زهد را در الگوی شهرسازی و ساختمان‏سازی بیاوریم. با آمدن زهد، آیا كارآمدی حذف می‏شود یا اضافه می‏گردد؟ تحریك به اینكه آدم كار زیاد انجام بدهد چگونه انجام می‏شود؟ چگونه انگیزش الهی و آخرتی را در جامعه فعال می‏كنید؟ اخلاق كه متكفل این امر نمی‏باشد! یعنی كلا «حوزه» عهده‏دار نیازمندیهای دورانی كه كلیه ابزارها، وسیله تكامل شناخته شده و تعریف شوند، نیست.

وبلاگ دانشگاه برتر و آینده ایران - Www.Higher-Uni.MihanBlog.Com



بلكه مربوط به دورانی است كه نقاش جداگانه و مستقل به صورت فردی برای خودش كار می‏كرد، فوقش استادی نقاشی را به شاگردانی كه به نزد او می‏رفتند و كار می‏كردند، آموزش می‏داده است، ولی اینكه كنار دست نقاش، جامعه‏شناس و روانشناس باشد و سفارشات طرح نقاشی‏اش را هم مثلا یك شركت بدهد كه می‏خواهد درعد از آن جامعه‏شناس آن، مسئول باشد كه تغییر اخلاق و عادات آنها را بخواهد، وضع موجود آنها را مطالعه و جمع‏بندی بكند و بنا داشته باشد كه آنها را تغییر داده و بگوید كه حالا چگونه حساسیتها را تغییر بدهید.‏ (س): پس می‏فرمائید یك بخش علوم انسانی توصیفی، یك بخش ارزشی و یك بخش هم دستوری است. كه در فقه می‏آید و یك بخش آن نیز كمی است كه باید دانشگاه تنظیم نماید. (ج): یعنی اصول آن اینجا می‏آید. اصول آن یعنی اصلی‏ترین قسمتش كه قسمت ارزشی و اخلاقی آن است در «عرفان» می‏رود. بعد از آن در نسبتهای عقلانی یعنی در «كلام» می‏آید كه توصیف می‏شود، بعد از آن در احكام و بایدها می‏آید كه «فقه» می‏شود. (س): كه مجموعه آن اصولی می‏شود كه بعد از آن، علوم انسانی را هدایت كند.. (ج): نظامی از اصول، كه براساس آن نظام، یعنی «پیش‏فرضهای ارزشی، توصیفی و تكلیفی»، قسمت بعدی آن كه تهیه و تنظیم كمیات و معادلات است، را تهیه می‏نمایند. در زمانی كه معادله شد، بعد از آن باید بیایند و آنها را اجرا نمایند؛ یعنی «تخصیص كمی نیرو» نسبت به آن واقع بشود و اجراء گردد».[11]

4/2ـ اهمیت متدلوژی علوم انسانی

«علوم انسانی که البته پیوندش با ارزشها وسیع است و قطعاً بسیاری از علوم انسانی که از غرب آمده، آمیخته با ارزش های غربی است ، حتی شما در علوم انسانی برخی از متد های تحقیقی را دارید که هیچ بار ارزشی ندارد، شما هم اگر خواسته باشید با مبانی دینی هم تحقیق کنید، از همان متد استفاده می‌کنید». [12]

«وقتی که متدلوژی تغییر پیدا کند معنایش این نیست که ما فقط در علوم انسانی، متدلوژی را تغییر داده ایم. در همان فیزیک اتمی که می‌گویید: باید ما در آنجا قدرت دادن پیش فرض و قدرت معرفی عوامل و تعریف کردنِ طرح میدانی و الی آخر را داشته باشیم».[13]

«در علوم انسانی در آنجائی که ملاحظه میکنید شواهد را دانه دانه که کنار هم می گذارید متدی خاصی برای استنتاجش دارید ,متد شما رابطه دارد با مبنای شناخت شما ازانسان مبنای شناخت شما از انسان که میخواهید بگوئید برای انسان خوب است. برای رشد جامعه خوب است یا بد است با جهان بینی شما رابطه دارد. آنجا می بینید یک شرقی در روسیه نسخه ای که میدهد د رالهاد تبرن غیر از نسخه ای است که در امریکا میدهند. اینجا عرض میکنیم موضوع مثل موضوع تجربی نیست. حق وعدل را می خواهد معین کند در مبنای برنامه ریزی در تعیین حق وعدل ما قبول کردیم که اصیل وحی است».[14]

«برای تأسیس علوم انسانی مبتنی بر .... دو بخش مهم دارد یک بحث درباره روش، که بحث که در روش را من در مسئله صحت انطباق کم نمی دانم... مسئله روش نصف کار هست. نصف کار هم بکار گرفتن آن روش است».[15]


ادامه مطلب
تحول در علوم انسانی از نگاه استاد سید منیرالدین حسینی شیرازی (ره) ( قسمت اول )
نوشته شده توسط در ساعت 10:44 ق.ظ

مطلب حاضر، گزیده‌ای از سخنان استاد سید منیرالدین حسینی(ره) درباره علوم انسانی است که در گوشه و کنار مباحث پژوهشی ایشان مطرح شده است. البته با توجه به این که ایشان بیشتر به مباحث فلسفه شدن اسلامی و روش علوم پرداخته اند نگاه جامع ایشان به علوم انسانی اسلامی را باید در آن مباحث جستجو کرد. لذا گزیده‌های ذیل، نگاهی جامع به بحث علوم انسانی تلقی نمی‌شود.

1ـ ضرورت تحول در علوم انسانی رایج

1/1ـ جهت داری علوم انسانی

«گاهی می‌گویید، اراده انسان و آگاهی انسان تابع تاثیرات مادیست و گاهی می‌گویید نه این كه شرایط اثر نداشته باشد، ولی اثر اصلی مربوط به ایمان است؛ یعنی جای نسبت تاثیرها را عوض می‌کنید، اینكه نسبت اصلی تاثیر را ببریم روی ایمان یا نسبت تاثیر را بیاوریم روی خاصیت ماده، این دو نوع پزشکی و فیزیولوژی را تحویل می‌دهد؛ این فقط [مربوط به] پزشکی تنها نیست، حداقل در برنامه ریزی علوم انسانی [تأثیر می گذارد] البته من بیشتر از آن را نمی‌گویم، یعنی در علوم کاربردی و حتی علوم پایه، من وارد آن بخش نمی‌شوم و الا معتقد هستم که علوم دیگر هم اثر می‌پذیرند، یعنی علوم دیگر هم جزء همین تمدن هستند خاستگاه آن همین تمدن است، در پاسخ به سؤالات حلّ همین تمدن را بخواهد، یعنی آنجایی که سئوال طرح می‌شود اگر آن جا را شما عوض بکنید، چیز دیگری در بیاید، آن بر حسب مقصد علوم است، مقاصد علوم را علوم انسانی درست می‌کند. انگیزه های آن را هم علوم انسانی درست می‌کند. این یک سطح از مطلب است».[1]

«جریان مدرنیته، یك دستگاه تولید، یك دستگاه توزیع و یك دستگاه مصرف دارد. دستگاه تولید در مدرنیته، نظام مفاهیم آن است و این نظام عمدتاً بر پایة روش علوم استوار است. روش علوم، پیش فرضها و راندمان آن، حسی فرض می شود. پس مدرنیته با قوانین عالم محسوس سر و كار دارد و مفاهیم آن هم كاربردی است. كارآمدی های این مفاهیم هر چند در یك نظامِ منطقیِ منسجمِ قابلِ تعریف، عرضه نمی‌شوند، ولی طبقه بندی منطقی نسبی دارند و بر یكدیگر تأثیر می‌گذارند؛ به گونه ای كه «علوم پایه»، نقش اصول اعتقادات و «علوم تجربی»، نقش فروع اعتقادات و «علوم انسانی» نقش مسائل و حل مسائل را بر عهده دارد. نظام مدرنیته، مفاهیم كار آمد را منحصر در همین مفاهیم می‌بیند.

اگر «علوم پایه» را متناظر و نه مطابق با «اصول» بگیریم، آن گاه «علوم تجربی»، متناظر با «فروع» است و «علوم انسانی» نیز متناظر با «كاربرد فروع در مسائل و جزئیات» است. به عنوان مثال مدرنیته بنابر علوم تجربی، انسان را دقیقاً از منظر مادی تعریف می‌كند. انسان عبارت است از موجودی است كه مقدار خاصی كالری لازم دارد و در مولكولها، محیط جذب و دفع و رُشد سلولی به گونه ای است كه اگر تعادلی نباشد و ناهنجاری باشد، كالری لازم جذب نمی‌شود؛ مثلاً كلیه، كبد و یا معده انسان آسیب می‌بیند. در علم شیمی حیاتی، دقیقاً حیات را حیات قابل كنترل مادی معرفی می كنند. بنابر منطق انتزاع، این تعاریف قابل پذیرش است؛ چرا كه انسان حیث مادی دارد و حیث مادی اش این گونه باید شناخته شود! حال آن كه در علوم تجربی حتی پیدایش معنویت، هوش، حافظه، تعصبات و تقویت و تضعیف اینها را صرفاً تعریف مادی می‌كنند و در نهایت نظام قاعده مندی را در بخش علوم انسانی برای این امور مطرح می‌كنند؛ هر چند این تعاریف در قدم اوّل این گونه نبوده، بلكه در یك فرایند و با رشد نرم افزاری به این سطح رسیده است».[2]

«علوم موجود. با مدل كاربرد و مدل عمل، دین را رد می‌كند؛ نه اینكه كالای جانشین می‌دهد! دین را رد نظری نمی‌كند بلكه رد عملی می‌كند؛ یعنی علوم پایه را درست می‌كند و بر اساس آن، علوم تجربی را پی ریزی می‌كند و پس از اینكه علوم تجربی را پی ریزی كرد, علوم تجربی قدرت كارآمدی را در جهت علوم انسانی متناسب با خود تعریف مطلوب و ایجاد شرایط می‌كند. در شرایط ایجاد شده بر پایگاه علوم پایه ، اعتقادات ملتها قابل تعریف می‌شود و برای تغییر آن برنامه ریزی عینی انجام می‌گیرد. در هیچ جا برای ابطال بحث نمی شود. بحث نظری نمی‌كنند كه این اعتقادات شما درست نیست! بلكه می‌گویند اعتقاد آزاد باشد و شما برای ما محترم هستید. می‌گوییم اگر محترم است, پس نظام پولی بر اساس این احترام بچرخد. می‌گویند: خیر. علم می‌گوید كه چگونه بچرخد. علم بر اساس ربا اداره می‌كند. اگر از پایگاه علوم پایه نگاه كنیم, احترامی را به شما می‌گذارد كه مرتباً شما را در خودش منحل كند اصلاً برای حالتی كه شما به آن تعلق، وابستگی و احترام می‌گویید، تعریف دارد و قدر و منزلت خاصی برای آن قائل است. در این صورت دیگر جایی برای اصول اعتقادات شما نمی گذارد. اگر كسی می‌خواست یك دین را رد نظری كند و با تطابق صد در صد نیز شبهه را وارد می‌كرد؛ محال بود بتواند همه را كافر كند».[3]
 

وبلاگ دانشگاه برتر و آینده ایران - Www.Higher-Uni.MihanBlog.Com


2/1ـ نیاز به علوم انسانی اسلامی

«برای مثل بنده مسلم است كه اینطور نیست كه اسلام قدرت رویارویی با آكادمیهای جهان را نداشته باشد. اگر براساس اسلام علوم انسانی تدریش نشود جامعه در آینده به راحتی ارزشهای غیر اسلامی را در قالب نظرات كارشناسی می‏پذیرد. بنابراین باید فرهنگستان تشكیل شود و از آكادمیهای جهانی دعوت به عمل بیاید و با آنها احتجاح كنیم قرآن خودش فریاد میزند و می‏گوید: «هاتوا برهانكم» لذا به نظر ما اسلام قدرت برخورد در سطح جهانی را دارد. بهرحال شتر سواری دولا دولا نمی‏شود و استخوان در زخم گذاشتن و با لیت و لعل و باری و بهر جهت، گذراندن هم تا حد خاصی می‏شود. تغییر ظاهری این بند را به این شكل و آن بند دیگر را به آن شكل، انسجام نمی‏آورد و منشأ اثبات یك امر حق و دفاع از حق هم نمی‏شود. البته در بخش سیاستهای كلان اینگونه نمی‏باشد. سیاستهائی كه بدست امام بزرگوار خصوصا در سطح جهانی انجام می‏گیرد جهان را به انفعال كشانده است. اما از این سطح كه بگذریم ما نیازمند به تدوین و انسجام در كلیه ساختارهای جامعه می‏باشیم».[4]

«ما اگر بخواهیم برنامه را اسلامی كنیم باید در قدم قبلش، علوم را اسلامی كرده باشیم، به تعبیر دیگر دانشگاه را اسلامی كرده باشیم، تا بتوانیم از ثمرات این علوم اسلامی خصوصاً در علوم انسانی در برنامه ریزی های اجتماعی استفاده كنیم. پس محور دوم پژوهش ما مشخص شد، اگر بگوییم كه كار دانشگاه ارائه معادلات كاربردی است، معادلات كاربردی چرا تعبیر می‌كنیم؟ چون دانشگاه می‌خواهد معادلاتِ هدایت یك سیستم در حال تغییر را ارائه كند. در كلیه ی موضوعات دانشگاه كه بچرخیم، آن چیزی كه بعنوان وظیفه دانشگاه صحیح است، كه بگوییم، همین است، كه دارد برنامه ریزی می‌كند، معادله تغییر سیستم می‌دهد، معادله تغییر یك كل را می‌دهد. لذا می‌گوییم دانشگاه معادله كاربردی دارد ارائه می‌كند، در موضوعات مختلف، چه علوم انسانی، چه علوم تجربی».[5]

3/1ـ کافی نبودن توجه حوزه به علوم انسانی

«شما این سؤال را برای خودتان تكرار كنید كه چرا دانشمندان بزرگ ما (از نظر تحصیلات علوم حوزه ای) برابر دسته ای از معضلات اجتماعی گرفتار می شوند؟ (با كلمه گرفتار) چرا حوزه نسبت به تنظیم علوم انسانی دچار گرفتاری می شود؟!! آیا این را راحت بگوییم دو نظریه است یك نظریه كه می‌گوید علوم جهت ندارد و یك نظریه كه می‌گویند علوم جهت دارد!! تمام شد!!! یا یك نظریه به بن بست رسیدنش در حل معضلات مشخص و واضح است، چرا تقصیر را سر افراد می اندازند؟ آقای عادلی بد است شما طرح بنویس غیر عادلی پیاده اش می‌كند!! شما به استثناء البانك الربوی آقای صدر (كه زیربنای مجموعه نوشته های فعلی در بانك است و زیربنای این نظر كه در بخش كارشناسیش منطقه الفراق وجود دارد و باید دست كارشناسها سپرد) كسی را سراغ دارید كه چیزی را در این باره نوشته باشد؟ چرا حوزه در استصحاب خوب می‌تواند بنویسد و در اینجا نمی تواند؟ چرا در مباحث اصولی خوب می‌تواند بنویسد و در اینجا نمی تواند؟! چرا این را هم كه نوشته نتوانسته حل بكند؟ تولی پیدا می‌كند به ولایت این كارشناس یا آن ولی فرهنگی و ولی سیاسی كه مبدأ این كارشناسی و پیدایشش بوده و هم نمی داند كه دارد تولی به آنها پیدا می‌كند و هم می‌گوید كه ربا نباشد. گفتن اینكه ربا نباشد، صحیح، و لكن این ربا نباشد را می‌خواهد به وسیله یك كارشناس مهذبی درست كند تهذیب علم را كه تهذیب تولی هست توجه ندارد تهذیب تولی فرهنگی را توجه ندارد! با تهذیب عالم كارشناس، با متدین درست كردن می‌خواهد تصرفات صحیح بكند».[6]

«امام خمینی(رضوان الله تعالی علیه) (در ولایت الهیه اش) به قول خود كفار توانست دوبار دو رئیس جمهور آمریكا را متأثر كند و لكن «حوزه» كه «ولایت فرهنگی» را داشت نتوانست علوم انسانی متناسب با این ولایت را تحویل دهد».[7]

«بیان این مطلب برای من تلخ است اما از جمله مسائل ناپسند از سوی پژوهشگران حوزه و دانشگاه و كسانی كه لباس تعبّد و تعهّد را برای زدودن مشكلات از چهره جامعه پوشیده‏اند این است كه بخواهند مدیران و عناصر سازمان را در شكل‌گیری معضلات بزرگ جامعه مقصّر اصلی بدانند و خود را در نقص ساختارها، منطقها و دستگاههای موجود به تجاهل و تغافل بزنند و سهم تأثیر خود را در بازكردن گره‏های كور مفهومی و یافتن راهكارهای بنیادین به فراموشی بسپارند. آیا ما طلاب علوم دینی در نزد خداوند متعال مؤاخذه نخواهیم شد كه علوم انسانی و تجربی را غیر مرتبط با دین بدانیم و خود را از ارائة پیش‌فرضهای اسلامی به دانشگاه فارغ‏البال احساس كنیم؟! البته عده‏ای از ما به تحصیل همان علوم دانشگاهی روی آورده‏ایم غافل از اینكه صرفاً تبدیل به مترجمان همان مفاهیم غربی اما به زبان مذهب شده‌ایم».[8]

پی نوشتها:
[1] ـ معرفی دفتر به یکی از مسئولین/کد پژوهشی 207/کد جلسه 2344

[2] ـ مدرنیته و اخلاق/کد پژوهشی 464/کد جلسه 4029

[3] ـ مدل برنامه تحقیق/كد پژوهش 379/كد جلسه 3351

[4] ـ مجمع دوم از مجامع مقدماتی/کد پژوهشی 29/كد جلسه 341

[5] ـ نظام فکری و ساختارسازی/کد پژوهشی 340/کد جلسه 3162

[6] ـ دوره سوم نظام ولایت/کد پژو.هشی 145/جلسه 61

[7] ـ دوره سوم نظام ولایت/کد پژو.هشی 145/جلسه 46

[8] ـ معرفی دستاوردهای فرهنگستان علوم اسلامی/کد پژوهشی 460/جلسه

نویسنده: حسن نوروزی

منبع: سایت دفتر فرهنگستان علوم اسلامی قم


مبانی معرفت‌شناسانه‌ی تحول در علوم انسانی
نوشته شده توسط در ساعت 03:22 ب.ظ

این روزها چالشی که در علوم انسانی کشور مطرح شده «تغییر و تحول» در آن است. اما صحبت راجع به تغییر و تحول یک علم بدون شناخت ماهیت آن ممکن نیست. اشراف بر علوم انسانی فعلی، خاستگاه، تاریخچه و سایر ابعاد آن لازم است، تا متخصصان و استادان بتوانند به‌خوبی ضعف‌ها، ناهمگونی‌های فرهنگی و نقاط تاریک آن را بشناسند و به کمک داشته‌های علمی و فرهنگی بومی نقصآن‌ها یش را مرتفع سازند. بی‌شک تحولی که ما به دنبال آن هستیم تلاشی است به‌منظور تکامل آنچه امروز تحت نام «علوم انسانی» در مجامع علمی و دانشگاهی مطرح می‌گردد و نه حذف علوم انسانی و ایجاد نسخه‌ای جدید.
آنچه در ادامه خواهید خواند نظرات دکتر علی فلاح رفیع است که در گفتگو با فصلنامه مطرح شده است. در این گفتگو ایشان ضمن بحث در مورد اصطلاح علوم انسانی به‌نحوه‌ی شکل‌گیری آن در پارادایم‌های گوناگون براساس مبانی مختلف معرفتی و اعتقادی پرداخته و از همین رهگذر چرایی تحول در این علوم را در کشور تبیین کرده‌اند. حجت‌الاسلام فلاح رفیع تاکید ویژه‌ای بر معرفت‌شناسی داشته و معتقدند اگر در این حیطه اتفاق نظر ایجاد شود دستیابی به تحولِ مطلوب، بسیار آسان‌تر خواهد شد. ایشان در انتها استعانت به منابع معرفتی خطاناپذیر را تنها راه برون‌رفت از اختلاف نظرهای فعلی برشمرده و از این رو قرآن و سیره‌ی اهل بیت(علیهم السلام) را مناسب‌ترین محمل برای شکل‌گیری و پرورش علوم انسانی کارآمد دانسته‌اند.

وبلاگ دانشگاه برتر و آینده ایران - Www.Higher-Uni.MihanBlog.Com

- در ابتدا اگر ممکن است برای روشن‌تر شدن بحث، توضیح مختصری را در مورد اصطلاح و مفهوم «علوم انسانی» بفرمایید.
ضمن تشکر از اهتمام شما به این موضوع مهم، باید عرض کنم،در اصطلاح رایج، علوم انسانی به علومی اطلاق می‌شوند که با ابعاد روحی – معنوی انسان مرتبط‌اند و به جنبه‌های اجتماعی، سیاسی، حقوقی و مدیریتی می‌پردازند. در این اصطلاح امروزه علوم انسانی در برابر علوم طبیعی اعم از علوم پایه، فنی - مهندسی و پزشکی قرار داده می‌شود. اما اصطلاح دیگری را هم می‌توان برای علوم انسانی لحاظ کرد که هر چند مرسوم نیست، اما به نظر بنده می‌تواند به شفاف‌سازی‌ بحث ما یعنی تحول در علوم انسانی و ضرورت آن کمک شایانی داشته باشد. در این اصطلاح دوم علوم انسانی هر علمی را که توسط ابزارهای شناختاری انسان حاصل می‌شود در بر می‌گیرد؛ اعم از علوم انسانی مذکور در اصطلاح اول و علوم پایه، فنی مهندسی و پزشکی.
در مقابل این علوم، علم الهیات یا علوم دینی قرار داردکه مبنا و اساس آن‌ها ، انسان وابزارهای شناختاری او نبوده است. این علوم از طریق وحی و یاکسانی‌که از سوی وحی به عنوان مفسر و مبین‌آن تعیین شده و از عصمت برخوردارند حاصل می‌شود. بنده این دو اصطلاح را به اصطلاح خاص و عام از علوم انسانی تعبیر می‌کنم.


ادامه مطلب
بایدها و نبایدهای تحـول در علوم انسانی از منـظـر امام خامنه ای (مدظله العالی)
نوشته شده توسط در ساعت 11:05 ق.ظ

توسعه علوم و فناوری در بستر فرهنگی مناسب امكان پذیر است و این به نوبه خود نیازمند توسعه علوم انسانی در جامعه می‌باشد. علیرغم اهمیت علوم انسانی در احیای فرهنگ دینی- ملی و توسعه علوم و فناوری، این علوم در دانشگاه‌های ما آن گونه كه لازم است، مورد توجه قرار نگرفته و از جایگاه، شایسته ای برخوردار نیست. در حالی‌كه دنیای غرب، پیوسته در مقام تجدید نظر در نظریه‌های موجود در علوم انسانی، بررسی نتایج آنها و ایجاد تعامل بین علوم انسانی و علوم تجربی بوده است، ما كمتر به ابعاد عملی این علوم توجه كرده‌ایم و در بعد نظری، تنها به تدریس متون غربی اكتفا نموده و حداكثر، حاشیه‌هایی برآنها زده ایم. رهبر حکیم و فرزانه انقلاب، به عنوان پرچم‌دار نهضت تحول در علوم انسانی، در مناسبت‌های متعدد و در جمع استادان، دانشجویان و مسئولان آموزش عالی کشور، رهنمودهای امید بخش و دقیقی ارایه فرموده‌اند. با توجه به جامعیت علمی و اصالت نظرات رهبر فرزانه انقلاب اسلامی و تأكیدات معظم له بر تبیین رسالت‌ها و راهبردها در این زمینه، تلاش شده است بایدها و نبایدهای حرکت مؤثر در مسیر تحول در علوم انسانی با تكیه بر دیدگاه معظم رهبری مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد.

تراز مبادلات علمی باید مثبت باشد

ما باید خیلى پیش برویم؛ از راههاى میان‌بر استفاده کنیم؛ از شتابِ فراوان بهره ببریم؛ ما باید در همه‌ى علوم تولید داشته باشیم رابطه‌ى بین کشورها در زمینه‌ى علم باید رابطه‌ى صادرات و واردات باشد؛ یعنى در آن تعادل و توازن وجود داشته باشد. همچنانى‌که در باب مسائل اقتصادى و بازرگانى، اگر کشورى وارداتش بیشتر از صادراتش شد، ترازش منفى میشود و احساس غبن میکند، در زمینه‌ى علم هم باید همین جور باشد. علم را وارد کنید، عیبى ندارد؛ اما حداقل به همان اندازه که وارد میکنید – یا بیشتر – صادر کنید. باید جریان دو طرفه باشد. والّا اگر شما دائماً ریزه‌خوار خوان علم دیگران باشید، این پیشرفت نیست. علم را بگیرید، طلب کنید، از دیگران فرابگیرید؛ اما شما هم تولید کنید و به دیگران بدهید. مواظب باشید تراز بازرگانى شما در این جا هم منفى نباشد. متأسفانه در این یکى دو قرن شکوفائى علم در دنیا، تراز ما تراز منفى بوده. از اول انقلاب کارهاى خوبى شده؛ اما این کارها بایستى با سرعت و شدت هرچه بیشتر ادامه پیدا کند. (بیانات در دیدار استادان و دانشجویان استان کردستان ۲۷/۲/۱۳۸۸)
نباید صرفاً مقلد علوم باشید
بنشینید فکر کنید؛ نظریه‌پردازى کنید؛ از موجودى این دانشها در دنیا استفاده کنیم؛ بر آن چیزى بیفزاییم و نقاط غلط آن را برملا کنیم. این از جمله‌ى کارهایى است که جزو الزامات حتمى پیشرفت است. (بیانات در دیدار استادان و دانشجویان کردستان ۲۷/۲/۱۳۸۸)
بیراهه‌های مسیر پیشرفت را بشناسید
از بیراهه‌ها باید ترسید. گاهى اوقات یک چیزها و راه‌هایى را براى پیشرفت پیشنهاد میکنند که بیراهه است. یک نمونه‌اش را گفتم؛ مثل پیشرفتهاى دوره‌ى پهلوى که حقیقتاً بعضى‌اش توقف و بعضى‌اش پسرفت و سقوط بود. آن یک الگو بود که واقعاً بیراهه بود؛ به ظواهر دل‌خوش کردن، غربى‌ها را معیار و ملاک قرار دادن و دنبال آنها حرکت کردن که نتیجه‌اش همین می‌شود که در آن پنجاه، شصت سالِ شوم و سیاه در دوران پهلوى مشاهده شد. (بیانات در دیدار دانشجویان ۷/۷/۱۳۸۷)
چشم بسته و تقلیدی کار نکنید
آنچه که اساتید ما براى پیشرفت علم، وجهه‌ى همت خودشان باید قرار بدهند، اولاً «شجاعت علمى» در همه‏ى بخش‌هاست؛ هم در بخش‌هاى علوم انسانى، هم در بخش‌هاى علوم تجربى، هم در بخش‌هاى نزدیک به عمل و فناورى، و هم در بخش‌هاى علوم پایه. نظریه را دنبال کنند، تولید کنند، خلق کنند، ابداع کنند، نقد کنند؛ چشم‌بسته و تقلیدى نباید کار را دنبال کرد. مشکل ما در گذشته همیشه این بوده که در زمینه‌هاى مختلف – در همه‏ى زمینه‌هاى علمى – چشم‌بسته وتقلیدى نگاه کردیم که ببینیم غربی‌ها چه می‌گویند.(بیانات در دیدار استادان و اعضای هیأت علمی دانشگاه‌ها 13/7/۱۳۸5)
دانشگاه‌ها متراکم تر کار کنند
در عرصه‌ى علم و تحقیق در درجه‌ى اول، دانشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتى در همه‌ى زمینه‌ها، علوم تجربى، علوم انسانى در همه‌ى بخش‌هایى که براى کشور مورد نیاز است، بایستى همت‌شان را در تحقیق و علم افزایش بدهند؛ مراحل دورترى را در مقابل چشم‌شان و مد نظرشان قرار بدهند؛ کار را باید متراکم‌تر کنند. (بیانات در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی ۱/۱/۱۳۸۹)

وبلاگ دانشگاه برتر و آینده ایران - Www.Higher-Uni.MihanBlog.Com


در فراگیری علم دچار بت پرستی نشوید
مواظب باشید دچار آن بت‏پرستى نشوید؛ آن كسى كه در فلسفه، اقتصاد، علوم ارتباطات و سیاست، همان حرفى كه از دهن یك متفكر غربى درآمده، آن را حجت مى‏داند؛ ] در حالی که[ گاهى اوقات آن حرف در خود غرب هم نسخ شده! از این نمونه‌‏ها ما زیاد هم داریم. یك مطلبى را چهل، پنجاه سال پیش، یك فیلسوف اجتماعى یا سیاسى در غرب گفته و بعد آمدند ده تا نقد بر آن نوشته‌اند؛ این آقا تازه به حرف آن پنجاه سال قبل دست یافته و به عنوان حرف نو، به داخل كشور مى‏آورد و با بَه‌بَه و چَه‌چَه آن را به خوردِ دانشجو و شاگرد و محیط خودش مى‏دهد.
مرزرتلفیق بین علوم انسانى غربى
و علوم انسانى اسلامى
تلفیق بین علوم انسانى غربى و علوم انسانى اسلامى، اگر به معناى مجذوب شدن، دل‌باخته شدن، مغلوب شدن و جوّ زده شدن در مقابل آن علوم نباشد، قبول داریم و اشكال ندارد. ببینید در علوم انسانى، تفكر ایمانى و میراث عظیم و عمیق شما، به شما چه می‌گوید. (بیانات در دیدار استادان و دانشجویان دانشگاه امام صادق(ع) 29/10/۱۳۸4)
قدرت سوال و خدشه کردن داشته باشید
«آن چیزى كه در فضاى علمى ما مشاهده مى‏شود - كه به نظر من یكى از عیوب بزرگ محسوب می‌گردد - این است كه دهها سال است كه ما متون فرنگى و خارجى را تكرار می‌كنیم، می‌خوانیم، حفظ می‌کنیم و بر اساس آنها تعلیم و تعلّم می‌كنیم؛ اما در خودمان قدرت سؤال و ایجاد خدشه نمی‌یابیم! باید متون علمى را خواند و دانش را از هركسى فرا گرفت؛ اما علم باید در روند تعالى خود، با روح‌هاى قوى و استوار و كارآمدى كه جرأت پیشبرد علم را داشته باشند، همراه شود تا بتواند پیش برود. انقلاب‌هاى علمى در دنیا این‏گونه به‏وجود آمده است.
جرات نوآوری و خودآگاهی جمعی
ایجاد کنید
اگر بخواهید از لحاظ علمى پیش بروید، باید جرأت نوآورى داشته باشید. استاد و دانشجو باید از قید و زنجیره جزمی‌گرىِ تعریف‌هاى علمىِ القاء شده و دائمى دانستن آنها خلاص شوند. من درباره تعبّد علمى و تسلیم جزمی‌گرىِ علمى در علوم مختلف شدن، این اشاره را كردم. به طور علمى معتقدم كه یك خود آگاهى جمعى باید در همه محیط‌هاى علمى نسبت به فرهنگ وارداتى و تحكّم‏آمیز و زورگویانه غربى به‏وجود آید» (بیانات در جمع دانشجویان و اساتید دانشگاه صنعتى امیر كبیر – 9/12/1379)
شاگردى فقط تا وقتی که استاد شویم
هیچ ایرادى ندارد كه ما از روان‌شناسى و جامعه‌شناسى و فلسفه و علوم ارتباطات و همه‌ى رشته‌هاى علوم انسانى كه غرب ایجاد و تولید كرده یا گسترش داده، استفاده كنیم. من بارها گفته‌ام كه ما از یادگیرى به هیچ وجه احساس سرشكستگى نمی‌كنیم. لازم است یاد بگیریم، از غرب یاد بگیریم، از شرق یاد بگیریم - «اطلبوا العلم ولو بالصّین» - خب، این كه روشن است. ما از این احساس سرشكستگى می‌كنیم كه این یادگیرى به دانایى و آگاهى و قدرت تفكر خود ما منتهى نشود. همیشه كه نم‌یشود شاگرد بود؛ شاگردى می‌كنیم تا استاد شویم. غربى‌ها این را نمی‌خواهند؛ سیاست استعمارى غرب از قدیم همین بوده؛ می‌خواهند در دنیا یك تبعیضى، یك دو هویتى‌اى، یك دو درجه‌اى در مسائل علمى وجود داشته باشد. (بیانات در دیدار دانشجویان 19/5/۱۳90)
علت غربت علوم انسانی در ایران
علت غربت علوم انسانی در دانشگاه‌های ما این است که آن وقتی که عـلـوم انسانی وارد کشور شد، مجموعه‌های فکری و علمی معتقد به اسلام، با این علوم به شکل ”علم” آشنایی نداشتند؛ البته غیر از فلسفه و تاریخ و ادبیات و این چیزهایی که بومی کشور ما بود. رشته‌های متعددی از علوم انسانی مثل جامعه شناسی،‌ روان‌شناسی و بسیاری از رشته های دیگر آن، پدیده‌های جدیدی برای کشور ما بود. کسانی هم که متصدی و مباشر این کارها بودند، غالبا کسانی نبودند که اعتقاد به مبانی اسلامی داشته باشند. حقیقتا غربی‌ها روی این مسائل کار کرده بودند؛ کارهای مدون و علمی و سروته‌دار ارائه کردند و اینها هم روی آن سهل‌گرایی و آسان‌پذیری، همت و تلاش نکردند تا این علوم را بر پایه مبانی بومی - حالا اسلامی اگر نبود، لااقل بر مبنای تفکرات و فرهنگ ایرانی- بنا کنند. با سهل‌گرایی علوم انسانی را گرفتند و ترجمه کردند، که تا امروز ادامه پیدا کرده». (بیانات در دیدار اعضای شورای بررسی متون و کتب علوم انسانی 2/11/1385)

منبع: سایت فصلنامه تحول در علوم انسانی


تحول در علوم انسانی در بیانات‌ امام خامنه ای (مدظله العالی)
نوشته شده توسط در ساعت 03:15 ب.ظ

آن چه در ذیل می آید دسته بندی بخشی از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی درباره تحول در علوم انسانی است که در سال های گذشته به مناسبت های مختلف بیان گشته است.

 

اهمیت علوم انسانی را روشن کنیم

«ما باید هم در حوزه فرهنگ عمومی و برداشت و اعتقاد و باور عمومی مردم، هم در مورد خاص باور مسئولان، اهمیت علوم انسانی را روشن کنیم. هم مردم باید بفهمند علوم انسانی مهم است، تاریخ مهم است، ادببیات مهم است، فلسفه مهم است، روان شناسی مهم است - با این وضع حاکم بر ذهنیت جامعه دانشگاهی ما و فرهنگ عمومی مردم طبیعی است که جوان و دانشجو بروند سراغ همان چیزهایی که کاربرد روزانه دارد؛ پزشکی و مهندسی و رشته های علمی و فنی که جدیدا به وجود آمده و غالبا قادر تبدیل به پول و گذراندن زندگی هم هست. این چیز روشنی است. باید اهمیت علوم انسانی را بفهمند و باید امتیازاتی در فراگیری علوم انسانی و تخصص در علوم انسانی در نظر گرفته بشود، که برای عموم و برای جوان‌های ما جذاب باشد- هم مسئولان ما باید به اهمیت علوم انسانی توجه کنند.

من درباره‌ی علوم پایه یک وقتی گفتم- آن جا علوم انسانی را هم گفتم؛ منتها تکیه ما روی علوم پایه بود- که در کشور ما علوم پایه که مبنای تحول علمی در هر کشوری است، در درجه دوم قرار گرفت! علوم کاربردی روزانه مثل پولی است که انسان در جیبش می‌گذارد و خرج می‌کند؛ در حالی که علوم پایه مثل ذخیره‌ای است که در بانک می‌گذارد؛ پشتوانه‌ای است که انسان برای ثروتش دارد و تولیدکننده است. این در حاشیه قرار گرفته، اما چیزهایی که حکم پول توی جیب را دارد که انسان خرج می‌کند و بالفعل هست، مورد توجه قرار گرفت. علوم انسانی هم همینطور است. علوم انسانی برای جامعه جهت دهنده است؛ فکر ساز است؛ حرکت یک جامعه، مسیر یک جامعه، مقصد یک جامعه را مشخص می‌کند. این، خیلی مهم است. یقینا انسان از روی حدس می‌تواند بداند و یقین کند که دست‌های فعال در سیاست‌های بین المللی روی این مسئله کار کرده‌اند که کشورها را به همین خرج روزانه سرگرم کنند، تا آنها را از کارهای سیاسی و از آن چیزهایی که می‌تواند جهت آنها را مشخص کند و فرهنگ مستقل آنها را بارور کند، معرض کنند. لذا داخلی‌ها هیچگونه همتی نکردند. تلاشی نکردند. آنها هم دیدند زمینه این است، عمل کردند. بنابراین باید مسئولان هم اهمیت علوم انسانی را بفهمند. وقتی این معرفت و باور به وجود آمد، کار شما آسان خواهد شد»[1].

 وبلاگ دانشگاه برتر و آینده ایران - Www.Higher-Uni.MihanBlog.Com

 

بنده به این‏طور افراد، هیچ اعتقادى ندارم

«اساتیدى هستند كه فرآورده‏هاى اندیشه‏هاى غربى در علوم انسانى، بت آنهاست. در مقابل خدا مى‏گویند سجده نكنید؛ اما در مقابل بت‏ها به راحتى سجده مى‏كنند؛ دانشجوى جوان را دست او بدهى، بافت و ساخت فكرى او را همان‏طورى كه متناسب با آن بت خود او است، مى‏سازد؛ این ارزشى ندارد و درست نیست. بنده به این‏طور افراد، هیچ اعتقادى ندارم. این استاد هر چه هم دانشمند باشد، وجودش نافع نیست، مضرّ است. امروز خوشبختانه ما دانشمندان جوانِ مؤمن و تحصیل‏كرده‏هاى باایمان داریم كه مى‏توانند یك حركت علمىِ فراگیر و به معناى واقعى كلمه، در عرصه‏ى علوم انسانى به وجود آورند؛ از اینها باید استفاده بشود.

مواظب باشید دچار آن بت‏پرستى نشوید؛ آن كسى كه در فلسفه، اقتصاد، علوم ارتباطات و سیاست، همان حرفى كه از دهن یك متفكر غربى درآمده، آن را حجت مى‏داند؛ حالا گاهى اوقات آن حرف هم در خود غرب نسخ شده! از این نمونه‏ها ما زیاد هم داریم. یك مطلبى را چهل، پنجاه سال پیش، یك فیلسوف اجتماعى یا سیاسى در غرب گفته و بعد آمدند ده تا نقد بر آن نوشته‏اند؛ این آقا تازه به حرف آن پنجاه سال قبل دست یافته و به عنوان حرف نو، به داخل كشور مى‏آورد و با بَه‏بَه و چَه‏چَه آن را به خوردِ دانشجو و شاگرد و محیط خودش مى‏دهد؛ از این قبیل هم داریم. چقدر براساس همین نظرات اقتصادى غربى، بانك جهانى و مجامع پولى و مالى جهانى به ملت‏ها و دولت‏ها برنامه‏ها دادند و چقدر از طرف خود غربى‏ها علیه آنها موارد نقض نوشته شده! باز هم كسانى را داریم كه همان توصیه‏ها را مى‏آیند عیناً تكرار مى‏كنند و عیناً همان نسخه‏ها را مى‏نویسند. این غلط است. تحقیق علمى به معناى فقط فراگیرى و تقلید نیست؛ تحقیق، ضد تقلید است. این كار، كار شماست».[2]

این نگران كننده است !

«طبق آنچه كه به ما گزارش دادند، در بین این مجموعه‏ى عظیم دانشجوئى كشور كه حدود سه میلیون و نیم مثلاً دانشجوى دولتى و آزاد و پیام نور و بقیه‏ى دانشگاه‏هاى كشور داریم، حدود دو میلیون اینها دانشجویان علوم انسانى‏اند! این به یك صورت، انسان را نگران میكند. ما در زمینه‏ى علوم انسانى، كار بومى، تحقیقات اسلامى چقدر داریم؟ كتاب آماده در زمینه‏هاى علوم انسانى مگر چقدر داریم؟ استاد مبرزى كه معتقد به جهان‏بینى اسلامى باشد و بخواهد جامعه‏شناسى یا روانشناسى یا مدیریت یا غیره درس بدهد، مگر چقدر داریم، كه این همه دانشجو براى این رشته‏ها میگیریم؟ این نگران كننده است. بسیارى از مباحث علوم انسانى، مبتنى بر فلسفه‏هائى هستند كه مبنایش مادیگرى است، مبنایش حیوان انگاشتن انسان است، عدم مسئولیت انسان در قبال خداوند متعال است، نداشتن نگاه معنوى به انسان و جهان است. خوب، این علوم انسانى را ترجمه كنیم، آنچه را كه غربى‏ها گفتند و نوشتند، عیناً ما همان را بیاوریم به جوان خودمان تعلیم بدهیم، در واقع شكاكیت و تردید و بى‏اعتقادى به مبانى الهى و اسلامى و ارزشهاى خودمان را در قالبهاى درسى به جوانها منتقل كنیم؛ این چیز خیلى مطلوبى نیست. این از جمله‏ى چیزهائى است كه بایستى مورد توجه قرار بگیرد؛ هم در مجموعه‏هاى دولتى مثل وزارت علوم، هم در شوراى عالى انقلاب فرهنگى، هم در هر مركز تصمیم‏گیرى كه در اینجا وجود دارد؛ اعم از خود دانشگاه‏ها و بیرون دانشگاه‏ها».[3]


ادامه مطلب
چرایی تحول در علوم انسانی
نوشته شده توسط در ساعت 09:03 ق.ظ

با وجود حضور قریب دو میلیون دانشجوی علوم انسانی و ده ها هزار عضو هیات علمی و پژوهشگر در این حوزه، هنوز پایگاه اطلاع رسانی متمرکز و کارآیی در این زمینه وجود ندارد.

از میان صدها دانشکده، پژوهشکده، نشریه و تشکل علمی فعال در حوزه علوم انسانی، برخی فاقد خدمات اطلاع رسانی مجازی و بخش دیگر دارای پایگاه های اطلاع رسانی متفرقه و ناکارآمد هستند و به همین دلیل، جستجوی داده های علمی در حوزه علوم انسانی برای دانشجویان، اساتید و محققان با دشورای همراه شده است. از سوی دیگر پراکندگی افکار در حوزه علوم انسانی موجب شده است تا جریان علوم انسانی در کشور فاقد هویت و هدف مشترک و از کارآمدی حداقلی برخوردار باشد که این موضوع به دغدغه مسئولان عالی رتبه نظام جمهوری اسلامی به ویژه مقام معظم رهبری تبدیل شده است.

در شرایط کنونی و با وجود جهش در فن آوری های اطلاعات؛ دسترسی سریع، آسان و کم هزینه به اطلاعات علمی و یافته های پژوهشی، یکی از نیاز های جدی اساتید، محققان و دانشجویان در رشته های مختلف علوم انسانی است. به رغم وجود صد ها پایگاه اطلاعاتی وابسته به مراکز دانشگاهی، سازمانهای علمی پژوهشی و انجمن های تخصصی، پراکندگی اطلاعات، فقدان وحدت رویه در دسته بندی و ارزیابی و همچنین بخشی نگری و عدم جامعیت موجب شده است تا جستجوی علمی در منابع معتبر بویژه برای محققین و دانشجویانی که به بانکهای اطلاعاتی اختصاصی مراکز و سازمانهای علمی – پژوهشی دسترسی ندارند، با دشواری انجام شود. از این رو خلاء تاسیس یک پایگاه اطلاع رسانی در حوزه علوم انسانی به شدت احساس می شد که پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در راستای ماموریت ذاتی خود، پروژه تاسیس "پرتال جامع علوم انسانی" را با هدف ایجاد تمرکز، سهولت دسترسی و هم افزایی در رشته های مختلف علوم انسانی، راه اندازی پروژه پرتال جامع علوم انسانی را که متشکل از بانک های اطلاعاتی تولیدات علمی در این حوزه می باشد، طراحی نموده است.

وبلاگ دانشگاه برتر و آینده ایران - Www.Higher-Uni.MihanBlog.Com

در این پروژه، اطلاعات مربوط به حوزه های مختلف علوم انسانی تجمیع و سازماندهی می شود تا کاربران بتوانند به صورت متمرکز و با صرف حداقل زمان و سهل ترین شیوه دسترسی به اطلاعات علمی مورد نظر خود دسترسی پیدا کنند.

بدون تردید، پرکردن خلاء مذکور و تامین نیاز میلیونها پژوهشگر و دانشجوی علوم انسانی که مخاطبین بالقوه این پرتال می باشند، مسیری دشوار و طولانی است که طی کردن موفقیت آمیز آن نیازمند سالها تلاش سخت و همراهی و حمایت مادی و معنوی سازمانها و مراکز فعال در عرصه علوم انسانی و یاری اساتید ، محققان و پژوهشگران در این عرصه است؛ اما آغاز این مسیر را در ماههای نخست سال همت مضاعف و کار مضاعف به فال نیک می گیریم و دست یاری و همراهی کلیه صاحب نظران رشته های مختلف علوم انسانی را می فشاریم.

ویژگیهای حوزه علوم انسانی و ضرورت راه اندازی پرتال

1- تعداد دانشگاه‌های علوم انسانی و تعداد دانشجویان و هیأت علمی
امروزه با توجه به ‌هزینه مادی کم راه‌اندازی واحدهای دانشگاهی علوم انسانی، شاید انواع آنها از دولتی و آزاد گرفته تا پیام نور و غیرانتفاعی به قریب 200 واحد بالغ شود. همچنین بر اساس برآوردها، حدود یک میلیون و هشتصد هزار دانشجوی علوم انسانی و یک‌صدهزار عضو هیأت علمی و مربی در این رشته‌ها فعالند.


ادامه مطلب
دانشگاه اسلامی در بیان آیت الله جوادی آملی (حفظ الله)
نوشته شده توسط در ساعت 09:34 ب.ظ

وبلاگ دانشگاه برتر و آینده ایران - Www.Higher-Uni.MihanBlog.Com

آیت الله جوادی آملی بیانات مهمی پیرامون «دانشگاه اسلامی» ایراد کرده اند.

ایشان در قسمتی از این سخنرانی می گویند:

این بزرگواران [دانشگاهی ها] خیال می­کنند منظور از دانشگاه اسلامی آن است که هر دانشکده نمازخانه داشته باشد

یک، کلاس پسر و دختر از هم جدا بشود

دو، حجاب محفوظ باشد

سه، حرف های خلاف در دانشگاه­ها نزنند

چهار، شب های جمعه دعای کمیل باشد

پنج، شب های چهارشنبه دعای توسل باشد

شش ...
شما خلقت را کردید طبیعت، خدا را مهجور کردید، کار او را به طبیعت دادید، کفر شاخ و دم ندارد که!...
دور هم جمع شدن 27 آذر که وحدت نیست! او سکولار فکر می­کند این الهی فکر می­کند، چگونه وحدت داشته باشند؟
...

از اینجا دانلود كنید.

منبع: سایت خبرنامه دانشجویان ایران


مرتبط با : دانشگاه اسلامی
منظور از اسلامی شدن دانشگاه ها چیست؟
نوشته شده توسط در ساعت 07:25 ب.ظ

تا حدود دویست سال پیش بینش حاكم بر مجامع علمی ما، بینش اسلامی بود اما علم رایج در مجامع علمی امروز ما گرفته شده از غرب و بیگانه از دین است. مهمترین علت انحطاط و ركود جهان اسلام، دوری و فاصله گرفتن ملل اسلامی از اسلام واقعی است. اگر در جامعه ای بینش توحیدی حاكمیت داشته باشد، مسلمانان در كسب علم و معرفت كوتاهی نمی كنند و راه سلطه بیگانه در عرصه علمی و فرهنگی و سایر جنبه ها را سد می كنند زیرا خداوند در قرآن و اهل بیت در روایات فراوان به كسب علم و رفع نیازهای جامعه اسلامی تاكید كرده اند برای نمونه می توان به آیه « لن یجعل الله للكافرین علی المومنین سبیلا = خداوند برای كافران راهی برای تسلط بر مومنین قرار نداده است» یا می توان به حدیث معروف نبوی كه می فرماید: « اطلب العلم ولو بصین = علم را طلب كنید اگر چه در چنین باشد» توجه به همین آیات و روایات بود که باعث شد مسلمانان ظرف مدت کمی قله های علمی جهان را در دستشان بگیرند دانشمندان نامداری از قبیل جابر بن حیان، خوارزمی، زکریای رازی، ابوریحان بیرونی و ... همه تربیت شدگان مکتب اسلام بودند.
اما با مرور زمان علوم انسانی غرب بر کشورهای اسلامی سایر گسترانید. علوم انسانی، در غرب، با الگوگیری از علوم طبیعی، تجربه گرایی را معیاری برای کاوش در ابعاد وجودی انسان قرار داده است، در حالیکه بسیاری از رفتارها، و ابعاد انسانی قابل مشاهده حسی نیستند.

وبلاگ دانشگاه برتر و آینده ایران - Www.Higher-Uni.MihanBlog.Com

اگر علوم انسانی که بر پایه بینش تجربی و فلسفه مادی استوار است در جامعه اسلامی رواج پیدا کند و مبنای عمل قرار گیرد، جامعه دچار انحراف از مسیر و دوری از آرمانهای خود خواهد شد. علوم انسانی منقطع از وحی، قادر به هدایت جامعه دینی به سوی سعادت و خوشبختی نیستند و در بلند مدت، جامعه را به سستی و تخریب ارزش ها و باورها می کشاند. زیرا اساساً طبق تفکرات مادیِ صرف، خدا و دین و آخرت جایگاهی ندارند.
در جهان بینی اسلامی، علم ، مبنای متافیزیکی دارد و همواره فعالیت علمی بخشی از فعالیت دینی به حساب می آید و برخلاف علم برخاسته از غرب که در تعارض با دین و معنویت است، درنهایت منتهی به توحید و قرب الهی می شود، علم در غرب منحصر در تجربه قلمداد می شد ولی در اسلام علم قلمروی گسترده ای اعم از شوهدی، وحیانی، عقلی و تجربی دارد. علم اسلامی علمی است که بر اصول و معیارها و اهداف وحی منطبق باشد و البته لزومی نیست که جزئیات تمامی علوم در متون دینی آمده باشد. زیرا اگر همه موارد آن در متون دینی آمده بود لازمه اش آن بود که مثلا قرآن هزاران هزار جلد باشد و ثانیاً چنین علمی، محدود می شد. علم در اسلام فقط محدود به دایره محسوسات نیست بلکه ریشه در متافیزیک دارد و چون در طول وحی است، هیچ گاه با دین تعارض پیدا نمی کند. چنانچه دانشمندان اسلامی در عرصه های گوناگون علمی، نه تنها از اسلام دور نبودند بلکه هر یک نمونه ای از انسان کامل در زمان خودشان و یا حتی تا به امروز بوده اند.
منظور از اسلامی شدن دانشگاهها بدان معنا نیست که ما از ییشرفتها و دستاوردهای علمی غرب استفاده نکینم بلکه مقصود از اسلامی شدن دانشگاهها آن است که در محیط علمی، فلسفه فکریِ اسلام سایه افکند و علوم انسانی، بر مبنای اسلام سامان یابد و نتیجه تحصیل در دانشگاه ها نزدیکی به خدا و آراستگی به معنویت باشد. نه اینکه روح حاکم بر دانشگاهها روح فلسفه مادی و تفکرات غرب باشد و در نهایت آنچه که ثمره دانشگاهها است فردی مخالف یا معاند با اسلام باشد.
علی بابائی

منبع: سایت باكری افلاین


مرتبط با : دانشگاه اسلامی
مهمترین مولفه های دانشگاه اسلامی چیست؟
نوشته شده توسط در ساعت 06:02 ب.ظ

وبلاگ دانشگاه برتر و آینده ایران - Www.Higher-Uni.MihanBlog.Com

سؤال : مهمترین مولفه های دانشگاه اسلامی چیست ؟ آیا كارهایی جهت اسلامی كردن دانشگاهها انجام شده است ؟

جواب : مولفه های مهم دانشگاه اسلامی - كه باید در پی تحقق آنها بود - عبارت است از :

1- علم و تخصص

2- معارف دینی

 3- اخلاق و تهذیب

 4- خودباوری و اعتماد به نفس

 5- استقلال و اتكای ذاتی در عین استفاده از یافته ها و تجارب دیگران

 6- جامع نگری و بینش اجتماعی و سیاسی

 7- آرمان گرایی و هدفداری

 8- تعهد و دلسوزی در راستای اصلاح و سامان بخشیدن به امور جامعه .

بنابراین تعهد و تخصص دو مولفه لازم و همراه در دانشگاه اسلامی هستند .در رابطه با اسلامی كردن دانشگاه ها مسلما تلاش هایی صورت گرفته ؛ لیكن تا رسیدن به مقصد و مطلوب نهایی همچنان راه درازی در پیش است و مشاركت جدی همگان را می طلبد .

منبع: سایت نهاد مقام معظم رهبری ( مدظله العالی ) در دانشگاه ها


مرتبط با : دانشگاه اسلامی
جامعه اسلامی دانشجویان
نوشته شده توسط در ساعت 05:32 ب.ظ

جامعه اسلامی دانشجویان، از اتحادیه‌های دانشجویی ایران. این تشکل، از جناح راست است و در سال ۱۳۶۸ و فعالیت‌های انجمن اسلامی از طیف چپ، به نوعی در تقابل با انجمن اسلامی دانشجویان تشکیل شد.

نحوه تشکیل و اهداف جامعه اسلامی دانشجویان

امعه اسلامی دانشجویان در سال 1368 به منظور ایجاد پایگاهی برای فعالیت فرهنگی و سیاسی نیروهای حزب اللهی و ارزشی در دانشگاهها تأسیس شد. اعضای هیأت مؤسس این تشکل دانشجویی شامل محمد نصر اصفهانی، مهدی فضائلی، امیرحسین درخشان، محمد مرادیان و سهلانی بودند که پس از برگزاری یک جلسه سخنرانی کاندیداها در انتخابات میان دوره ای مجلس سوم در تالار ابن سینای دانشگاه تهران اعلام موجودیت کردند. پس از آنکه این جلسه با ورود نیروهای تندروی انجمن اسلامی دانشجویان به آشوب کشیده شد و دو عکس از برخورد تند نیروهای انجمن اسلامی دانشجویان با برگزار کنندگان جلسه در روزنامه ها منتشر شد، دانشجویان دانشگاههای مختلف کشور یکی پس از دیگری به سمت جامعه اسلامی دانشجویان گرایش یافتند.

 

پس از گسترش فعالیتهای جامعه در سطح دانشگاههای کشور، در حالیکه برخی اعضای هیأت مؤسس آن نظر به تعطیلی این اتحادیه دانشجویی داشتند، با پیگیریهای فراوان محمد نصر اصفهانی اولین کنگره این تشکل دانشجویی با پیام مقام معظم رهبری و سخنرانی رؤسای وقت قوه مقننه و قوه قضائیه در تالار علامه امینی دانشگاه تهران و در سال 1375 برگزار شد.

 

تأسیس جامعه اسلامی دانشجویان برای نیل به اهدافی بود که آنچنانکه در اصل دوم اساسنامه این اتحادیه تعریف شده "تعمیق فرهنگ و معارف اسلامی ، رشد بینش سیاسی و انقلابی ، تقویت روحیه ی مسئولیت پذیری و گسترش مشارکت مدنی دانشجویان در راستای پرورش نیروهای توانمند در جهت تحقق آرمانهای اسلام ناب محمدی (ص) بر اساس دیدگاه های حضرت امام خمینی (ره) و ولی فقیه زمان ، بهره گیری بهینه از توانمندی اعضای اتحادیه در راستای آئین و میثاق مشترک و منافع ملی و برقراری ارتباط سازنده با تشکلهای دانشگاهی در سطوح ملی ، منطقه ای و بین المللی، در چارچوب منافع نظام اسلامی" از جمله این اهداف می باشد.

تأیید چندباره توسط رهبری

درخشش فوق العاده نیروهای پرورش یافته در بطن این اتحادیه در سطح کشور و مواضع عمیق و دقیق فعالین در این تشکل دانشجویی از بدو تأسیس تاکنون، نشان از دستیابی به اهدافی است که در اساسنامه به آن اشاره شده است. ثبات فکری و سیاسی جامعه اسلامی دانشجویان در طول سالیان متمادی، و همچنین صحت و دقت این جهت گیریها، از دیگر وجوه نشان دهنده استحکام این تشکل بوده و مقوله ای است که مقام معظم رهبری نیز چندین بار به آن تأکید نموداند. در دیداری هم که مقام معظم رهبری در سال 1384 با اعضای این اتحادیه داشتند، ضمن تأکید مجدد بر مواضع صحیح و اصولی این تشکل دانشجویی فرمودند: من تشکل شما را هم که دوست دارم بخاطر همین است، این جهت گیری درست که با رفت و آمد انسانها و سلایق مختلف عوض نمی شود، این را مغتنم بشمارید...

 وبلاگ دانشگاه برتر و آینده ایران - Www.Higher-Uni.MihanBlog.Com

رعایت تعادل و عقلانیت در مواضع و عدالت و انصاف در انتقاد، از شاخصه های فعالیت سیاسی این اتحادیه دانشجویی بوده و مشی خود را در طول سالیان فعالیت خود، بر اساس پرهیز از افراط و تفریط قرار داده است.

وضعیت کنونی

هم اکنون دفاتر جامعه اسلامی دانشجویان در نزدیک به پنجاه دانشگاه کشور و در 26 استان کشور مشغول فعالیت هستند که دانشگاههایی از وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، وزارت آموزش و پرورش، وزارت نفت و قوه قضائیه را شامل می شود. در چشم انداز این تشکل دانشجویی، تبدیل شدن به عمده بازوی مشورتی دانشجویی رهبری، پیشرو بودن در وحدت حوزه و دانشگاه، پیشرو بودن در نهضت تولید علم و تربیت نیروهای مومن و متخصص در سطح تراز انقلاب اسلامی در ایران و جهان (اعم از محقق، متفکر، سخنران، روزنامه نگار ، نظریه پرداز و در صورت نیاز مدیران) دیده شده است و در این راستا تقویت و توسعه دفاتر دانشگاهی، جذب و تقویت نیروهای نخبه و تقویت آنان به منظور کادرسازی برای نظام و گفتمان سازی برای انقلاب را از مهمترین راهها برای رسیدن به این چشم انداز می داند.

فعالان

محمد پهلوان کاشی در حال حاضر دبیرکلی این اتحادیه سیاسی دانشجویی را به عهده دارد. وی دانشجوی رشته دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد است.

از جمله فعالین فعلی این تشکل دانشجویی می توان به علی اصغر جاویدپرور، ایوب توکلیان، جلال عباسیان، ابوالفضل چمندی، محسن ذاکری، مهرداد وطنی، مهدی بادپا، ارسلان بدری کوهی، سیـدعلی موسوی و محمد حسن صادق پور،احمد نبی زاده بابکی، محمد جواد نوری، صمد بهنام، سعید اصغریان، روح الله گوهریان، محمد مهدی نجفی ، حسین زینلیان ،جعفر مهری پرگو،محسن اصلی پور ،مصطفی صابری اشاره نمود.

 

محمد مرادیان، مهدی فضایلی، محمد نصر اصفهانی، سیدعبدالصالح جعفری، سیداحسان قاضی زاده، حسین ربانی، میثم نیلی، مجدالدین معلمی، ابراهیم شمشیری، عبدالرسول حیدری، مجتبی ابراهیمی، محسن منصوری، علی جوادی، علیرضا آرانی نژاد، حمیدرضا رستمی(به مدت دوماه)، و ایوب توکلیان قبل از محمد پهلوان کاشی سمت دبیرکلی این اتحادیه را برعهده داشته اند.

اعضای شاخص و قدیمی

محمد نصر اصفهانی مسئول بازرسی شورای عالی انقلاب فرهنگی و از مشاوران وزیر علوم تحقیقات و فناوری، مهدی فضائلی مدیرعامل سابق خبرگزاری فارس و مدیر کنونی سروش رسانه، کامران باقری لنکرانی وزیر سابق بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و سخنگوی جبهه پایداری انقلاب اسلامی،محمود عباس زاده مشکینی مدیرکل سابق سیاسی وزارت کشور و دبیر کمیسیون ماده ۱۰ احزاب، سید احسان قاضی زاده هاشمی مدیرکل سابق مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، دبیر سابق اطلاع رسانی هیأت دولت و مدیرکل کنونی فرهنگ و ارشاد اسلامی استان تهران، سید امیرحسین قاضی زاده هاشمی نماینده مردم مشهد و کلات در مجلس شورای اسلامی در دوره های هشتم و نهم، سید عبدالصالح جعفری عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران و مشاور محموداحمدی نژاد در شهرداری تهران،میثم نیلی مدیرمسئول رجانیوز، مجد الدین معلمی مدیرکل فرهنگی نهاد کتابخانه های عمومی کشور، جبار کوچکی نژاد نماینده مردم رشت در مجلس شورای اسلامی، محسن منصوری فرماندار ورامین، ابوالحسن فقیه رئیس سابق سازمان بهزیستی کل کشور و رئیس کنونی سازمان هلال احمر، نعیم سعداوی بازیکن سابق تیم ملی فوتبال ایران، مهدی احمدی نژاد فرزند محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری اسلامی ایران و عباس درویش توانگر سردبیر خبرگزاری فارس از جمله اعضای سابق این تشکیلات دانشجویی هستند.

منبع: ویكی پدیا


مرتبط با : جنبش دانشجویی
جنبش عدالت‌خواه دانشجویی
نوشته شده توسط در ساعت 09:48 ب.ظ

جنبش عدالت‌خواه دانشجویی، از اتحادیه‌های دانشجویی کشور با رویکرد کلی عدالت‌خواهی، انتقاد و مطالبه‌گری از مسئولین و نهادها و توجه به مشکلات و معضلات سیاسی و اجتماعی است. این جریان خود را فراجناحی می‌داند و به تقسیم‌بندی‌های سیاسی و جناحی کشور اعتقادی نداشته و رفع مشکلات اجتماعی و کارآمدی نظام اسلامی را از اهداف خود می‌شمرد. جنبش عدالت‌خواه در موضوعات مختلف سیاسی، اجتماعی و بین‌المللی دارای فعالیت بوده‌است. فقر، دفاع از مستضعفین و اقشار ضعیف، معضلات اجتماعی، فسادهای اداری و اقتصادی در ارکان حکومتی، حرکت‌های ضدامپریالیست و دفاع از نهضت‌های آزادی‌بخش و مسائل و برنامه‌های اقتصادی از جمله سرفصل مواردی بوده که جنبش عدالت‌خواه به آن‌ها اهتمام داشته‌است. این تشکل الگوی خود را تفکر و منش خمینی و رهبر کنونی جمهوری اسلامی و اصول انقلاب اسلامی می‌داند و با این‌حال بنابر شاخصه‌هایی متمایز، مدعی جریانی نو در فضای دانشجویی و سیاسی است. انتقاداتی از سوی دو جریان سیاسی کشور و هم‌چنین جریان مستقل به جنبش عدالت‌خواه وارد می‌گردد. بسیاری از این انتقادات به عدم هم‌خوانی برخی ادعاها و عمل این اتحادیه برمی‌گردد. این اتحادیه که به نسبت جریان‌های دانشجویی دیگر جوان‌تر است، هم‌اکنون در چندین دانشگاه کشور مجوز فعالیت دارد و رو به گسترش است.در محافل دانشجویی، سیاسی و رسانه‌ای از این جریان اختصاراً با عنوان «جنبش» یاد می‌شود.

زمینه اجتماعی

 

فقر، فساد و تبعیض به عنوان سه محور مورد توجه در این جریان بوده است. هسته‌ای اولیه این جریان، زمینه سیاسی و اجتماعی سال‌های پایانی دهه هفتاد را به عنوان عاملی فعال در شکل‌گیری آن ذکر می کنند. زمانی که بنا بر ادعای موسسین، اولویت ذهنی و عملی اصلی جریان دانشجویی مباحثی دیگر بود. جنبش عدالت‌خواه برآمده از انتقاداتی شدید به جریان حزب‌الله در مقطع شکل‌گیری‌اش است. علاوه بر این سخنان رهبر جمهوری اسلامی در تعیین این اولویت ها و حرکت در این جهت نقشی مهم داشته است که جنبش عدالت‌خواه بسیار به این موارد استناد می‌کند

زمینه تشکیلاتی

 

شکل‌گیری جریان جنبش عدالت‌خواه از به هم پیوستن گروه‌ها و جمع‌های پراکنده‌ی همفکر و منتقد به وضع موجود بوده است.

 وبلاگ دانشگاه برتر و آینده ایران - Www.Higher-Uni.MihanBlog.Com

جمع هایی که به رویه حزب اللهی ها منتقد بوده و فعالیت ها و اولویت های انها را مغایر با اصول می دیدند و به رویه جمهوری اسلامی انتقاد داشتند. این جمع ها فعالیت هایی منفک و پراکنده و از طرف دیگر کانال های ارتباطی ای هم داشتند. در اوایل دهه هفتاد این دغدغه های مشترک حول مساله عدالت پر رنگ می شود.

 

تأکیدات جدی و صریح خامنه‌ای در مورد عدالت از اوایل دهه ۷۰ شروع شد. از جمله تاکیدات بر بی توجهی مسئولان به فقر و فساد. پیام خامنه‌ای در ۶ /۸ / ۸۱ خطاب به جنبش دانشجویی نقطه عطفی در شکل گیری جنبش عدالت خواه بود.

 

این گروهها به این سمت کشیده شدند که منسجم تر عمل کنند. ابتدا از طریق مبادله محصولات و تبادل فکری با هم رابطه گرفتند. پس از آن این گروه‌ها تصمیم گرفتند فعالیت‌هاشان را بصورت جریان­ سامان بدهند. هستهٔ مرکزی ای تشکیل شد جهت هماهنگی فعالیت‌ها. این هسته فاعلیت‌های سراسر کشور چه در حوزه‌ها و دانشگاهها را راهبری می‌کرد.پس از آن با چهار استراتژی کلی کار ادامه پیدا ­کرد. ۱.حلقه­های فکری. ۲.توزیع فرهنگی جبهه انقلاب، در قالب متفکر و هنرمندان ۳.برگزاری همایش­ها و تولید نشریه ۴. حرکت­هایی در قالب مطالبه عدالت در جاهای مختلف.

 

برخی حلقه‌های فکری، دانشجویی نقشی مهم در شکل گیری این جریان داشتند. جلسات هفتگی حیدر رحیم پور، کارگاه نویسندگی وحید جلیلی در مشهد(مجمع تبشیر) و تهران (مجمع حزب الله) از جمله‌ی این‌است.

 

هم‌چنین نشریات متعدد که به عنوان بیان‌کننده فکر و هم‌چنین حلقه‌ی اتصال گروه‌ا مختلف همفکر بود نقشی مهم دارند. "خیزش" علم و صنعت، هفت قفل دانشگاه امام صادق از این جمله‌اند.

 

علاوه بر این در عرصه‌ی مجازی هم پایگاه‌هایی برای این جریان وجود داشت. سایت مستضعفین دانشجویان علم و صنعت و سایت مطالبه‌ی مجمع مطالبه‌ی مردمی مشهد از محافل مجازی مهم بوده‌اند.

فعالان

صادق شهبازی عضو فعلی و دبیر سابق و از فعالان جنبش عدالت خواه دانشجویی است.همچنین مرتضی فیروزآبادی از فعالان جنبش است که سه دوره عضویت شورای مرکزی، دو دوره دبیری را بر عهده داشته و همکنون عضو شورای ناظر این تشکل است. همکنون مسعود براتی دبیری کل جنبش را عهده دار است

منبع: ویكی پدیا


مرتبط با : جنبش دانشجویی
سرآغاز جنبش دانشجویی در ایران
نوشته شده توسط در ساعت 07:42 ب.ظ

در این یادداشت در صددیم تا به اختصار، دریابیم که بستر سیاسی و اجتماعی ایران در دهه 30 تحت تاثیر چه شرایطی بوده که پیامد آن، شکل‌گیری جنبش‌های اجتماعی و ضد استعماری نظیر جنبش دانشجویی در ایران است.

اگرچه تا پیش از دهه 30 شاهد برخی جنبش‌ها و حرکت‌های جمعی نظیر جنبش تنباکو و یا نهضت مشروطه‌خواهی بودیم، اما آنچه مراد ما از جنبش اجتماعی است، متفاوت است از آنچه قبلا در ایران رخ داده است. شاید بتوان گفت عمل جمعی و جنبش اجتماعی ضد استعماری در معنای جامعه شناختی آن برای اولین بار پس از کودتای 28 مرداد در ایران شکل گرفت که نقطه اوج و انسجام یافته آن، شکل‌گیری و آغاز نهضت انقلاب در سال 1342 به رهبری امام خمینی بود که با سازماندهی و راه‌اندازی یک جنبش فراگیر ضد شاه، چه در داخل ایران و چه در دوران تبعید توانستند در یک پروسه نسبتا طولانی، زمینه وقوع انقلاب اسلامی را پس از قرن‌ها استبداد و دیکتاتوری رژیم‌های فاسد سیاسی به پیروزی برسانند.

پس از کودتای آمریكایی 28 مرداد، شاه به کمک اربابان خود به صحنه سیاسی ایران بازگشت. پیدایش این شرایط صرفا یک حرکت سیاسی در جهت کسب مجدد قدرت رژیم کودتا نبود، بلکه بسیاری از سیاست‌ها و کنش‌های شاه در حوزه مسائل داخلی، تغییر اساسی کرد و به تعبیری با خصومت دو چندان نسبت به مردم،برنامه‌ریزی برای حاکمیت تازه به قدرت رسیده را آغاز نمود. تشکیلات رژیم اقتدارگرا با حمایت رهبران فئودال و همینطور دستگاه‌های نظامی، تداوم یافت و وابستگی سیاسی به دولت آمریكا تشدید شد.

سال‌های پس از کودتا نشان می‌دهد که نارضایتی‌های سیاسی و تنگ‌تر شدن فضای عمل سیاسی برای بسیاری از کنشگران فعال در عرصه سیاست غیرقابل‌تحمل بوده و به همین منظور محدودیت‌های اجتماعی و سیاسی به شدت ملموس گشت. تأسیس سازمان امنیت و اطلاعات کشور (ساواک) به منظور تقویت کنترل سیاسی از اتفاقات برجسته و همینطور حوادث دیگر نظیر سرکوب فداییان اسلام نشان از محدودسازی حوزه سیاست در طول دهه 30 بود تا جایی که در اواخر سال 1339، مقامات سیاسی آمریكا وضع ایران را نگران‌کننده توصیف می‌کنند و یکی از مسئولان وزارت خارجه این کشور در گزارش مفصلی، پس از بررسی دقیق نیروهای اپوزیسیون و تاکید بر بی اعتباری روز افزون شاه، دستورالعملی 14 ماده‌ای را ارائه می‌کند تا شاه را از خطر سقوط مجدد رهایی بخشد.

موضوعات مطرح شده به شیوه‌ای روشن بیان می‌کند که زمینه‌های سیاسی پس از کودتا به شدت نامساعد بوده است. نیکسون چند ماه پس از کودتا و برای بازدید از پروژه سیاسی ــ نظامی ایالات متحده در ایران به تهران آمد تا نتایج سیاسی کودتا را از نزدیک مشاهده کند و ضمنا از همان دانشگاهی که اولین حرکت‌های جنبش دانشجویی در آن اتفاق افتاد،دکترای افتخاری کسب کند. اعتراض به حضور این مقام آمریكایی از روزهای قبل از شانزدهم آذر ماه آغاز شد و در این روز به اوج خود رسید که شاه با حمایت ارتش نظامی خود جنایت خونین بی‌سابقه‌ای را در دانشگاه تهران کارگردانی کرد و خوش‌رقصی خود را برای ایالات متحده بیشتر از قبل به نمایش گذاشت.این جنایت اگرچه توانست سفر آرامی را برای نیکسون فراهم سازد اما بعد‌ها سبب ساز یک حرکت گسترده جمعی علیه رژیم بود.تقابل رسمی شاه با مردم و آشکار شدن چهره حقیقی و خود فروخته شاه در این روز تاریخی نمایان گشت.

وبلاگ دانشگاه برتر و آینده ایران - Www.Higher-Uni.MihanBlog.Com

در شانزدهم آذر ماه بود که جنبش دانشجویی ایران با یک هویت ضد آمریكایی و ضد استعماری در صحنه سیاسی ایران شناخته شد.اگر کمی به مفهوم جنبش اجتماعی بازگردیم متوجه می‌شویم که اساسا جنبش‌ها متمرکز بر کنش‌هایی هستند که خارج از محدوده نهادهای رسمی شکل می‌گیرند و از همین طریق می‌توان با برخی مفاهیم نظری به بررسی جنبش دانشجویی پرداخت.اگرچه این جنبش نوپا در سال‌های آغازین دهه 30 به شکل یک سازمان رسمی در نیامده بود و اینکه دستورالعمل سیاسی و راهبردی مشخصی نداشت اما بی گمان ماهیت دگرگون ساز و استعمار ستیز دانشجویان ایرانی قابل انکار نیست و همین مسئله موجب شکل گیری سازمان دانشجویی منسجمی در سال‌های بعد شد.

«اسملسر» به عنوان یکی از نظریه پردازان جنبش اجتماعی شروطی را در مورد منشا عمل جمعی به طور عام و جنبش اجتماعی به شکل خاص مطرح می‌کند.این نظریه به شکل نسبی قابلیت تبیین حرکت دانشجویان در شانزدهم آذر را در قالبی جامعه شناختی دارد که اجمالا به شروط اساسی این نظریه اشاره ای داریم.

ـ زمینه‌های ساختاری (شکل گیری کودتا و آشکار شدن نفوذ ایالات متحده به عنوان نمادی از امپریالیسم برای نفوذ درشالوده ساختار سیاسی ایران(

ـ فشارهای ساختاری (تغییر سیاست‌های داخلی شاه و فشار بر نیروها و گروههای سیاسی جهت محدود سازی فعالیت‌ها)

ـ گسترش باورهای تعمیم یافته (اثبات خیانت شاه و بی کفایتی سیاسی وی به مردم و شکاف بیش از اندازه حاکمیت با مردم(

ـ عوامل شتاب دهنده (سیاست‌ها و اقدامات ضد مردمی شاه که مصادیق آن در تاریخ معاصر به وفور یافت می‌شود)

با شروط ذکر شده برای شکل‌گیری جنبش دانشجویان در دهه 30 به درک صحیحی از اهداف این جنبش می‌رسیم. جنبشی که سرآغاز یک حرکت تاریخی،ضد رژیم در بعد داخلی و ضد آمریكایی در بعد بین‌المللی‌ بود. این باورهای اجتماعی و زمینه‌های مبارزاتی دانشجویان در چارچوب مفاهیم جامعه شناسی سیاسی، زمینه‌ساز شکل‌گیری جنبش دانشجویی ایران به شمار می‌آید. شانزدهم آذر در واقع شروع یک عمل سیاسی در راستای مبارزه با امپریالیسم بود و به نوعی اولین نشانه‌های ظهور و واکنش جنبش دانشجویی در چالش با مسائل سیاسی کشور در اعتراض به سیاست‌های رژیم تلقی می‌شد. بی‌شک بسیاری از تحولات سیاسی و بحران‌های داخلی و احساس خطر کردن‌های رژیم در طول دهه 30 تحت تاثیر این حرکت دانشجویان بود.

نکته‌ای که در انتها باید به آن توجه داشت، حراست از اصالت جنبش دانشجویی در تاریخ معاصر ایران است. پوشیده نیست که جنبش دانشجویی در سال‌های نهضت انقلابی امام در داخل و خارج از کشور سرمنشأ برکات عظیم برای ملت ایران بوده است. در سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی دانشجویان همواره پشتیبان ارزش‌های انقلابی و کرامات انسانی بوده‌اند. آنچه امروز پس از گذشت چندین دهه از حادثه خون بار شانزدهم آذر بر ما ضرورت می‌یابد، حفظ آرمان‌خواهی‌های جنبش دانشجویی است که سر لوحه آن مبارزه با دشمنان ایران و تلاش برای حفظ استقلال و آزادی ایران عزیز است.

منبع: تابناك


مرتبط با : جنبش دانشجویی
جنبش دانشجویی اسلامی در ایران
نوشته شده توسط در ساعت 05:33 ب.ظ

می‌توان نخستین طلایه‌های پیدایش رایش اسلام گرایی در دانشگاه را به اوایل دهه بیست و تاسیس انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده پزشکی مربوط دانست که در ادامه در دانشکده‌های مثل فنی نیز گسترش یلفت. اما برای تبدیل این گرایش به گفتمان هژمون جنبش دانشجویی بایستی سه دهه صبر پیشه می‌کرد. نهضت ۱۵ خرداد خمینی هم در تقویت این تفکر نوپا نقش بارزی داشت.

 

جنبش دانشجویی را نمی‌توان بطور مستقل بررسید و طبعاً رشد اسلام گرایی در فضای عمومی فعالیت‌ها و مبارزات بر فقضای دانشجویی در این راستا اثر گذاشته‌است.

 

در این برهه‌است که شاهد بروز گروههایی چون نهضت آزادی که با نوعی تلفیق اندیشه اسلام گرایی و منش لیبرالی جبهه ملی شکل می‌گیرد در کنار گروههایی چون سازمان مجاهدین خلق ایران با اندیشه بین اسلام گرایی با منش مارکسیستی حزب توده هستیم. این مشاهدات در واقع بیانگر میل به شاخص‌های فعالیت اسلام گرایی است و بیش از آنکه این گروهها از اسلام گرایان به نفع تفکر لیبرالی و مارکسیستی یلرگیری کنند، یارگیری از لیبرال منش‌ها و مارکسیستها به نفع جریان اسلام گرایی محسوب می‌گردد.

 

 

جنبش دانشجویی نیز علی اقاعده در تحت تاثیر فضای عمومی خصثوصاً فضای اسلام گرایانه طبقه روشنفکر و متوسط قرار داشته، بطوری که زمانی که در سال ۵۶ بطور مشهود رشد شاخصه‌های تفکر اسلام گرایی در جامعه مشاهده می‌شود، جنبش دانشجویی نیز به همان راه متمایل می‌گردد.

 

در خرداد ۵۶ بود که برای اولین بار مراسم بزرگداشت ۱۵ خرداد در کوی دانشگاه تهران برگزار شد، و دانشجویان دانشکده اقتصاد در کلاس‌های خود دقایقی به احترام شهدای ۱۵ خرداد سکوت کردند. با فاصله کمتر از دو هفته از آن علی شریعتی که تفمرش نفوذ زیادی در بین مردم و خصوصاً روشنفکران و دانشجویان داشت به طرز مشکوکی درگذشت. این حوادث بود که باعث شعله ور شدن آتش زیر خاکستر جنبش دانشجویی می‌شد. کمتر از پنج ماه بعد از آن مصطفی خمینی فرزند ارشد روح الله خمینی رهبر انقلاب به طرز مشکوکی کشته شد.

 

البته این رشد اسلام گرایی در جامعه همراه با رشد نمادهای ظاهری اسلام گرایی هم بود. در این برهه بود که گرایش روزافزون به حجاب و پوشش اسلامی در جامعه مشاهده می‌شود. مشارکت گسترده بالاخص دانشجویان در مراسم‌هایی چون نماز جماعت و تجمعات دینی-مذهبی نیز از این جمله‌است.

 

دلیل این گرایش تصاعدی به اسلام گرایی را شاید بتوان اینگونه بیان کرد که شاید این گفتمان همان سنتزی بود که جامعه در این مدت دنبالش بود، راهی بین رادیکالیسم سیاسی و ایمان دینی.

 

در حرکت بازگشت به خویشتن اسلامی انقلاب اسلامی، جنبش دانشجویی در کنار مردم و همگام با روشنفکران و طبقه متوسط هویت اسلامی خویش را بازیافت و این تفکر به عنوان گفتمان هژمون شناخته شد.

 وبلاگ دانشگاه برتر و آینده ایران - Www.Higher-Uni.MihanBlog.Com

در فضای انقلابی دهه پنجاه و بالاخص پس از انقلاب، انجمن‌های اسلامی رهبری جنبش دانشجویی را در اختیار گرفتند. شکل گیری اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان و سازمان دانشجویان مسلمان که به پیدایش دفتر تحکیم وحدت انجامید راه را در این راستا صاف کرد.

 

از سوی دیگر همراه با تسخیر سفارت آمریکا این تشکل به صورت بلامنازع بر رقبای خود غلبه کرد. انقلاب فرهنگی بود که پازل قدرتنمائی تحکیم را در دانشگاهها کامل کرد. با اینکه تحکیم، موسس این تفکر نبود، اما با قرار گرفتن بر اوج هدایت جنبش دانشجویی را برای سالیانی در اختیار گرفت.

 

محتوای گفتمان این سالها به کلیدواژه‌هایی نظیر عدالت در سیاست داخلی و مبارزه با امپریالیسم در سیاست خارجی تاکید می‌کند، طرفدار اقتصاد متمرکز دولتی برای برقراری هر چه بهتر عدالت است، مصادره زمین‌های زمین داران بزرگ برای توزیع میان دهقانان و روستائیان را می‌خواهد، مخالف مدارس خصوصی ایت و از نهضت‌های آزادیبخش اسلامی در جهان طرفداری م یکند و به اصطلاح خود «خط امامی» است. از ویژگی‌های بارز این مقطع تاکید بر جنگ فقر و غنا از یکسو و حمایت از اسلام ناب محمدی در برابر اسلام آمریکایی از سوی دیگر است.

 

بجز ایام انقلاب و سالهای نخستین آن بخصوص ۵۸-۱۳۵۶ و بالاخص در برهه تسخیر سفارت آمریکا و انقلاب فرهنگی که جنبش دانشجویی در حالت فوران و آشکارگشتگی قرار داشت می‌توان گفت که این موج از جنبش دانشجویی در حالت نهفتگی بوده‌است.

 

در این برهه‌است که جنبش دانشجویی فرصت را جهت تحقق آرمانهای چندساله اش مغتنم می‌شمرد و خصوصاً در سالهای ۶۱-۱۳۵۹ همراه با نظام در راستای تحقق اهداف انقلاب گام بر می‌دارد. هسته‌های اولیه نهادهای انقلابی چون سپاه پاسداران و جهاد سازندگی از دانشجویان یارگیری م یکنند. و دانشجویان تمام توان خود را در راه حفظ انقلاب و سازندگی و رشد ایران و غلبه بر عقب ماندگی مصروف می‌دارند. همچنین بسیاری از فرماندهان جوان جنگ از دانشجویان بودند.

 

در این سالها جنبش دانشجویی، آرمانخواه، عدالت طلب، استکبارستیز، مخالف سرمایه داری، طرفدار جنبش‌های اسلامی جهانی، یاور فقرا در جنگ علیه اغنیاء، استقلال طلب و اسلام سیاسی خواه بود.

 

البته دوره نهفتگی جنبش دانشجویی در در این برهه، یکنواخت نیست، چه اینکه هم سالهای پر جنب و جوش دهه شصت را شاهدیم و هم بی تحرکی و حتی سیاست گریزی سالهای نخست دهه هفتاد را ملاحظه می‌کنیم.

 

در گفتمان آن هم انسجاو و وحدت تام وجود نداشته، بلکه همواره شاهد بروز خرده گفتمان‌ها و گفتمان‌های فرعی نیز بوده‌ایم.

 

از نکات جالب در این موج جنبش دانشجویی، میل دفتر تحکیم به عنوان رهبر جنبش دانشجویی کشور به بازیهای رسمی سیاسی و مشارکت در قدرت به عنوان سبه حزب سیاسی است کهدر تاریخ جنبش دانشجویی بی سابقه بوده‌است.

 

شاید چند دهه چپ گرایی شدید در کنار نزدیک شدن بیش از حد جنبش به حاکمیت، سنتزی را ایجاد کرد که از ان یک چرخش ایدئولوژیک شدیداً متمایل به راست لیبرالی نتیجه شد و حتی در راستای نفی بخش قابل توجهی از گذشته چپ گرایی خود گام برداشت و راست گرایی پیشه کرد.

منبع: ویكی پدیا


مرتبط با : جنبش دانشجویی
جنبش دانشجویی
نوشته شده توسط در ساعت 05:26 ب.ظ

جنبش دانشجویی، عمل جمعی دانشجویان که زیرمجموعه جنبش‌های اجتماعی محسوب می‌گردد. این نوع حرکت، با ویژگی‌های خاص خودش به عنوان موثرترین فعالیت‌ها جهت اعتراضات و ایجاد تحولات در زمینه‌های گوناگون در تاریخچه نه چندان بلند مدت خود ایفای نقش کرده است.

جنبش به حرکتی جمعی گویند که داوطلبانه و یا بصورت برنامه ریزی شده روی می‌دهد و در آن قصد ایجاد تغییر و تحول وجود دارد، تحولی که می‌تواند در سطح فکر و اندیشه باشد تا دگرگونی نظام اجتماعی، سیاسی، اقتصادی.

این حرکت پس از مدتی حالت سازمان یافته به خود گرفته، باعث ایجاد تشکیلاتی خواغهد گردید که دارای رهبری نه لزوماً منحصر باشد.

افراد شرکت کننده در جنبش دارای جهت گیری مشخص و اهداف معینی می‌باشند که بطور آهسته به یک حرکت منظم و منسجم تبدیل شده، تحت گفتمانی غالب بسوی اهداف و آرمانها حر کت می‌کند.

بنابراین پیداست که هر عمل جمعی افراد لزوماً جنبش نیست. و هر عمل جمعی دانشجویان را هم نمی‌توان جنبش دانشجویی نامید. ممکن است فعالیت جمعی دانشجویان در مقطعی جنبش محسوب نگردد و یا در مقاطع مکرر کوتاه مدت با فواصل زمانی زیاد شاهد جنبش دانشجویی باشیم. شکل متکامل آن حرکتی پیوشته است که در مفهوم جنبش بگنجد.

عمل جمعی دانشجویان می‌تواند شامل فعالیت‌های دانشجویی، تحرکات دانشجویی و مبارزاتدانشجویی باشد که می‌توانند جنبش نباشند. البته هر کدام از اینها می‌توانند قابلیت تبدیل به جنبش دانشجویی داشته باشند و زمینه ساز آن گردند. وجود سازمانهای دانشجویی و اتحادیه‌های دانشجویی نیز به هیچ وجه بیانگر وجود جنبش دانشجویی نیستند.

از جمله خصوصیات جنبش‌های اجتماعی که شامل جنبش دانشجویی می‌شود عبارتند از:

شبکه‌های تعامل غیر رسمی افراد و گروهها جهت ایجاد شرایط بسیج عمومی

ابتنا بر مجموعه‌ای مشترک از اعتقادات و تعلقات که موجب شکل گیری هویتی جمعی برای کل جنبش می‌شود

متمرکز بودن بر منازعات سیاسی و یا فرهنگی

استفاده در اعتراض عمومی در جریان حرکت

وبلاگ دانشگاه برتر و آینده ایران - Www.Higher-Uni.MihanBlog.Com

برای بررسی تاریخچه جنبش دانشجویی، اجباراً جریان پیوسته‌ای از حرکات و فعالیت‌های دانشجویی بایستی بررسی شود که شامل نشان دادن فراز و فرودهاست و تنها در مقاطعی عنوان جنبش را یدک می‌کشد

در جنبش دانشجویی هم مجموعه‌ای از دانشجویان بصورت داوطلبانه حرکتی جمعی را برای ایجاد تغییر و تحولات در دانشگاه و جامعه صورت می‌دهند. تغییراتموردنظر ممکن است در حیطه‌های مختلف فرهنگی، ارزشی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی باشد.

جنبش دانشجویی، کوششی است در راستای رسیدن به هداف و آرمانهای مشترک، که با شبکه‌های تعامل غیررسمی انجام می‌شود. این حرکت، رهبری مشخصی ندارد و معمولاً دارای رهبری چندسر از سلولهای مختلف است.

باورها و تعلقات خاص مشترک جنبش دانشجویی است که سبب شکل گیری هویت جمعی دانشجویی گردیده، سبب انسجام و همبستگی موثر و کارامد در جهت فعالیت‌های سیاسی می‌شود.

جنبش دانشجویی با ورود در منازعات سیاسی، فرهنگی واجتماعی جامعه تغیییرات تند در این زمینه‌ها را طلب می‌کند و همین باعث ایجاد منازعات و اختلافات بین آنها و حکومت و حتی برخی گروههای خارج حکومت می‌گردد.

از تفاوت‌های جنبش دانشجویی با سایر گروهها این است که درصدد ایجاد تحولات و یا اعمال فشار جهت کسب منافع خاص گروهی نیست و قدرت را نمی طلبد، بلکه در پی فضاسازی و فشار برای پیدایش تغییرات جهت حرکت بسوی منافع عمومی جامعه است.

با توجه به خصوصیات جنبش دانشجویی می‌توان گفت که این جنبش ها، میان دوره‌های بلند مدت نهفتگی و کوتاه مدت کنش شدید در نوسان هستند.

جنبش دانشجویی بر اساس شرایط حاکم بر جامعه و دانشگاه، ایدءولوژیخاصی را دنبال می‌کند که این ایدئولوژی اهداف و آرمانها را معین می‌کند. جهت گیری جنبش دانشجویی و آهنگ حرکتش توسط ایدئولوؤی آن تعیین می‌شود. و همین ایدئولوژی است که وفاداران و مخالفان را خودبخود از هم جدا می‌کند.

فعالان جنبش دانشجویی از جمله روشنفکران جامعه محسوب می‌گردند و بالتبع قبض و بسط تابع جریان روشنفکری هستند. آنها به تناسب این نقش خود دارای دغدغه‌های انسانی، فرهنگی، اجتماعیو سیاسی هستند که با توجه به آن به موضع گیری در رابطه با مسائل حساس جامعه خود و جامعه جهانی اقدام می‌کنند. دانشجویان جنبش دانشجویی هرگز حاضر به ورود در قدرت نیستند و به اصطلاح سیاسی بیرون از سیاست هستند. یعنی در عین حال که خود را موظف به موضعگیری می‌دانند، ولی از هیچ گروه خاصی جانبداری نمی‌کنند و حتی به گروههایی که در راستای آرمان آنها عمل می‌کنند، وابستگس ندارند. این به جهت آن است که گروهها، شیر کنترل آرمانها و اهدافشان نشوند.

فعالان دانشجویی همواره نیرویی بالقوه و انقلابی اصیل محسوب می‌گردند. آنها نه تنها تحول خواه و تغییرساز هستند، بلکه در هر جریان اصلاح گری، قلب حرکت را تشکیل می‌دهند.

منابع استفاده شده:

محمد حسین ادیبی، طبقه متوسط جدید در ایران، نشر جامعه، تهران، ۱۳۵۸

استفان واگو، درآمدی بر تئوریها و مدلهای تغییرات اجتماعی، احمدرضا غروی زاد، نشر ساجد، تهران، ۱۳۷۳

دوناتلا دلاپورتا و ماریو دیانی، مقدمه‌ای بر جنبش‌های اجتماعی، محمدتقی دلفروز، انتشارات کویر، تهران، ۱۳۸۳

تاریخ جنبش دانشجویی ایران، دکتر محمد باقر خرمشاد (مقدمه)، تهیه و تنظیم حسین قویدل معروفی، انتشارات نجم الهدی، ۱۳۸۵.

منبع: ویكی پدیا


مرتبط با : جنبش دانشجویی


( تعداد کل صفحات: 2 )

[ 1 ] [ 2 ]